تبلیغات
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ - مطالب مهارت های ارتباطی
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ
1390/03/28 :: نویسنده : بازار صفا

 

هنگامی که زن و شوهر، هر دو مایل باشند که با ارزشهای یکدیگر کنار بیایند و زمینه ی مشترک و مساعدی بیافرینند، می توانند تفاهم را کسب کنند.. همسرانی در نجات رابطه شان موفق بودند که مصالحه کردن و «سازش» برای آنها، «فدا کردن» نیازهایشان معنا نشده بود؛ بلکه به معنای صحه گذاشتن به آنها، تقویت و بهبود آنها و در نهایت برآورده کردن مسالمت آمیز آنها بود.

احتیاط: در اینجا توصیه ما به شما این است که آن دسته از ارزشهایتان را که احساس می کنید قسمتی از وجود شما شده اند، هرگز به هیچ وجه کنار نگذارید. زیر پا گذاشتن آنچه که به آن اعتقاد دارید، آنهم تنها به منظور حفظ آرامش، در درازمدت نتیجه عکس خواهد داد.
اگر توقع داشته باشیم که از همان روز های ابتدایی انتظاراتمان به صورت تمام و کمال اجرایی شود ممکن است در همسرمان نوعی مقاومت را ایجاد کنیم که صرفا به مشاجره میانجامد.

به عنوان مثال چنانچه «سلامت» و مراقبت از خودتان، یکی از ارزشهای مطلوب شما به حساب می آید، اما همسرتان علاقه ی چندانی به تغییر نشان نمی دهد، شما به هیچ وجه نمی بایست سعی کنید که خود را شبیه او کنید و به بدن خودتان آسیب برسانید. این ایده ی خوبی است که ارزشهایمان را هر چند هرازگاهی مورد بازنگری قرار دهیم و اگر جا برای تغییر دارید، که چه بهتر. اما این کار را فقط به خاطر خودتان انجام دهید نه برای خوشحالی همسرتان یا حفظ رابطه.

چه وقت موفق نخواهد بود.

بعضی از زوجها آنچنان در دیدگاهها، طرز تفکر و دیگر جزئیات متفاوت هستند که اساساً محال است بتوانند با یکدیگر زندگی کنند. مریم زنی خوش صحبت و زیبا بود که از یک روستا به شهر آمده بود و با علی ازدواج کرده بود. در ابتدا علی با تصویر ذهنی مریم از یک همسر ایده آل مطابقت داشت: جذاب، تحصیلکرده و بسیار مؤدب. به مجرد اینکه ازدواج کردند، همه چیز عوض شد: علی محتاط تر و متوقع تر شد و از مریم انتظار داشت که هم تمام وقت بیرون کار کند و هم کارهای خانه را انجام دهد .
همسران

همینکه مریم با فرهنگ و آداب و رسوم خانوادگی علی بیشتر آشنا شد دیگر براستی نگران و معذب گردید. واقعیت این بود که علی هرگز زیاد هم عوض نشده بود، بلکه حال که ازدواج کرده بودند و با یکدیگر زندگی می کردند ارزشهای علی در ارتباط با ازدواج و اداره ی خانواده فرصتی یافته بودند تا آشکار شوند. مریم سعی می کرد تا درد و نگرانی رو به افزایش خود را نادیده بگیرد؛ و بعد از یک جلسه مشاوره ، با این حقیقت دردناک مواجه شد که او و علی از سیستمهای ارزشی کاملاً متفاوتی برخوردار بودند و توانست چیزهای بیشتری راجع به زمینه های فرهنگی او بفهمد. مریم درس مهم و در عین حال دردناکی از علی آموخت: او می بایست که در ابتدای رابطه چیزهای بیشتر راجع به ارزشهای همسر آینده ی خود بفهمد.

و حالا در این شرایط هر دو طرف در رابطه باید انتظارات مقابل را در نظر بگیرند . ضمن آنکه در موقعیتی که الگو های زندگی همسران با هم متفاوت است باید در پیاده کردن توقعات شخصی مسیری ملایم را در نظر گرفت و روشی تدریجی را اجرا نمود . اگر توقع داشته باشیم که از همان روز های ابتدایی انتظاراتمان به صورت تمام و کمال اجرایی شود ممکن است در همسرمان نوعی مقاومت را ایجاد کنیم که صرفا به مشاجره میانجامد.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

با اجرای روش های زیر می توانید همسر خود را شاد کنید و به خواسته هایش جامع عمل بپوشانید:

 

هر روز به او بگویید که دوستش دارید

هر کسی دوست دارد تایید شود و بداند که اطرافیان او را دوست دارند .بهترین راه برای تایید همسرتان که برایش بسیار مهم است اینکه خیلی ساده هر روز به او بگویید دوستش دارید . گاهی دستانش را بفشارید و این جمله را زمانی که شما را بدرقه می کند بگویید.

درک کردن

روزهایی هست که همسرتان اشتباهاتی انجام دهد و یا کمتر به شما رسیدگی کند . همیشه به خاطر داشته باشید که هیچ کس کامل نیست . در این مواقع خواسته همسرتان این است که او را درک کنید .

بخشش داشتن

وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!

لبخند

وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.بدانید زمانی که همسرتان از سر درد شکایت می کند، چاره سر درد او قرص مسکن نیست، بلکه یک لبخند است.

گفتگو کنید

نگذارید کار به جایی برسد که هیچ حرفی با همسرتان نداشته باشید درباره بچه‌ها کارتان و حتی آب و هوا با هم صحبت کنید. چرا که گفتگو نکردن اولین جرقه‌های یک رابطه سرد است.

نوشتن

هرگز با همسرتان نجنگید، چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید.

سوال

هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید.

بیشتر بگویید بله به جای نه

عادت به منفی نگری و مخالفت شما را از عزیزانتان دور می کند . سعی کنید دربرابر بعضی خواسته‌ها نه نگویید .با گفتن همین کلمه ساده بله همسرتان را متعجب و خوشحال کنید.


خوب گوش دهید

همسرتان را با این مهارت میتوانید عاشق تر کنید . همسر شما فقط گوش‌های شما را برای شنیدن نمیخواهد بلکه باید با قلبتان به او گوش دهید و او را بفهمید .

وقت و زمان

این زمان به دست شما محقق می‌شود و باید کیفیت با هم بودن را بالا ببرید یعنی تمام طرح‌ها و برنامه‌های آن روز را به میل آنها هماهنگ کنید . فقط خالی کردن برنامه روزانه برای با هم بودن کافی نیست بلکه باید برای این زمان برنامه ریزی کنید و به خود ثابت کنید که برای عزیزترین‌های زندگی تان عشق و احترام قائلید.

دلبستگی و مهربانی

چقدر در طول روز به همسرتان میگویید لطفا یا متشکرم یا اورا میبوسید . متاسفانه بعضی از زوجین فراموش میکنند با هم مهربان باشند و این کلید موفقیت را در زندگی از دست میدهند .

تشکر

خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید.از تلاش های همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.به جای هدایای گرانبها، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید، حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند.

تفکر مثبت

به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروس ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد.

احترام به تنهایی و خلوت یکدیگر

همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود. بگذارید در این اوغات فراغت به خود و خواسته‌های شخصی اش برسد.

بعضی از وظایف خانه و کودک را با هم تقسیم کنید

یکی از مهمترین دعواهای زناشویی بر سر همین مساله جزئی است.خرده کاری‌های خانه و بچه‌ها تنها مسائل همسرتان نیستند چه خوب است کمی غرور و سابقه خانودگی خود را کنار بگذارید و با این کار زندگی شیرین تری داشته باشید . شاید اوائل سخت باشد اما خود کم کم معجزه اندک کمک به همسر را خواهید دید.

اوقات فراغت و برنامه ریزی

اگر همسر شما شاغل است ساعات بیکاری او و اگر همسرتان شاغل نیست خود به او مرخصی دهید . این روزها بگذارید او آزاد باشد و نگران بچه‌ها ، شما ؛ خانه ؛ و .. نباشد . بگذارید در این اوغات فراغت به خود و خواسته‌های شخصی اش برسد .

سرزده و غیرقابل پیش بینی نباشید

زن ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده کارهایشان شوند. آمادگی آنها برای هرامری حیاتی است.

سلامت روح و جسم

به او سفارش کنید و خود نیز مراقب سلامت روحی و جسمی خودتان باشید.بساری از مردان مراقب سلامتی خود نیستند و این برای همسرانشان مشکل بوجود می‌آورد و این افراد به سلامتی طرف مقابل هم اهمیت نمی دهند ولی به خاطر داشته باشند همسرتان نمیتواند مدام دنبال شما باشد. چرا که او عشق شما و همسر شماست نه مادرتان و خود نیاز به توجه دارد ؛ پس به سلامتی خود و او اهمیت دهید .

ما معتقدیم چهار نیاز روحی اساسی وجود دارد :

** نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن

** نیاز به تعلق داشتن

** نیاز به داشتن تصور ذهنی خوب از خود

** نیاز به آزادى

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

وقتی می‌ دانید چه چیزهایی می ‌تواند شما را مریض كند از آنها اجتناب می ‌كنید مثلا می ‌دانید كه اگر در سرما لباس كافی نپوشید سرما می ‌خورید. حال اگر بدانید كه یك زندگی مشترك چگونه آسیب می ‌بیند و به پایان می ‌رسد می‌ توانید جلوی این اتفاق را بگیرید و نگذارید كه زندگی زناشویی‌ تان تباه شود.

 

تیشه های عشق :

* مرتب بكوشید همسرتان را تغییر دهید. از لباس پوشیدن و حرف زدن تا شخصیت و رفتارش را مورد انتقاد قرار دهید و بخواهید كه تغییر كند و آن طور كه شما دوست دارید باشد.

 

* همه باید مرا تایید كنند و دوستم داشته باشند. طرف بیشتر از این كه به خودش فكر كند، باید به من فكر كند.

 

* من باید فردی با كفایت و باهوش باشم و در همه جوانب ازدواج به بهترین شكل عمل كنم. باید بدانیم كه هیچ كس كامل نیست و اگر ما این گونه فكر كنیم به هر حال یك جا ممكن است در زندگی درست عمل نكنیم و آن وقت است كه احساس بی‌ كفایتی و این كه همسر خوبی نیستیم ما را می‌ آزارد.

 

* كارهای اشتباه طرف مقابل را تلافی كنم. كسانی كه این گونه فكر می‌ كنند می ‌خواهند همسرشان را آن طور كه دوست دارند اصلاح كنند كه هیچ گاه نیز نمی ‌توانند، چراكه این روش نتیجه عكس می ‌دهد.

 

*هر گاه طرفم كاری را اشتباه انجام دهد او را سرزنش می‌ كنم. سرزنش بزرگ‌ ترین آسیب ‌ها را به زندگی مشترك وارد می‌ آورد.

 

*همسرم باید بداند كه من چه می ‌خواهم و خواسته ‌هایم را به او نمی ‌گویم. بعضی‌ ها فكر می ‌كنند اگر خواسته ‌هایشان را به همسرشان بگویند از ارزش آن كم می ‌شود . مردها معمولا خواسته‌ های زنان را نمی ‌دانند.

 

* همه چیز بر وفق مراد من پیش برود آنچه می‌ خواهم از همه چیز مهم‌ تر است. با این باور هیچ گاه توقعاتمان برآورده نشده و رنجش ‌ها روی هم انباشته می ‌شود.

 

*نكند زندگی زناشویی‌ ام در خطر قرار گیرد و من و همسرم با شكست روبه ‌رو شویم. ترسیدن از آینده می ‌تواند آینده را خراب كند و وقتی راجع به مساله ‌ای تفكرات منفی وجود داشته باشد ناخودآگاه درست پیش نخواهد رفت. لزومی ندارد كه وقتی اتفاق بدی نیفتاده است ما از ترس آن اتفاق زندگی خود را تلخ كنیم.

 

*اگر دقت كنید خواهید دید كه هر كدام از ما دچار یك یا چند مورد از این اشتباهات می ‌شویم و وقتی با مشكلات روبه‌ رو شدیم دنبال دلیل می ‌گردیم در حالی كه دلیلش خود ما بوده ‌ایم

 

* در هر موردی شما از همسرتان بیشتر می ‌فهمید. در همه موارد خود را عقل كل بدانید و همسرتان را نادان فرض كنید.

 

* فقط به احساسات خود اهمیت دهید و احساسات همسرتان را نبینید. مثلا ناراحتی شما خیلی مهم‌ تر از ناراحتی همسرتان باشد.

 

* در هر جمعی ایرادات همسر خود را بگویید. در جمع به همسرتان احترام نگذارید و دایم او را مورد تمسخر قرار دهید.

 

* هرگز به اشتباهاتتان اقرار نكنید و معذرت نخواهید.

 

* هر چیزی را حسابی بزرگ كنید و از هر اتفاق كوچكی فاجعه بیافرینید.

 

* از همسرتان توقع هدایای گرانبها داشته باشید و ارزش هر چیز را با قیمت آن بسنجید.

 

* هرگز از همسرتان تشكر نكنید و هر كاری كه او انجام می‌ دهد را پای وظیفه قرار دهید و كارهای خود را بزرگ ببینید.

 

* دائما همسرتان را با دیگران مقایسه كنید و به او بگویید كه دیگران از او بهترند.

 

* فقط از خودتان حرف بزنید و اصلا از احوال همسرتان باخبر نشوید.

 

* از هر جا ناراحتید سر همسرتان خالی كنید و دلیلش را هم به او نگویید.

 

* خانواده همسرتان را مسخره كنید و از آنها ایراد بگیرید

 

* عشق‌ورزی نكنید و احساسات مثبت خود را به همسرتان منتقل نكنید.

 

* هرگز به همسرتان نگویید دوستت دارم.

 

* از همسرتان توقع داشته باشید كه از نظر ظاهر، تیپ، اندام و... مثل هنرپیشه‌ ها باشد.

 

* دائما حسادت كنید و همسرتان را فقط برای خود بخواهید و او را از دوستان و خانواده و آشنایانش برانید.

 

* سر هر مساله كوچكی دعوا راه بیندازید و جر و بحث كنید.

 

* وانمود كنید كه از نظر ظاهر و تیپ گرفته تا اخلاق، رفتار، خانواده و... از همسرتان برتر هستید.

 

* كاملا همسرتان را زیر سلطه خود بگیرید و نگذارید نفس بكشد.

 

* سراغ علایق همسرتان نروید. هرچه همسرتان دوست دارد مورد انتقاد قرار دهید.

 

اگر دقت كنید خواهید دید كه هر كدام از ما دچار یك یا چند مورد از این اشتباهات می ‌شویم و وقتی با مشكلات روبه‌ رو شدیم دنبال دلیل می ‌گردیم در حالی كه دلیلش خود ما بوده ‌ایم.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1390/03/19 :: نویسنده : بازار صفا

 

امروز می خوام در مورد حسادت بنویسم چیزی که همیشه ایام زندگی ام به خاطر اطرافیانم از دوست ، همکار و حالا تا همسر نیز درگیر آن هستم و این دربرگیرنده همه مردم دنیا است به سفید یا سیاه بودن پوست یا چه دینی داری ربطی نداره در فطرت هر انسانی است اما بعضی آدمها توی زندگیت می بینی مثل پدر و مادری که ازشون متولد شدی یا خواهر و برادر که از موفقیت تو خوشحال می شن اما افراد عامه و یا حتی همسر آدم بدونی که بفهمی از موفقیت های تو ناراحت می شه که چرا نتونسته مثل تو باشه .متاسفانه زندگی من همیشه همراه با حسادت اطرافیانم بوده و مخصوصا همسرم که انتظارشو نداشتم.

حسود هرگز نیاسود

خان می بخشه خانعلی نمی بخشه

ضرب المثل های فوق نمونه ای است که نشون می ده آدمهای سطح پایین از موفقیت های دیگران یا کسانی که با تلاش و پشتکار و البته به اراده خداوند پله های موفقیت رو طی می کنند حسودی می کنند. که من این مورد آخر رو خیلی مهم می دونم چون خداوند در قرآن هم نوشته اگر من بخوام به تو خیری برسه اگر همه عالم و آدم بخوان اون خیر به تو نرسه من بازم به طریقی به تو می رسونم و برعکس . هرکس تقدیری داره و البته اگر از خداوند بخواهی حتما او به تو در موفقیت کمک خواهد کرد من فکر می کنم آدمهای ناموفق به خداوند ایمانشون کمه برای همینم در کارشون پیشرفت نمی کنن و نهایتا  چون تلاشی نمی کنن به فکری حسودی می افتن.

البته چشم حسود شوره هم راست اینم باز در قرآن که منبع محکم ماورایی است نوشته شده و زمانیکه حضرت یعقوب به ده فرزندش گفت به صورت جدا جدا وارد شهر شوید که کسی شما را چشم نزند.

ما جوانهای عصر جدید فکر می کنیم خیلی از پدر ومادرهامون جلو هستیم تجربه های بسیار گرانبهای اونها رو نادیده می گیریم مخصوصا در مورد ازدواج همه ما فکر می کنیم از اونها متفکر تر هستیم البته می شه گفت بعضی معلومات اونها کهنه شده و باید آپدیت بشه اما ازدواج یک مساله ای است که از زمان حضرت آدم و هوا بوده و تا ابد هم ادامه دارد حتی در زندگی پس از مرگ هم خداوند در قرآن نوشته بهشتیان همسرانی دارند متاسفانه ما خیلی از سنتها و رسم و رسومات گذشته را فراموش کردیم پس در ازدواج به نکات زیر توجه کنیم :

۱- وقتی پدر و مادری می گویند فلانی به دردت نمی خوره چون دارن از محیط فکری خارج از ذهن ما به مساله نگاه می کنن و اونها قابلیت های ما رو می دونن.

۲-سعی کنیم افرادی که انتخاب می کنیم از اقوام یا آشنایانی باشه که سالها اونها رو بشناسیم نه با یکسال یا شش ماه عقد یا نامزدی تصمیم بگیریم همین خوبه این آخرشه و همه عمرمون باهاشون باشیم چون خیلی ها خودشونو بعد از ازدواج و عادی شدن روابط نشون می دن.

۳-از لحاظ معلومات و مدرک تحصیلی یکی باشند و مرد حتی بیشتر باشد.

۴-مرد حداقل ۴ تا ۵ سال از زن بزرگتر باشه چون همون طور که زنان قبل از مردان به بلغوغ می رسن افکاری که مردان و زنان تحت شرایطی خاص به اونها فکر می کنن برای مردان با سن بالاتر از زنان اتفاق می افتد.

دختران ۹ ساله بلوغ می رسن

پسران ۱۵ ساله بلوغ می رسن

۱۵-۹=۶ سال

البته از خطاها و موارد نمی شه گذشت ولی تراکم موارد طلاق برای مواردی که نکته های بالا رو رعایت نکرده باشن بیشتره

5- از لحاظ مالی حتما خانواده ها یکی باشند مخصوصا مرد باید از زن مال و مکنت بیشتری داشته باشه چون معمولا دختران در خانواده های امروزی بسیار مورد توجه والدینشون هستن و بنابراین سطح توقع اونها از همسرشون هم در همون حد بنابراین این مورد خیلی مهمیه که همیشه باید با دقت کافی اونو در نظر گرفت.

6- از لحاظ مذهبی و دینی و سنتی و حتی استان و ملیت در یک سطح باشند مثلا یک زن مسیحی روابط آزاد براشون مشکلی نداره ولی یک مرد مسلمان نه.

7- از نظر قیافه و جسمی بهم بخورند بلندی کوتاهی چاقی لاغری رنگ پوست و چهره از نکات بسیار مهم است.

نتیجه آخر اینکه قبلا می گفتن زن و مرد باید مکمل هم باشند اما حالا این نظریه رد شده و گفته می شود ازدواج تشکیل شده از یک زن و مرد کامل که شبیه هم باشند.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

1. خود را بی‌خیال نشان دادن

این راهکار معمولاً به یکی از این دو دلیل استفاده می‌شود. اولین دلیل محافظت از نفستان است. درمورد قرارهای ملاقات عاشقانه، همه آدم‌ها به طریقی از طرد و رد شدن می‌ترسند. وقتی تظاهر می‌کنید خیلی درگیر نیستید باعث می‌شود احساس امنیت کنید اما ممکن است از نظر طرف مقابل کناره ‌گیر و بی‌خیال بیایید و همین او را دلسرد می‌کند. ایجاد تعادل بین نشان دادن علاقه و حفظ آرامش بهترین راهکار است. یک دلیل دیگر که باعث می‌شود افراد ملاقات را به بازی بگیرند، به دست آوردن چیزی است که می‌خواهید، چیزی که اگر مستقیم آن را عنوان کنید به دست نمی‌آورید. مثلاً، اینکه به یک نفر بگویید عاشقش هستید تا با شما آشنا شود و بعد دیگر به او حتی یک تلفن هم نزنید. این نوع سرکار گذاشتن کاملاً غیرقابل ‌قبول است و موجب یک رابطه سالم نمی‌شود. اشکالی ندارد که بهترین شکل و شخصیت خودتان را به طرف مقابل نشان دهید و کمی محتاط باشید اما باید جرات داشته باشید و خود واقعیتان را به طرف مقابل نشان دهید.

 

2. حرف زدن زیاد از حد از روابط قبلی

بااینکه این قبیل اطلاعات در یک نقطه از رابطه بالاخره ردوبدل می‌شوند اما نباید در اولین مراحل رابطه با جزئیات کامل درمورد آنها بحث شود. شما می‌خواهید طرف مقابلتان را بیشتر بشناسید و این برای هر دوی شما یک شانس برای شروع دوباره است. به دنبال کشیدن خاطرات گذشته و وارد کردن آن به رابطه جدیدتان اصلاً کار درستی نیست. اگر خاطراتی از روابط گذشته دارید، بهتر است قبل از انیکه یک رابطه جدید را شروع کنید، نزد مشاور بروید و مشکلتان را حل کنید، حداقل تاحدی که به واکنش‌ها و قضاوت‌های شما در رابطه جدید تاثیر منفی نگذارد.

 

3. خیال‌پردازی کردن درمورد آینده

مردها معمولاً استاد به بازی گرفتن قرار اول هستند اما خانم‌ها درمقابل استاد خیال‌پردازی کردن هستند. اگر می‌بینید که هنوز از قرار سومتان نگذشته فرد را در فکرتان برای ازدواج بررسی می‌کنید، بهتر است به خودتان یادآور شوید که خیلی تند نروید. در 3 تا 6 ماه اول رابطه، شما با اکسی‌توسین رابطه را می‌گذرانید، همان ماده‌‌ای که در شکلات وجود دارد. این ماده حس شادی و خوشحالی ایجاد می‌کند که در کنار عاشق شدن می‌آید. مغز شما را این ماده فرح‌ بخش دزدیده و توانایی شما را برای خوب فکر کردن گرفته است. تازمانیکه نتوانسته‌اید یک نفر را خوب بشناسید و در موقعیت‌های مختلف واکنش‌ها و رفتارهای او را مشاهده کنید، به نفعتان است که تصمیم جدی درمورد او نگیرید. به آن تصوری که از آن فرد در خودتان ساخته‌اید بسنده نکنید. این باعث می‌شود انتظارات غیر واقعبینانه در خود شکل بدهید که موجب ناکامی و ناامیدی‌های آتی می‌شود.

 

4. درگیر شدن به جزئیات

این یکی از متداول‌ترین اشتباهات آنهایی است که همیشه نگران هستند. نگرانی می‌تواند یک عادت عمومی باشد اما اینجا منظور نگرانی درمورد رابطه است: نگرانی از اینکه طرفتان چه گفت، نگرانی از اینکه منظورش چه بود، نگرانی از اینکه شما چه واکنشی به آن داشتید، نگرانی از اینکه اگر رابطه ‌تان خوب پیش نرود، نگرانی از اینکه اگر خوب پیش برود چه، اینکه والدینتان چه واکنشی خواهند داشت و ....اضطراب اعصابتان را خرد خواهد کرد و باعث می‌شود آنطور که باید جذب طرف مقابل نشوید. سعی کنید اعتماد به ‌نفس داشته و مطمئن باشید که اگر قرار باشد آن رابطه خوب پیش برود، می‌رود.

 

5. نادیده گرفتن علامت‌های هشدار

اگر طرف ‌مقابل جایی که قرار داشتید جاضر نشد این یک علامت هشدار است. اگر اجازه نداد که به خانه‌اش زنگ بزنید، یک علامت هشدار دیگر است. علامت‌های هشدار زیادی وجود دارد که ممکن است وسوسه شوید نادیده‌شان بگیرید، مخصوصاً اگر دوست داشته باشید که آن رابطه را پیش ببرید. بااینکه نباید بدون شواهد و مدارک کافی زود با اولین مشکل قضاوت کنید، اما اگر این رفتارها تکرار شود دیگر قابل توجیه نیستند. زود با این مشکلات برخورد کنید و وقتتان را هدر ندهید.

 

6. استنطاق کردن

"دوست داری چند تا بچه داشته باشی" اصلاً جمله خوبی برای شروع نیست. می‌خواهید علاقه‌تان را با پرسیدن درمورد چیزهایی که دوست دارد و ندارد نشان دهید اما نباید کسی را برای گرفتن اطلاعات تحت فشار بگذارید. اجازه دهید با جلو رفتن زمان بیشتر درمورد آن فرد اطلاعات کسب کنید. اینجا نیاز به صبر و خویشتن‌ داری است.

 

7. خودداری از صمیمیت

در قدیم خانم‌ها از ترس تعهد زود صمیمی می‌شدند اما جامعه امروز الزامات و انتظارات زیادتری دارد که باعث می‌شود تصمیمگیری درمورد اینکه کسی به دردمان می‌خورد یا نه سخت شود. نمی‌توانیم یکجا بند شویم و مدام دنبال فرد بهتر هستیم. ترس از آسیب دیدن، خیانت دیدن یا طرد شدن هم به همان میزان بالا می‌رود به همین دلیل تا رابطه کمی روی غلطک می‌افتد سریع صحنه را ترک می‌کنیم. اگر ترس از تعهد یک مانع است، بهتر است کمی روی عاداتتان کار کنید تا روابطتان.

 

8. عجله برای شروع کردن، عجله برای تمام کردن

در عشق بی‌پروا هستید؟ آیا برای اینکه فقط بفهمید آب سرد است در عمق دریا شیرجه می‌زنید؟ پس این اشتباه مال شماست. اینکه خیلی زود خودتان را درگیر کنید یک علامت هشدار بزرگ است. اگر این عادت را دارید، پس باید قدم ‌هایتان را بشمارید و باملاحظه‌تر رفتار کنید. اگر هم معمولاً عاشق کسانی می‌شوید که این اخلاق را دارند، این شما هستید که باید سرعت رابطه را کمی کمتر کنید یا اینکه اصلاً آن رابطه را دنبال نکنید.

 

9. صادق نبودن درمورد نیازها

اینکه تظاهر کنید همه چیز عالی است فقط برای مدتی اثر دارد. جرات داشتن یک مهارت خیلی عالی برای آنهایی است که برای یک رابطه بزرگانه آماده‌اند. تازمانیکه نتوانید نیازهایتان را مستقیماً مطرح کنید، رابطه‌ بچگانه‌ای را دنبال می‌کنید. جرات داشتن و رک و راست بودن به این معنی نیست که در رابطه رئیس‌بازی دربیاورید یا زیاده‌خواهی کنید. فقط باید بتوانید نیازهایتان را مستقیم و بی‌خجالت مطرح کنید تا بتوانید رابطه موفقی داشته باشید.

 

10. ازخود گذشتگی زیاد برای رابطه

اگر احساس می‌کنید که بیشتر از آنچه که برای جلب توجه کسی مایه می‌گذارید، در این رابطه خرج می‌کنید، پس باید بدانید که این از خود گذشتگی‌ها بیش از اندازه است. معمولاً آدم‌ها وقتی اعتمادبه‌نفسشان پایین باشد این رفتار را دارند. باید اینقدر برای خودتان ارزش بگذارید که نیازهای خودتان را هم درست مثل نیازهای طرف‌مقابل محترم بشمارید. این یعنی داشتن یک رابطه متعادل. یک رابطه موفق همیشه باید دوطرفه باشد و دو طرف به همان اندازه که دریافت می‌کنند باید مایه بگذارند.

اگر فکر می‌کنید در رابطه‌ای هستید که مزایای زیادی دارد اما نقاط ضعفی هم دارد که باید اصلاح شود، بهتر است به دنبال راه‌های موثر برای حل این مشکلات و تضادها باشید. مشاوره راه خوبی برای کنترل و هدایت مشکلات روابطتان است.

اما یادمان باشد :

عشق صبور است، عشق مهربان است. هرگز حسادت نمی‌کند، هرگز به خود نمی‌بالد، مغرور نیست. گستاخ نیست و خودخواه نیست، به سادگی خشمگین نمی‌شود، خطاهای دیگران را به خاطر نمی‌سپارد. عشق از همدمی با شیطان لذت نمی‌برد بلکه دوست دار حقیقت است. همواره حافظ است، همواره به دیگران اعتماد دارد، همواره امیدوار است و همواره پانیده‌است. عشق هرگز شکست نمی‌خورد.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

دانشمندان و محققان عاشق شدن رو به سه مرحله تقسیم کردن . اول کشش جنسی که قاعدتأ دوره کوتاهی است. دوم، حس جسمی - عاطفی که آدم در این دوران در عالم هپروت غوطه ور می شه و در اصل یواش یواش احساس عشق از دید علم روانشناسی امروزی شکل می گیره.
مرحله سوم عاشق شدن، تعهد طولانی مدته. در این رابطه یعنی مرحله سوم دکتر پرتوی تبار دکتر روانشناس در لندن می گن که فرق نمی کنه مال کدوم کشور باشی یا تابع کدوم فرهنگ این سه مرحله بر همه وارده . . .

وقتی که حس عشق نسبت به کسی در ما شکل می گیره کاملتر و کاملتر میشه و با کاملتر شدنش، از داغ بودنش کمتر میشه ولی عشق عمیقتر میشه .

عجیبه که در جایگاه اصلی حس عشق و عاطفه که در مغز ما هست هم این تکامل عملا انجام میشه. اوایل رابطه ، سطح مغز درعواطف ما نقش داره و بعد با عمیقتر شدن احساس ما جالبه که قسمتهای داخلی و عمیق مغز درگیرعاطفه میشن، یعنی منطقه سنترال لوب که داخل مغز در مرکزشه و شکل نعل اسبه .

نتیجه چند آزمایش که نشون میده در ملاقات اول چه چیزهائی باعث میشه که بگیم بیقرار یا الفرار . . .

اصولا بین ۹۰ ثانیه تا ۴ دقیقه بیشتر طول نمی کشه که قلبا حس کنیم که از یکی خوشمون می یاد یا نه ؟

در این مدت زمان کوتاه نتیجه این است که:

۵۵ درصد حرکات یکنفر باعث جذب یا فرار ما میشه.
۳۸ درصد، تن صدا و سرعت حرف زدن.
و۷ درصد محتوای صحبت ها می تونه تأثیر مثبت یا منفی بگذاره.

تأثیر کارساز نگاه
روانشناس نیویورکی پروفسور آرتور آرون که در مورد ” عاشق شدن” تحقیق میکنه، به این نتیحه رسیده که نگاه تأثیر کارسازی در عاشق شدن داره .

این پروفسور از دوغریبه خواست که تما م رازهای زندگیشون رو برای همدیگه تعریف کنن. این مرحله از آزمایش چهارساعت و نیم طول کشید .

بعد پروفسور ازشون خواست که به مدت ۴ دقیقه به چشمهای هم زل بزنن. بعد از چند بار تکرار این آزمایش با افراد متفاوت خیلی از زوجها اعتراف کردن که شدیدا به طرف مقابلشون جذب شده بودن. حتی دو تا از اون غریبه ها بعدا با هم عروسی کردن.

اصولا وقتی که ما از لحاظ جنسی ذوق زده میشیم چشمهامون بزرگتر میشه.

هورمون هایی که در مراحل عاشق شدن دست دارن
مرحله اول: کشش جنسی یا شهوت
هوس و خواستن که عاملشون هورمونهای مردانه تستوسترون و هورمون زنانه استروژن هستند.
این هورمونها هستند که باعث میشن آدم دنبال جنس مخالف بره ..

مرحله دوم: دل باختن
از این مرحله است که واقعأ عشق پا می گیره . د راین مرحله است که آدم نمی تونه به چیز دیگه ای جز معشوقش فکر کنه. از علامات این مرحله از دست رفتن اشتها و بی خوابی هستش چون بیشتر سعی فرد اینه که ساعات روز رو به طرف مقابل فکر کنه . در مرحله جذ ب، گروهی از سلولهای عصبی ما یعنی نیورو ترنزمیترها که اسمشون ” مونو آمینوز” هستش نقش مهمی رو بازی میکنن .

دوپامین نوعی ماده شیمیایی که از مغز تولید میشه. نوره پاین فرین Norepinephrine یا همین آدرنالین که باعث میشه عرق کنیم و قلبمون سریع بزنه .

سروتونین : یکی از مهمترین مواد شیمیائی عشقه و اون چیزیه که ممکنه موقتا ما رو دیوونه کنه .

مرحله سوم: دل بستن
این سومین مرحله عشق و درازمدت ترینش. البته اگر یک رابطه بخواد ادامه پیدا کنه وارد این مرحله خواهد شد .این مرحله از عشق که ماندنیه مراحل قبلی کوتاه مدتن. علتش هم اینه که دو مرحله اول عشق هوس و جذب آدم رو از کار و زندگی میندازه برای همین قرار نیست که دائمی باشه چونکه از دید طبیعت باعث نابودی شخص میشه .

این احساسه که زوجها رو به هم متعهد می کنه و باعث میشه با هم بمونن. هورمونهایی که در این مرحله بوسیله سیستم عصبی آزاد میشه. هورمونهایی که باعث میشه دو نفر بهم وفادار بمونن .

اوکسیتوسین: این هورمون ماده شیمیایی هستش که غده هیپوتالاموس ترشحش میکنه. این هورمون کمک میکنه که رابطه پایدار بشه. این هورمون زمان بارداری هم در خانمها تولید میشه که به ساخته شدن شیر کمک میکنه و حس تعلق مادر و فرزند رو قوت میبخشه . در عین حال این هورمونی که در زمان آمیزش در مغز ترشح میشه و حس تعلق رو در دو نفر تشدید میکنه .

واسوپرسین: هورمونی که در رابطه دراز مدت در دو نفر تولید میشه این هورمون فعالیتهای کلیه رو کنترل میکنه و حس ایثار رو درفرد مقابل ایجاد میکنه .

چرا اصلا انسان احتیاج به یک همدم از جنس مخالف داره ؟
آیا یک الگوی همگانی برای زن ایده ال و مرده ایده ال هست ؟
تو انتخاب طرف مقابلمون چه چیزهایی نقش دارن ؟

زمانی که یک نفر رو به عنوان زوجمون انتخاب می کنیم، گویا اول ناخودآگاهانه کسی رو انتخاب می کنیم که از نظر ژنتیکی شبیه به خودمون باشه.

عجیبه که گویی ظاهر یک شخص تا حدی میتونه گویای ساختمان ژنتیکی اون فرد باشه. مثلا چهره هایی که طرف چپ و راست صورتشون قرینه نیستند، بیشتر احتمال داره که دارای مشکلات ژنتیکی و مادرزادی باشند.

دراین زمینه مطالعاتی که شده نشون میده مردها، بخصوص دنبال زنهایی می گردن که دو طرف صورتشون با هم قرینه است .

باز به نظر میاد که مردهاغیر از قرینگی صورت، به شکل اندام جنس مخالف هم ناخوداگانه توجه میکنن. مطالعات نشون داده که مردها بیشتر جذب خانمهایی میشن که تناسب قطر کمر به پهنای باسنشون ۰/۷ هستش. این رو می تونین با تقسیم اندازه کمر به اندازه باسنتون حساب کنین .

شاید علت این نوع سلیقه مشترک در جنس مرد، از اونجایی ریشه گرفته که وقتی زنها وارد سنین بالاتر میشن دور کمرشون چربی جمع میشه و کمرشون پهنتر میشه. بنابراین تناسب ”هفت دهم” به هم میخوره و ناخوداگاه این تصور رو در ذهن مردها ایجاد میکنه که این زن دیگه بارور نیست .

برای اینکه از نگرانی در بیان این رو هم بدونین که ” تناسب هفت دهم در زن چاق یا لاغر فرق نمی کنه و یکسانه.

ولی مسئله انتخاب زوج زنها با مردها خیلی فرق میکنه برای زنها قرینگی صورت مرد زیاد مهم نیست. ولی چیزی که مهم بنظر میاد توانایی مرد در فراهم کردن غذا و نگهداری از بچه های آیندشون نقش مهمتری رو بازی میکنه تا که ظاهرشون .

مردهای پولدار یا قدرتمند، چه از نظر جسمی و چه از نظر موقعیت مالی واجتماعی، همونقدر بین خانمها طرفدار دارن که لئوناردو دوکاپریو در فیلم تایتانیک!؟

تحقیقات نشون داده که ما کسی رو ترجیح میدیم که به خودمون شباهت داشته باشه و یک نسبتی هم بین این اجزای بدن در زوجها هست. بین اندازه ریه ها، بلندی انگشت وسط دست، درازای لاله گوش .و اندازه کلی گوش ها. قطر گردن و مچ دست و میزان سوخت و ساز بدن.

 






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1390/03/14 :: نویسنده : بازار صفا
 

 


اجازه ندهید همه به شما بگویند، "زندگی خیلی سخت است!" اجازه ندهید کسی به شما بگوید، "برای اینکه به زندگی دست پیدا کنی که با ارزش باشد باید خیلی رنج و سختی بکشی!" مطمئناً این یک راه موفقیت است اما راه‌ های دیگری هم وجود دارد.

بیشتر مردم فکر می‌کنند که تنها راه موفقیت سخت تلاش کردن است. بیشتر مردم به شما می‌گویند که هیچ چیز ارزشمندی آسان به دست نمی ‌آید. اما بیشتر مردم اشتباه می‌کنند!

شاید به نظرتان کمی غیر واقعی بیاید اما تا این مقاله را کامل نخوانده ‌اید قضاوت نکنید!

شاید این مثال کمکتان کند...

تا حالا در مسابقه ماراتن شرکت کرده‌اید؟ من شرکت کرده‌ام... واقعاً کار سختی بود! اما به این خاطر سخت بود که من آن را سخت می‌دیدم. سخت بود چون من به خودم گفته بودم سخت است. من خودم را قانع کرده بودم که قرار است یک مسابقه سخت داشته باشم و حق با من بود! واقعاً مسابقه سختی بود!

ببینید، هیچ شکی نیست که دویدن در مسابقه ماراتن خیلی تلاش و زحمت می‌خواهد. هیچ شکی نیست که مقدار زیادی عرق می‌کنید و ممکن است بدنتان هم چند روز درد بگیرد. اما نکته اینجاست که اگر ماراتن را یکجور دیگر ببینید، یک دیدگاه تازه پیدا می‌کنید.

به جای اینکه از هر گام بترسید، هر قدم را یک قدم به نقطه پایان نزدیک‌تر ببینید. به ‌جای اینکه آن را یک نبرد سخت ببینید، آن را یک چالش ببینید...چالشی که قرار است از پس آن برایید...چالشی که قرار است از آن پیروز بیرون بیایید.

با متفاوت نگاه کردن به مسائل، همه چیز را چالشی می‌بینید که غلبه بر آن بسیار لذت‌ بخش است نه یک نبرد جانکاه که حتی از فکر کردن به آن هم می‌ترسید.

نکته اصلی موفقیت :

سر واقعی این است که روی آنچه که می‌خواهید به دست آورید تمرکز کنید... بعد کاری کنید که شما را یک قدم به هدفتان نزدیک‌تر می‌کند و بعد به آن راه اطمینان کنید. به قدرت‌های کیهانی که اطرافتان را گرفته‌اند و شما را به سمت موفقیت هدایت می‌کنند، اطمینان کنید. گهگاه تصمیم می‌گیریم که چه می‌خواهیم، برای خودمان هدف تعیین می‌کنیم، در جهت رسیدن به آن حرکت می‌کنیم اما به اینکه قرار است موفق شویم باور و اطمینان نداریم. ما به راهی که پیش گرفته‌ایم اطمینان نداریم. چون فکر می‌کنیم که شکست می‌خوریم. به‌ خاطر همین هم شکست می‌خوریم!

در واقعیت، شما خیلی به موفقیت نزدیک هستید. تنها کاری که باید بکنید این است که باور داشته باشید! باور داشته باشید که قرار است موفق شوید.

با اطمینان کردن به راهی که پیش گرفته ‌اید و باور به موفق‌ شدنتان، رسیدن به هدف‌هایتان ساده‌ تر به نظر خواهد رسید.

انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد .اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است .انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میكنند.انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند .

قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می‌كند .انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند . زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه‌ها ، اندیشه‌ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند .

 






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

از بدترین اتفاقاتی که ممکن است برایتان بیفتد این است که وقتی می‌خواهید کسی که تازه با او آشنا شده ‌اید را به خانواده یا دوستانتان معرفی کنید، مورد تایید و خوشایند آنها قرار نگیرد. در چنین موقعیتی چه باید بکنید؟ آیا باید به حرف آنها که می‌گویند این فرد به درد شما نمی‌خورد گوش دهید؟ یا با میل خودتان پیش بروید؟ این اتفاق ممکن است برای همه بیفتد و شما چه فردی باشید که رابطه جدیدتان را معرفی کرده‌ اید یا جزء خانواده یا دوستان فردی باشید که رابطه جدید خود را به شما معرفی کرده است، کنار آمدن با این موقعیت برایتان سخت خواهد بود. 

یک نمونه آن یکی از دوستان نزدیکم است که همیشه با اشک و ناله درمورد نامزد خود برای من حرف می‌زد، نامزدی که می‌دانستم رابطه‌ ای متلاطم اما عاشقانه داشت. طبیعتاً سعی می‌کردم همیشه هوای او را داشته باشم و اصلاً دوست نداشتم که او را ناراحت ببینم اما می‌دانستم هم که وقتی همه چیز در رابطه‌اش خوب پیش می‌رود، خیلی کم از آن برای من تعریف می‌کند و فقط می‌گفت که شاد و خوشبخت است اما وقتی مشکلی برای او پیش می‌آمد، روزها درمورد آن با من حرف می‌زد و همه جزئیات را مو به ‌مو برایم تعریف می‌کرد. من هیچوقت با چیزهایی که درمورد نامزدش می‌گفت درمورد او قضاوت نمی‌کردم چون می‌دانستم فقط حرف‌های یک طرف قضیه شنیده‌ام. بنابراین بااینکه می‌دانستم این رابطه خیلی از نظر احساسی برای سلامت او مفید نیست، به خودم حق دخالت نمی‌دادم و همیشه سعی می‌کردم که نظرم را بی‌طرفانه ابراز کنم.

نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که دوستان و خانواده ‌تان می‌خواهند همیشه شما را شاد و سرحال ببینند و یک دوست واقعی همیشه خوب شما را می‌خواهد. اما هیچ‌‌ کس واقعیت رابطه شما را نمی‌داند و درک نمی‌کند مگر خودتان و طرف مقابلتان چون فقط شما دو نفر هستید که می‌دانید دقیقاً در آن رابطه چه می‌گذرد. نصیحت‌های دوستان و خانواده همیشه بنابر چیزهایی است که شما درمورد رابطه‌ تان به آنها می‌گویید به همین علت دیدگاه آنها همیشه محدود است. با این ‌وجود این نگرش به آنها امکان می‌دهد الگوهایی را در رابطه شما پیدا کنند که خودتان آنها را نمی‌بینید چون دوستان و خانواده‌ تان کسانی هستند که بهتر از بقیه شما را می‌شناسند. بعضی ‌وقت‌ها وقتی عاشق کسی هستیم، از خیلی چیزها می گذریم، خیلی چیزها را نمی‌بینیم و دوستانتان اولین کسانی هستند که پاهایتان را دوباره روی زمین برمی‌گردانند و جنبه ‌های خاص رابطه ‌تان که خودتان چشمتان را روی آن بسته‌ اید را به شما نشان می‌دهند.

وقتی دوستان یا خانواده‌ تان نصیحتتان می‌کنند، یادتان باشد که آنها از تجربیات خودشان استفاده می‌کنند. اگر شک دارید که طرف مقابلتان به شما خیانت می‌کند و آنها هم قبلاً خیانت دیده باشند، خیلی سخت است که تجربه خودشان را در نصیحتی که به شما می‌کنند وارد نکنند. اگر خیلی صدمه دیده باشند، احساسات حل ‌نشده ‌ای دارند که آن را در نظراتشان پیاده می‌کنند که ممکن است اصلاً در مورد شما  موقعیت شما کاربردی نداشته باشد. دوستتان می‌خواهد شما تجربه‌ بدی که آنها داشته‌اند را تکرار نکنید. بنابراین به یاد داشته باشید که وقتی دوستی شما را نصیحت می‌کند، باید به حرفهایش خوب گوش کنید، آن را بررسی کنید و چیزهایی را که فکر می ‌کنید به درد شما و موقعیتتان می‌خورد را از آن بیرون بکشید و از آن برای بهتر کردن رابطه ‌تان استفاده کنید.

وقتی می‌خواهید به دوستی درمورد رابطه‌ جدیدش توصیه کنید، مهمترین چیزی که باید در نظر داشته باشید این است که بی‌طرف و صادق باشید. دوست دارید دوستتان به شما اعتماد کند و درمورد رابطه‌اش آزادانه با شما دردودل کند و خیلی مهم است که احساس نکند که او را قضاوت می‌کنید. یکی از دوستانم در رابطه ‌ای بود که خانواده‌اش اصلاً از آن راضی نبودند و تا آخر هم خانواده‌اش آن رابطه را نپذیرفتند. این مسئله باعث شده بود که سختی ‌های زندگی برای دوست من سخت ‌تر شود چون نمی‌توانست به خانواده ‌اش که نزدیک‌ترین کسانش بودند تکیه کند. اگر دوستتان با کسی وارد رابطه شده است که فکر می‌کنید به درد او نمی‌خورد، نگرانی خودتان را حتماً ابراز کنید و بعد انتخاب را به خود او واگذار کنید و یادتان باشد که دستی بین شما از همه اینها مقدم‌ تر است. همیشه این احساس را به آنها بدهید که هر زمان که دوست داشتند می‌توانند برای دردودل و کمک روی شما حساب کنند.

نکته مهم این است که توصیه مهمترین کسی که باید همیشه گوش دهید خودتان هستید. اگر به دوستتان می‌گویید که کاری اشتباه است چرا باید خودتان آن را بپذیرید؟ پس همیشه به حرف دوستان و خانواده‌ تان گوش دهید و توصیه‌ هایشان را نادیده نگیرید اما خودتان بهتر از هر کسی می‌دانید که چه چیز به نفعتان است. فقط یادتان باشد که همیشه با خودتان صادق باشید.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...