تبلیغات
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ - مطالب بازار صفا
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ

 


بسیاری از زنان فکر میکنند که برای اینکه مردی عاشقشان شود باید مانند یک سوپرمدل باشند . اما زمانیکه از مردی می پرسیم چه چیزی او را به سمت زنی جذب می کند ، اصلا آن چیزی نیست که زنان انتظارش را دارند. مردان اصلا انتظار ندارند که زنان شان مانند زنان و مانکن های مجلات باشند.زنان برای جذاب شدن نیازی به هزینه های آنچنانی و تلاش های مداوم ندارند. با کمی تلاش می توانید از نظر ظاهری همان زنی باشید که مردتان در جستجوی آن است.

 

موهای بلند

یکی از مهمترین معیارهای مردان برای زیبایی و جذابیت زنان ، داشتن موهایی بلند است. البته نیازی نیست که موی خود را تا کمر بلند کنید ، اگر موهای بلند و مرتبی داشته باشید جذاب تر است. اگر موهای بلند دوست ندارید و نگهداری از آن برای تان سخت است ، می توانید موهای تان را به گونه ای کوتاه کنید که بلند تر به نظر برسد.

 

کفش های پاشنه بلند

مردان عاشق کفش پاشنه بلند هستند. زنان باید بدانند که پاهای شان در کفش های پاشنه بلند جذاب تر به نظر می رسد اما می دانم این کفش ها راحت نیستند. نیاز نیست یک کفش 10-15 سانتی متری بپوشید تا مردتان را تحت تاثیر قرار دهید. کفشی شما را جذاب و خواستنی می کند که خودتان هم با پوشیدن آن احساس راحتی کنید.

 

لباسی مانند یک خانم

برای کامل کردن گزینه بالا یعنی پوشیدن کفش پاشنه بلند ، شما باید یک دامن یا پیراهن انتخاب کنید. مردان دوست دارند زن ها مانند یک خانم لباس بپوشند ؛ آنها کت و شلوار ، بلوز و شلوار را زیاد جذاب نمی دانند.

 

لبخند

شگفت آور است یک لبخند ساده تاثیر فوق العاده ای روی مردان دارد. بسیاری از زنان اشتباه می کنند و دوست دارند همواره جدی به نظر برسند. سعی کنید همیشه یک لبخند کوچک به لبان خود داشته باشید ، ما انسانها همواره به سمت کسانی جذب می شویم که خوش اخلاق و گشاده رو هستند.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

هر پیوندی با عشق آغاز می‌شود و زن و شوهر با تمام وجود می‌خواهند که در طول زندگی مشترک بتوانند همان شور و التهاب روزهای نخستین آغاز زندگی‌شان را حفظ کنندواقعیتی که وجود دارد این است که ماهیت زندگی مشترک اصلا این اجازه را نمی‌دهد که در طول زندگی زن و شوهر بتوانند همانند روزهای اول زندگی کنند. زیرا ماهیت ارتباط در طول زمان تغییر می‌کند.

 

دوست داشتن

زمانی که دو نفر یکدیگر را ملاقات می‌کنند و اولین جرقه‌های علاقمندی بین آنها زده می‌شود، تمام تلاش خود را می‌کنند که اطلاعاتی در باره یکدیگر به دست بیاورند در حالی که بعد از ازدواج مثلا این نوع حرکات کلا منتفی است و البته بسیاری اتفاقات دیگر نظیر این.پروسه زندگی را می‌توان به دوره رشد یک کودک تشبیه کرد. فرزند 6 ماهه، 6 ساله، 12 ساله و 20 ساله‌ی شما در هر یک از این دوره‌ها فرزند شما است اما در هریک از این مراحل بنا بر مقتضیات سنی‌اش نوع خاصی از تربیت و رفتار شما را می‌طلبد.زندگی زناشویی هم دقیقا همینطور است زندگی، همان زندگی شماست اما در هر دوره‌ای شرایط و مقتضیات خود را دارد.برای مفاهمه بهتر موضوع بیایید با هم نگاهی به موضوع و ماهیت عشق داشته باشیم. متاسفانه باید با صراحت گفت که کمتر کسی مفهوم عشق را می‌داند و اکثر ارتباطاتی که از آن به عنوان عشق یا می‌شود تنها گرایش‌های زودگذری است که بر اثر جاذبه‌های ظاهری بین دو نفر ایجاد می‌شود.

وقتی دو نفر می‌توانند ادعای عاشق شدن داشته باشند که به ظرفیت‌های لازم عشق ورزیدن رسیده باشند و هنر عشق ورزی را آموخته باشند، نه اینکه ادای انسان‌های عاشق را در بیاورند.عشق‌های موجود عموما عشق‌های زودگذر و بیمارگونه‌ای هستند که تازه در شکل تند و پرحرارت خودش می‌بینیم که عشق‌ها نتیجه نیاز و احتیاج افراد است یعنی به میزانی که یک نفر بتواند نیازهای جسمی، عاطفی، روانی و اجتماعی یک نفر را برآورده کند به همان اندازه مورد عشق وی قرار می‌گیرد. که متاسفانه این هم فقط یک احساس از سر نیاز است.

 

راههای حفظ عشق و علاقه در زندگی مشترک

حال با فرض اینکه زن و شوهری با درکی درست از عشق، یکدیگر را دوست دارند و سعی در حفظ این عشق دارند، باید 6 شرط را در زندگی رعایت کنند:

 

شرط اول و اساسی این است که زن و شوهر باید به عشق و همسر خود صد در صد متعهد و پای بند باشند. یعنی برای زن، همه مردهای دیگر و برای مرد، همه زنهای دیگر، موضوع‌شان کاملا منتفی باشد و همه‌ی دیگران فقط انسان هستند و دیگر زن و مرد بودن آنها اهمیتی ندارد.این نوع نگاه و این نوع عملکرد یعنی ارایه تعهد تمام و کمال به همسر خود.همسر شما باید برای شما یک موجود کاملا خاص، یگانه و منحصر به فرد باشد و همان طور که هیچ مادری در هیچ شرایطی حاضر نیست فرزند خود را با فرزند دیگری عوض کند، نگاه شما هم نسبت به همسرتان نگاه یگانه و خاص باشد

 

شرط دوم اینکه زن و شوهر با صداقت تمام با یکدیگر رفتار کنند و همه چیز را تمام و کمال به هم بگویند. هرگز هیچ چیز را کنترل نکنند و هیچ چیز را به هیچ دلیلی از همسر خود پنهان نکنند و با صراحت و صداقت کامل همه اتفاقات را با هم در میان بگذارند.حتی در مورد کاری که می‌دانید اگر همسر شما بفهمد آن را انجام داده‌اید، ناخشنود می‌شود،‌ باز هم پنهان کاری جایز نیست. هرگز در زندگی رول بازی نکنید. روزی که زن و شوهر برای هم نقش بازی کنند همان روز دیگر ازعشق بین آنها خبری نیست و عشق جای خود را به بازی داده است.

 

شرط سوم می‌گوید باید عشق را با تمام وجود حس کرد و هر آنچه را که مربوط به آن است ابراز کرد. بیان حس و حال خوب مربوط به عشق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است زیرا همسر شما باید بداند تا چه اندازه در زندگی مشترک موفق شده رضایت خاطر شما را فراهم آورد. پس مهم نیست به چه روشی اما حتما حس و حال خوب خود را از عشق موجود و از بودن در کنار همسر خود در زندگی زناشویی بیان کنید.

 

شرط چهارم این است که هر یک از زوجین خواسته‌هایشان را مشخص و صریح بیان کنند. مثلا اگر زن به هر دلیلی خسته است و نمی‌تواند شام درست کند خیلی روشن و صریح بخواهد که شام را در رستوران بخورند نه اینکه بگوید " او که می‌داند من خسته‌ام و نمی‌توانم غذا درست کنم، خودش باید پیشنهاد رفتن به رستوران را بدهد" یا اتفاقات و جملاتی نظیر این. عشق یعنی ابراز صریح و آشکار درخواست‌ها.

 

شرط پنجم که بسیار هم با اهمیت است قدرشناسی است. سعی کنید جملات خود را با "لطفا" شروع کرده و با " متشکرم" به پایان ببرید. هیچیک از زن و شوهر حق ندارند خستگی خود را به رخ دیگری بکشند و ارزش کار همسر خود را نادیده بگیرند. متاسفانه بسیاری از خانواده‌ها در حسرت این قدردانی و قدرشناسی می‌سوزند.

 

شرط ششم و بالاخره اینکه در هر شرایط رابطه جنسی خود را با همسرتان حفظ کنید. زیرا یکی از عوامل تحکیم پیوند زناشویی و بقای زندگی مشترک است. با علم و اطلاع کافی در مورد آن، این ارتباط را به بهترین شکل خود حفظ کنید.زندگی زناشویی به سان نهالی است که نیازمند مراقبت دایم است تا روز به روز قوی‌تر شده و همه اعضای خانواده در سایه آن بیارامند . در حفظ آن دقت کنید که در غیر اینصورت رابطه زناشویی ابتدا به کم توجهی ، بعد به بی‌توجی، سپس به بی اهمیتی یا بی ارزشی و در نهایت به بی‌علاقگی و بی تفاوتی منجر می‌شود که رسیدن به این مراحل خود آغاز بسیاری از مشکلات است.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

گفتگو فقط راهی برای رسیدن به مقصد نیست بلکه خودش هدف و مقصد است. به عبارت دیگر گفتگو در ازدواج می‌تواند کمک شایانی به برقراری ارتباط مثبت و حل مشکلات کند.

گفتگو یکی از چند نیاز مهم احساسی ما را برآورده می‌سازد و آن هم نیاز به صحبت کردن با فردی دیگر است. زمانی که شما می‌دانید که چگونه این نیاز همسرتان را برآورده سازید می‌توانید بر محبت میان خود و همسرتان نیز بیفزایید. وقتی به جایی برسید که احساس کنید تمام حرف‌های شما و همسرتان برای دیگری تکراری شده چه می‌کنید؟ و از آن بدتر همسرتان شما را به خاطر منظوری که هرگز نداشته‌اید مقصر می‌داند و مسائل جور دیگری تفسیر می‌شوند چه می‌کنید؟این مورد در بین بسیاری از زوج‌ها اتفاق می‌افتد و گفتگوها جذابیت و مفهوم خود را از دست می‌دهند.

شما و همسرتان به دلایلی مرتب حالت دفاعی به خود می‌گیرید و احساس می‌کنید نه تنها دیگر حرف‌ها بلکه احساسات یکدیگر را نیز درک نمی‌کنید. پس سعی می‌کنید هر چه ممکن است کمتر حرف بزنید.

 

اگر خوب فکر کنید خواهید دید که یکی از راه‌هایی که می‌توانید برای همسرتان مطلوب باشید این است که در گفتگوها از او حمایت کرده و به تحسین و تمجید او بپردازید. درک متقابل و همدلی اهمیت بسیاری دارد و انگیزه گفتگو را افزایش می‌دهد.از طرفی شما نیاز دارید که از محبت و توجه همسرتان به خود مطمئن شوید تا بتوانید عقاید و احساسات خود را با او در میان بگذارید.

 

وقتی با یکدیگر صحبت می‌کنید در واقع قصد دارید یکی از نیازهای مهم خود که نیاز به گفتگو ست را بر آورده سازید. پس اگر اینکار را آموخته باشید هم گفتگوی دلنشینی خواهید داشت که طرف مقابل را خسته نمی‌کنید و هم اینکه نیازتان به بهترین شکل برطرف می‌شود.

 

این که از چارچوب فکری یکدیگر آگاه باشید باعث می‌شود که بتوانید بال‌های پرواز خود را بسازید بدون اینکه بال‌های طرف مقابل را با شکستن حریم‌هایش بشکنید!

 

یکی از ویژگی‌های گفتگوی خوب دادن اطلاعات به طرف مقابل و درک وی می‌باشد. شما و همسرتان همه چیز را در باره یکدیگر نمی‌دانید اما گاهی اوقات به دلایلی مانع از دادن این اطلاعات نیز می‌شوید و این امر موجب کسل کننده شدن بحث می‌شود.

 

شما می‌توانید در مورد گذشته خودو خاطراتی که داشته اید یا در مورد تجربیاتی که در زمان حال کسب می‌کنید و یا حتی برنامه‌هایی که برای آینده دارید با همسرتان صحبت کنید و واکنش‌ها و عکس‌العمل‌های وی را در مورد این برنامه‌ها دیده و از احساسی که نسبت به آنها دارد آگاه شوید. شما با بستن پیوند ازدواج نسبت به یکدیگر متعهد می‌شوید پس برای این تعهد نیاز به آموختن مهارت‌های همکاری و رابطه تعامل می‌باشید.

خب. حالا شاید این سوال پیش آید که چرا صرفا اطلاعات ندهیم؟

اکثر افراد اطلاعاتی که می‌دهند فقط راجع به خود و احساسات عمیقشان نیست. زیرا طرف مقابل علاقه و رغبتی نشان نمی‌دهد. پس اگر شما نسبت به همسرتان کنجکاوی نشان ندهید او نیز تمایلی به دادن اطلاعات به شما نخواهد داشت و روند گفتگو مختل می‌شود.

 

اعتماد بسیار مهم است

اعتماد در روابط میان افراد به ویژه همسران نقش قابل توجهی ایفا می‌کند. فرد قبل از اینکه راجع به خود و احساساتش با شما صحبت کند باید به شما اعتماد داشته باشد.

البته وقتی پای گفتگوی موثر در میان باشد هر دو طرف باید در مورد مسائل تفکرات برنامه‌ها و تجربیات خود با یکدیگر صحبت کنند؛ و هر دو نیز باید نسبت به شنیده‌ها واکنش مناسب نشان دهند. در غیر این صورت صمیمیت لازم ایجاد نشده و نیاز احساسی به گفتگو تامین نخواهد شد.

 

درک و همدلی

پس از رغبت داشتن به شنیدن اطلاعات طرف مقابل و ردو بدل کردن اطلاعات نوبت به احساس همدلی و درک می‌رسد. این درک دو طرفه احساسات پایه گذار انگیزه و محبت بیشتر خواهد بود. بدین ترتیب موانع احتمالی از بین رفته و از نظر روحی بیشتر به یکدیگر نزدیک خواهید شد. زیرا هیچ یک از شما دلیلی برای پنهان کردن مسائل و حتی نقطه ضعف‌های خود از طرف مقابل ندارید.

 

پرداختن به نکات مورد علاقه همسر

اگر دقت کرده باشید جهت اصلی هر گفتگویی را موضوع و عنوان آن مشخص می‌کند و همه ما برخی موضوعات را بیشتر از برخی دیگر می‌پسندیم.

وقتی صحبت می‌کنیم با علاقه و واکنش همسرمان می‌توانیم دریابیم که از طرح چه موضوع‌هایی بیشتر لذت می‌برد و با گفتگو در مورد آنها بحث را لذت بخش‌تر می‌کنیم.

اما نکته اینجاست که این علایق نیز تغییر می‌کنند. شاید موضوعاتی که چند سال یا حتی چند وقت قبل برای همسرتان جالب بوده حالا دیگر بنا بر شرایط یا وضعیت حاکم جذابیتی برایش ندارد. یا شاید موضوعاتی که زمانی برایتان چندان جالب نبوده یا حتی خسته کننده به نظر می‌رسیدند حالا شما را به سمت خود جذب می‌کنند. پس نمی‌توان انتظار داشت موضوعی که در اوایل ازدواج همسرمان را خوشحال می‌کرده حالا پس از گذشت چندین سال باز هم قابل توجه وی باشد. از این رو باید مرتب از علایق و مشغولیت‌های همسرمان آگاه باشیم.

وقتی همسرمان ببیند که ما از آنچه دوست دارد اطلاع داریم و به آن می‌پردازیم خوشحال شده و این انرژی مثبت بر صمیمیت میان ما می‌افزاید

اما اگر با وجود اینکه می‌دانیم طرف مقابل به چه موضوعاتی علاقه‌مند است وقتی راجع به آن صحبت می‌کنیم باز هم گفتگویی خسته کننده داشته باشیم چه باید کرد؟

صدها عامل در این میان دخیل است پس بهتر است در این صورت به مسائلی بپردازید که برای هر دو جذاب باشد تا هردوی شما نسبت به آن هیجان و واکنش مناسب نشان دهید. توافق و هماهنگی در این میان بسیار اهمیت دارد و باید از طرح مسائلی که فقط به دلایل کاری یا شغلی برای خودتان اهمیت دارد به پرهیزید.

 

تعادل در گفتگو

گفتگو مانند یک خیابان دو طرفه است پس سعی در یک طرفه نمودن آن نکنید. چنانچه هر یک از زوجین بخواهند صرفاً گوینده یا صرفاً شنونده باشند اصل گفتگو دچار مشکل می‌شود.

یکی از مسائل مهم این است که هرگز صحبت طرف مقابل را قطع نکنید. منتظر شوید تا حرفش تمام شود سپس شما صحبت کنید؛ و زمانی که یکی از شما احساس می‌کند که مدام در حال صحبت است و به عبارتی پر حرفی می‌کند بهتر است خودش مکثی کند تا طرف مقابل نیز فرصت ابراز عقیده و اظهار نظر پیدا کند. وقتی هر دو طرف در گفتگو شرکت کنند برایشان لذت بخش تر خواهد بود.
مهارتهای ارتباطی همسران

هرگز سعی نکنید که وقتی مشغول کاری هستید به صحبت‌های همسرتان گوش دهید. زیرا ارتباط چشمی یکی از عوامل مهم در برقراری ارتباط موثر است. وقتی همسرتان می‌خواهد با شما صحبت کند و شما کاری را که مشغول آن بوده‌اید کنار می‌گذارید و به صحبت‌هایش گوش می‌دهید در واقع به وی پیام می‌دهید که او برایتان مهم است و این امر به صمیمیت میان شما کمک می‌کند.

اگر هم بسیار مشغول هستید حداقل می‌توانید در طول هفته زمانی را فقط به همسرتان اختصاص دهید تا راجع به مسائل‌تان با یکدیگر گفتگو نمایید. این زمان اگر به طور موثر اعمال شود حتی می‌تواند ?? دقیقه در هفته باشد تا تأثیر مناسب بگذارد.

البته این حداقل زمان است و در صورتی موثر است که با توجه محبت و علاقه همراه باشد. در بخش آینده در مورد آفت‌های یک گفتگوی خوب میان همسران صحبت خواهیم کرد.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

افراد معمولا بعد از ازدواج تمایل بیشتری برای تغییر رفتار خود نخواهند داشت. یکی از دلایل عمده که سازگاری زوج های جوان را با ازدواج مشکل تر می کند، ایده آل گرایی افراطی آنهاست.


ارتباطات پیش از ازدواج اغلب با افسانه ها و خیال پردازی ها پر می شود، به ویژه این اعتقاد که صفات نامطلوب همسر بعد از ازدواج تغییر خواهد کرد.

متأسفانه، ازدواج نه افراد را تغییر می دهد و نه زمینه نفوذ و اثرگذاری دیگران را برای آنها آسانتر می کند. در حقیقت، ازدواج اغلب صفات نامطلوب را برجسته تر می کند.

شخصی که قبل از ازدواج اغلب دیر بر سر قرارهایش حاضر می شد، نوعاً بعد از ازدواج نیز اینگونه عمل خواهد کرد. شخصی که قبل از ازدواج شلخته بوده، بعد از ازدواج نیز شلخته خواهد بود؛ اما شلختگی او بعد از ازدواج آشکارتر و مشکل سازتر است.

گاهی این تفکر اشتباه در مورد مشکلات و صفات عمیق تر شخصیتی نیز اتفاق می افتد. برای مثال بسیار دیده شده است که دختری به پسری معتاد علاقه پیدا می کند و به خواستگاری او جواب بله می دهد با این عنوان که او تغییر می کند و یا او را تغییر می دهم.

بسیاری از افراد عادت دارند از بدترین روش ها برای وادار کردن همسر خود به تغییر استفاده کنند؛ روش هایی که موارد زیر تنها نمونه هایی از آن است!

اشتباه است اگر فکر کنیم بعد از ازدواج کردن می توانیم همسرمان را به کلی تغییر دهیم. اصلا اشتباه است اگر فکر کنیم می توانیم کسی را تغییر دهیم. تنها چیزی که می توان به کمی تغییر در آن امید بست، نمودهای رفتاری است که ان هم باید با ملاحظاتی ویژه انجام شود.

در این نوشته تصمیم داریم روش های اشتباهی را که معمولاً زوج های جوان برای تغییر دادن رفتار همسرشان به کار می بندند، به شما معرفی کنیم.

 

اجبار

گاهی می خواهیم به هر قیمتی که شده رفتار همسرمان را تغییر دهیم، بنابراین به اهرم زور متوسل شده و از قدرتمان استفاده می کنیم. این قدرت نمایی از اخم شروع می شود و تا کتک کاری و تهدید به جدایی پیش می رود. باید دانست که جنگ قدرت اگر تغییر هم ایجاد کند، تغییری ظاهری و از روی ترس است و تا زمانی ادامه پیدا می کند که قدرت دست شماست!
اشتباه است اگر فکر کنیم بعد از ازدواج کردن می توانیم همسرمان را به کلی تغییر دهیم. اصلا اشتباه است اگر فکر کنیم می توانیم کسی را تغییر دهیم. تنها چیزی که می توان به کمی تغییر در آن امید بست، نمودهای رفتاری است که ان هم باید با ملاحظاتی ویژه انجام شود

 

تکرار

در بعضی مواقع برای تغییر رفتار همسرمان، به تکرار بیش از حد متوسل می شویم یعنی سوزن مان گیر می کند و مرتب رفتار فرد را به رویش می آوریم از او می خواهیم آن را تغییر دهد. ضمن اینکه ما با پیاده روی روی اعصاب طرف مقابل، امکان موفقیت را از دست می دهیم. همسرمان یا برای خلاصی از غرغرهای دائمی، در پیش روی ما رفتار دیگری نشان می دهد یا اینکه مقابله به مثل کرده و کاری می کند ما احساس کنیم چقدر رفتار پیشین او دوست داشتنی بود!

 

طعنه و کنایه ، تحقیر و تمسخر

بله، روش محبوب بسیاری از افراد، استفاده از نیش و کنایه ی های گدازنده و تحقیر و تمسخراست. اما غافل از آنیم که با این کار تنها او را می رنجانیم و فرد رنجیده و ناراحت، انگیزه ای برای بهبود رفتارش ندارد. ضمن اینکه با این برخورد ما، احساس او نیز نسبت به ما تغییر می کند و محبتش رو به سردی می گذارد.

 

مقایسه

ما احساس می کنیم برای موفقیت در تغییر دادن رفتار همسرمان، نیاز داریم در او انگیزه ایجاد کنیم و یکی از اشتباه ترین روش هایی که به این منظور انتخاب می کنیم، مقایسه ی همسرمان با دیگران است. نتیجه مقایسه نیز شبیه به دو روش پیشین است و جز برانگیختن ناراحتی و حتی شاید احساس حسادت نتیجه بهتری در بر نخواهد داشت.

 

معلم بازی

گاهی اوقات احساس کاردرستی بیش از حد به ما دست می دهد. فکر می کنیم خودمان بی عیب و نقصیم، پس وظیفه خود می دانیم در راه رفع عیوب دیگران بکوشیم. اما در این میان فراموش می کنیم همسرمان شاگرد ما و از آن مهم تر کودک نیست که ما بخواهیم نقش بزرگ تر او را بازی کنیم. همسرمان این روش را نمی پسندند، ناراحت شده و ما هم به مقصود خود نمی رسیم.

 

جار و جنجال (دعوا کردن)

می گویند دعوا نمک زندگی است! خب، این نمک معمولا مشکل ساز است نه مشکل گشا. در یک فضای متشنج نمی توان انتظار دستیابی به نتیجه ای مطلوب داشت، ( از قدیم هم گفته اند که هنگام دعوا حلوا خیر نمی کنند). در دعوا کسی به حرف دیگری گوش نمی دهد، وقتی گوشی برای شنیدن وجود ندارد، بلندترین صدای دنیا هم به جایی نمی رسد.

 

گروکشی

در این روش سعی می کنیم برآوردن خواسته های همسرمان را منوط به تغییر رفتار او قرار دهیم؛ این شیوه نه تنها جواب می دهد بله به هیچ عنوان شایسته ی روابط میان همسران نیست و در تضاد کامل با عشق بی قید و شرط است که یکی از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده یک زندگی موفق است.
همیشه پیش از هر اقدامی بهتر است بیندیشید که آیا این کار به هزینه هایش می ارزد. مثلاً آیا لازم است این رفتار همسرم به هر قیمتی تغییر کند یا اینکه می توانم آن را بپذیرم و مدیریت کنم تا از پیامدهای ناخوشایندش آسیب کمتری ببینیم؟...

 

کنترل احساسی

آخرین روش، استفاده از اعمال فشار احساسی است. مطمئناً جمله هایی مانند «اگر من را دوست داری پس...» به گوش شما هم آشناست. در این شیوه، همسران سعی می کنند یا به غلیان درآوردن دیگ احساسات یکدیگر بر روی هم تأثیر بگذارند. ممکن است این روش برای مدت کوتاهی جواب دهد اما موارد ضمنی ناراحت کننده ای به دنبال دارد: اگر یک بار دیگران رفتار تکرار شود، آیا به این معناست که همسرتان دوست تان ندارد؟ آیا همسرتان با طیب خاطر رفتارش را تغییر می دهد یا فشاری ناخوشایند را بر روی خود احساس می کند؟ آیا دور از انصاف نیست که عشق زیبای همسری را منوط به مواردی این چنین و گاه پیش پاافتاده بنماییم؟ این تغییر رفتار چقدر دوام خواهد داشت؟ پاسخ این پرسش ها را به عهده خودتان می گذاریم.

همیشه پیش از هر اقدامی بهتر است بیندیشید که آیا این کار به هزینه هایش می ارزد. مثلاً آیا لازم است این رفتار همسرم به هر قیمتی تغییر کند یا اینکه می توانم آن را بپذیرم و مدیریت کنم تا از پیامدهای ناخوشایندش آسیب کمتری ببینیم؟ آیا علاقه ما می تواند بسیاری از این مسائل را تحت الشعاع قرار دهد؟ و بسیاری پرسش های دیگر که می توانیم پیش از شروع هر کاری از خود بپرسیم.


 

توصیه های زیر را جدی بگیرید

 

محبت کردن:

اگر به اندازه ای به همسرتان محبت کنید که او باور کند واقعاً دوستش دارید، خواسته تان تأثیر گذار خواهد بود و فرصت های بی شماری را به دست می آورید.

 

تکریم:

با تکریم و احترام به همسرتان، محبت او را به دست می آورید، در نتیجه سخن تان را می پذیرد.

 

نصیحت و موعظه:

نصیحت از روی خیرخواهی، تأثیرگذار خواهد بود.

 

تشویق:

به معنی آگاهی دادن است و در صورتی که روش های دیگر اثرگذار نباشد، از آن استفاده می گردد. تنبیه باید متناسب با رفتار نامطلوب همسر باشد که البته کسی در آگاهی دادن (تنبیه) دیگران موفق می شود که اول، خود را ادب کرده باشد و رفتارش در آن مورد، الگو باشد.

 

رشد علمی:

سعی کنید به رشد علمی همسرتان بیفزایید. بدین منظور، خود باید عالم باشید.

 

بلند همتی:

سعی کنید که در زندگی بلندهمت باشید و تا جایی که برایتان امکان دارد، رضایت همسرتان را به دست آورید.

 

یادآوری زیبایی ها:

زیبایی های ظاهری همسرتان را برای او بازگو کنید. این امر به خصوص برای خانم ها اهمیت فراوانی دارد. به زیبایی های باطنی همسرتان نیز توجه کنید که البته زیبا دیدن اشخاص و اشیاء تا حد زیادی به تفکر و نگرش شما بستگی دارد. اگر به لطافت روحی رسیده باشید، باور می کنید که زیبایی های ظاهری، گذرا بوده و ممکن است با یک حادثه از بین برود اما زیبایی های درونی و سیرت های نیکوی آدمی، همیشه ماندگار است. بنابراین در مورد ظاهر همسرتان، حساس نباشید و او را همان گونه که هست، بپذیرید.

همیشه سعی کنید خواسته ها و تمایلات یکدیگر را برآورده کنید و تنها به دنبال گرفتن سهم خود از زندگی نباشید.

 

نکته پایانی

همیشه پیش از هر اقدامی بهتر است بیندیشید که آیا این کار به هزینه هایش می ارزد. مثلاً آیا لازم است این رفتار همسرم به هر قیمتی تغییر کند یا اینکه می توانم آن را بپذیرم و مدیریت کنم تا از پیامدهای ناخوشایندش آسیب کمتری ببینیم؟ آیا علاقه ما می تواند بسیاری از این مسائل را تحت الشعاع قرار دهد؟ و بسیاری پرسش های دیگر که می توانیم پیش از شروع هر کاری از خود بپرسیم. نکته پایانی این که به یاد داشته باشیم هر فردی برای اینکه بهتر رفتار کند، نیاز دارد احساس بهتری داشته باشد. هر روشی که موجب گردد احساسات منفی در فرد برانگیخته شود، یقیناً او را نمی انگیزد تا رفتار بهتری داشته باشد. بیایید به دنبال راه هایی باشیم که با ایجاد هیجانات مثبت فرد را بر می انگیزد تا برای پیشرفت و شادکامی خود همسرش بکوشد.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

"خوب، باید درمورد چی حرف بزنیم؟"

وقتی حرف گفتگو به میان می آید، این یکی از موضوعاتی است که بارها و بارها از خودمان و طرف‌مقابلمان پرسیده‌ایم.خیلی وقت‌ها وقتی در یک گفتگو هستیم که سکوت در آن رخنه کرده است، در ذهنمان دنبال موضوعی برای صحبت می‌گردیم.البته این خیلی هم بد نیست. وقفه در مکالکه کاملاً طبیعی است و خوب است که به فشار اجتماعی مکالمه‌ای که دچار سکوت شده است عادت کنیم.اما اگر این اتفاق زیاد برایتان می افتد و این سکوت‌ها بیش از اندازه طول می‌کشند، بد نیست که چند موضوع کمکی در ذهنتان نگه دارید. در زیر به 5 موضوع خوب برای حرف زدن اشاره می‌کنیم و پایینتر از آن 5 موضوعی که باید از حرف زدن درمورد آن خودداری کنید را آورده‌ایم.

 


1. کسی که با او حرف می‌زنید

برای خیلی‌ها بهترین موضوع حرف زدن خودشان هستند. نسبت به آدم‌ها و اینکه که هستند کنجکاو باشید. دال کارنیج (Dale Carnegie) گفته است:

"می‌توانید با علاقه‌مند شدن به دیگران در دو ماه بیشتر از آنچه که با سعی در علاقه‌مند کردن دیگران به خودتان می‌توانید دوست‌یابی کنید، دوست پیدا کنید."

ببینید طرف مقابلتان کنار کار اصلی خود چه کارهای دیگری انجام می دهد. به چه چیزهایی علاقه دارد و چه چیزهایی او را به هیجان می آورد. از او طوری سوال کنید که با یک پاسخ بله یا خیر بتواند جوابگوی شما باشد. اگر متوجه شدید که چندان به این مدل پرسش و پاسخ علاقه نشان نمی‌دهد یا پاسخ مشخصی ندارد، سوالات بازتر بپرسید. و سعی کنید به جای اینکه منتظر نوبت حرف زدن خودتان باشید، واقعاً به حرفهایش گوش دهید.

درمورد چیزهایی که طرف‌مقابلتان واقعاً به آنها علاقه دارد حرف بزنید. مطمئناً این موضوعات خیلی بیشتر از کار یا آب‌و‌هوا شما را به هیجان خواهد آورد. و نگران نباشید که مجبور شوید فقط گوش دهید. بیشتر آدم‌ها اگر به آنها علاقه نشان دهید، به دانستن درمورد شما علاقه نشان خواهند داد.


 

2. محیط اطراف

خیلی راحت ممکن است در مکالمه فقط روی یک چیز متمرکز شوید. بد نیست کمی تمرکزتان را گسترده‌تر کنید، کمی به اطرافتان نگاه کنید. همیشه چیزهای جالب در محیط اطرافتان برای شروع گفتگو وجود دارد. مثلاً در یک میهمانی ماهی‌های آکواریوم، کلکسیون موزیک، کتاب‌ها و فیلم‌های توی قفسه، لباس جالب یک نفر، همه موضوعات خوبی برای حرف زدن هستند.


 

3. اخبار و موضوعات روز

به روزنامه‌ها توجه کنید، همیشه یک چیز جالب برای شروع یک مکالمه در آنها وجود دارد. موضوعات جالب و خنده‌دار همیشه موضوعات خوبی هستند. حرف زدن درمورد مرگ، بدبختی و موضوعات بحث‌برانگیز همیشه ایده چندان جالبی نیستند.

در کنار اخبار، موضوعات مربوط به فیلم‌ها، سریال‌های تلویزیونی یا موضوعات روز هم برای حرف زدن جالب هستند.

 

4. چیزهایی که دوست دارید و ندارید

آدم‌ها همیشه دوست دارند که درمورد چیزهایی که دوست دارند و چیزهای که دوست ندارند حرف بزنند. اینها چند نمونه هستند:

• آهنگ‌ها/آلبوم‌های مورد علاقه
• فیلم‌ها/برنامه‌های تلویزیونی موردعلاقه
• بدمزه‌ترین شکلاتی که تابحال خورده‌اید
• بهترین/بدترین مسافرتی که تابحال رفته‌اید
• بهترین/بدترین کار/رئیس/همکاری که تابحال داشته‌اید


 

5. تجربیات و احساسات مشترک

این موضوع ممکن است کمی مبهم به نظر برسد. البته تاحدودی شبیه به موضوعات بالاست. اما رویکرد جالبی از آن است.منظورمان این است که آنچه در مکالمه درمیان می‌گذارید، لازم نیست که واقعیات باشند. آنچه که به اشتراک می گذارید احساسات و تجربیات هستند. هیجان و احساسات پشت اتفاقاتی که برایمان می‌افتد.یک نمونه از آن می‌تواند طریقی باشد که می‌فهمید طرف مقابل به مسافرت علاقه دارد. به همین دلیل می‌پرسید: چه چیز مسافرت هست که باعث شده اینقدر آن را دوست داشته باشی؟ ممکن است بگوید هیجان کشف چیزهای تازه، چیزهایی که قبلاً اصلاً ندیده است. و ممکن است شما هم همان احساس را نسبت به مسافرت داشته باشید. به همین دلیل ممکن است بگویید: آره، می‌دونم به دست آوردن تجربه‌های جدید و تازه خیلی جالب است.

اما لازم نیست برای اینکه بتوانید با فرد‌مقابل ارتباط پیدا کنید حتماً زیاد مسافرت رفته باشید. ممکن است عاشق کتاب یا فیلم باشید. آنوقت می‌توانید احساستان را وقتی یک نویسنده یا فیلم عالی جدید کشف می‌کنید مطرح کنید. این درست مثل سفر کردن به یک دنیای کاملاً جدید و هیجان‌انگیز است.پس ممکن است خیلی شبیه هم به نظر نرسید اما احساسات مشترکی داشته باشید. ممکن است به نظر خیلی متفاوت از هم بیایید، زندگی‌های متفاوتی داشته باشید اما همیشه نقاط ارتباطی بین شما وجود دارد.انگیزش‌دهنده‌ها و نیازهای قوی مختلفی در مکالمه و گفتگو وجود دارد. یکی از آنها تقویت نفس فرد است. کاری که مثلاً با موضوع 1 قابل انجام است. مورد دیگر حس ارتباط است. کاری که با موضوعات مختلف می‌توانید انجام دهید.


 

5 موضوع که باید از حرف زدن درمورد آن خودداری کنید


خوب حالا ببینیم درمورد چه موضوعاتی نباید حرف بزنید؟ واقعاً موضوع خاصی نیست اما بعضی موضوع‌ها فقط برای بعضی گفتگوهای خاص مناسب هستند، مثلاً با خانواده و دوستان نزدیک.بعضی موضوعات ممکن است غیرقابل کنترل شوند. باید مدت زمانی که درمورد آنها حرف می‌زنید را محدود کنید. وقتی می‌بینید طرف مقابل مدام به اینطرف و آنطرف نگاه می‌کند و به نظر می‌رسد که توجهی به حرفهایتان ندارد، وقت تغییر موضوع است.

انرژی مثبت گفتگو را نگیرید. وقتی موضوعات زیر در فکرتان است، قبل از حرف زدن فکر کنید.

 

1. بیماری. هیچکس دوست ندارد زیاد درمورد بیماری حرف بزند و بشنود. این موضوعات موجب ناراحتی می‌شوند و آدم‌ها به طور کل دوست ندارند خیلی به موضوعات ناراحت‌کننده فکر کنند.

 

2. رئیس یا شغل غیرمنصفانه‌تان. هیچکس دوست ندارد بنشیند و شما مدام از اینکه چقدر رئیستان ناعادل است و چقدر کارتان خسته‌کننده است حرف بزنید. گوش دادن به شکایت کردن خسته‌کننده است. سعی کنید کمتر شکایت کنید.

 

3. شغل خسته‌کننده‌تان. اگر کارتان جالب باشد حرف زدن درمورد آن خیلی خوب است. اگر کارتان را خیلی دوست دارید، حرف زدن درمورد آن هم جالب خواهد بود. اما اگر خیلی علاقه‌ای به کارتان ندارید و فکر می‌کنید خسته‌کننده و طاقت‌فرسا است، سعی کنید کمتر درمورد آن حرف بزنید. اگر کارتان را دوست دارید اما به نظر می‌رسد دیگران به آن علاقه‌ای ندارند سعی کنید حرف زدن درمورد آن را محدود کنید.

 

4. سرگرمی‌ها و موضوعاتی که ارتباط برقرار کردن با آنها دشوار است. حرف‌های فنی و تکنیکی یا حرف زدن بیشتر درمورد محتویات یک سرگرمی تا آنچه که به شما هیجان می‌دهد، کمی خسته‌کننده خواهد بود. سعی کنید از واژه‌های تکنیکی و جزئیات ریزی که فقط خودتان به آن علاقه دارید و دیگران قادر به درک آن نیستند خودداری کنید. موضوع 5 بالا را امتحان کنید. سعی کنید به جای اینکه خود را در جزئیات و نکات فنی یک موضوع اسرار کنید، به چیزهایی درمورد آن بپردازید که شما را به هیجان می‌آورد.

 

5. قاتلان زنجیره‌ای و مضوعات وحشتناک.  این مورد هم درست مثل حرف زدن درمورد بیماری موجب ناراحتی و وحشت افراد می‌شود و باید از آن پرهیز شود.
"خوب، باید درمورد چی حرف بزنیم؟

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌كند یك چیز كم دارند. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری كاسته شده و دختر و پسر خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در این چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین یكی از عامل‌های مهم و تعیین‌كننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید كه تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی با عشق آغاز می‌شوند. اما آنچه ما می‌خواهیم بررسی كنیم سرنوشت این عشق است كه به كجا كشیده خواهد شد و چه بلایی سر آن می‌آید و در میان زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.
برای آن كه بتوانیم به كسی محبت كنیم اول از همه باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانیم ، این كار را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا كسی كه می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب كنیم با روحیات ما همخوانی دارد یا خیر.

برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید كه به نظر شما اگر كسی شما را دوست داشته باشد چگونه باید آن را ابراز كند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟ در جواب این سوال دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یك كادو گرانقیمت می‌فهمند كه كسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند كسی كه دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامی كند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن كه بر اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا كردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل به ما این امكان را می‌دهد كه محبت خود را آنطور كه می‌خواهیم به همسرمان ابراز كنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.

 

وقتی كسی را دوست دارید

تنها با گفتن دوستت دارم نمی‌توان به كسی ثابت كرد كه دوستش داریم. عشق و محبت احساسی است كه نسبت به كسی در ما به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی كسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی كارها می‌كنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم. وقتی كسی را دوست دارید:

 

1- به او دروغ نمی‌گویید.

 

2- غرورش را نمی‌شكنید.

 

3- به خانواده‌اش و كسانی كه دوست دارد احترام می‌گذارید.

همسر شما از دل یك خانواده آمده است كه اگر آن خانواده نبود همسر شما نیز امروز در كنار شما نبود پس به خاطر وجود همسرتان كه دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر همسرتان به آنها احترام بگذارید و مطمئن باشید كه همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.

 

4- او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهید گرفت.

این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست كه هر كسی ایراداتی دارد اما اگر كسی بخواهد همیشه تنها ایرادات شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در كنار نقاط منفی و بیشتر ببینید تا به همسرتان احساس ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

 

5- با او لج‌بازی نمی‌كنید.

وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابرش موضع‌گیری نمی‌كنید و در برابر خواسته‌ها و رفتار او لج نمی‌كنید.

 

6- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتكب می‌شوید به راحتی از او عذرخواهی می‌كنید.

اشتباه كردن در زندگی اجتناب ناپذیر است و یكی از راه‌های برطرف كردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل عذرخواهی است كه این عمل در برابر كسی كه دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا كه غرور در برابر معشوق جایی ندارد.

 

7- او را در كارها و تصمیماتتان دخیل می‌كنید.

وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را راجع به همه چیز جویا شوید و كاری كنید كه او را خوشحال می‌كند پس همیشه با او مشورت می‌كنید و تصمیماتتان را به تنهایی نمی‌گیرید.اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند.

 

8-اگر مخالفتی با او دارید با آرامش قانعش می‌كنید.

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند. پس اگر همسرتان را دوست داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفتتان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه می‌توانید قانعش كنید.

 

9- به او در كارهایش كمك می‌كنید.

زن و مرد باید در همه چیز با هم همكاری داشته باشند. درست است كه این دو در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها كمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه چیز همكاری می‌كنند. پس به راحتی می‌توان این كمك كردن را در زندگی امروزه معنی كرد.

 

10-اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است كمكش می‌كنید.

اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌كنید كه این احساس منفی را از او دور كنید یا اگر لازم باشد به او فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌كه بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر كنید. گاهی آرامش داشتن در برابر كسی كه عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌كند. اگر همسرتان را عصبانی كردید با آرامش بی موقع خود ، او را عصبانی‌تر نكنید چرا كه او فكر می‌كند آنقدر برایش ارزش ندارید كه وقتی ناراحت است عین خیالتان نیست.

 

11- می‌توانید به راحتی اشتباهات او را ببخشید و فـرامـوش كـنـیـد.

درسـت است كه بعضی اشتباهات بخشودنی نیست اما تعداد آنها بسیار كم است و معمولا در زندگی اشتباهات كوچكی پیش می‌آید كه می‌توان با محبت از آنها گذشت و با صحبت‌های منطقی از بروز دوباره آن جلوگیری كرد.

 

12- از اینکه در كنارش هستید خوشحالید و نمی‌خواهید از كنارش فرار كنید.

بعضی از زن و شوهر‌ها دائما می‌خواهند از هم فرار كنند و تنها باشند و یا با دیگران وقت بگذرانند. درست است كه ممكن است گاهی انسان به تنهایی و خلوت كردن نیاز پیدا كند اما طبیعتا در اكثر اوقات از این‌كه در كنار فردی كه دوستش دارید هستید لذت می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند كه در كنارش خوشحالید.

 

13- با لذت گذشت خواهید كرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرتان می‌خواهید.

این گذشت به معنی نادیده گرفتن خودتان نیست بلكه وقتی كسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

 

14- در جمله‌هایتان كمتر از من استفاده می‌كنید و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گویید.

بسیاری كارهای دیگر كه وقتی كسی را دوست داریم انجام می‌دهیم یا نمی‌دهیم در این دسته جای دارند كه می‌توان با دقت در انـتـظـارات خـودمـان در بـرابر كسی كه ادعا می‌كند دوستمان دارد آنها را بیابیم. در واقع كارهایی كه خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

برای موفقیت و شادکامی در ازدواج نمی‌توان راهنمایی‌های مخصوصی را در نظر گرفت، با این وجود این پیشنهادات که می توان آنها را قواعد طلایی نامید لازم و ضروری به نظر می‌رسد که تقدیم شما زوج های جوان می شود.

 

• 1. قاعده طلایی اول: همسر خود را گرامی بدارید.

ازدواج یعنی اعلان استقلال، هنگامی که ازدواج می‌کنید قول می‌دهید که در مشقت و راحتی، فقر و ثروت و سلامتی همسر خود را دوست و گرامی بدارید. عشق شما به یکدیگر بر پایه زندگی زناشویی استوار می‌باشد. لذت عاشق سرور و خوشحالی معشوق است. همسر خود را گرامی بدارید و عقد ازدواج را محکم کنید. زن و شوهر با طناب بسیار محکمی به هم متصل هستند. رشته‌های بسیاری این طناب را به وجود می‌آورند که از همه مهم‌تر رشته عشق و علاقه‌ای است که نسبت به یکدیگر ابراز می‌دارند. رشته‌های دیگری چون رشته علایق مشترک، تجربیات مشترک، وفاداری مشترک و تشریک مساعی در زندگی لازم است. هر چه رشته‌های این طناب محکم تر باشند، ازدواج نیز باثبات‌تر خواهد بود. پس رشته‌هایی درست کنید که هرگز گسیخته نشوند.

 

• 2. قاعده طلایی دوم: وقتی ازدواج می‌کنید با همسر خود چون یک روح در دو جسم باشید.

پس از ازدواج به والدین خود متکی نباشید، بلکه باید با زن خود روح جدیدی را به وجود آورید. به پدر و مادر خود احترام بگذارید. خانواده‌ای جدا بسازید و شانس موفقیت زیادی در زندگی به وجود آورید.

 

• 3. قاعده طلایی سوم: فن عشق‌ورزی را بیاموزید.

هماهنگی سبب ایجاد علاقه زناشویی می‌شود. در روابط خود احساسات و عواطف را توام سازید. هر چه روابط شما هماهنگ‌تر باشد شانس موفقیت شما نیز بیشتر خواهد بود.

 

• 4. قاعده طلایی چهارم: خود را برای پدر و مادر شدن آماده کنید.

درباره حقایق مربوط به پدر شدن اطلاعات کسب کنید، سلامتی روحی و جسمی اطفال شما بستگی به دقت‌های اولیه شما دارد. هر چه توجه و دقت شما بیشتر باشد سلامتی آنها بهتر تامین می‌شود برای آنها زمینه مستعدی تهیه کرده و مقدمه خوبی برای زندگی آنها به وجود آورید. محیط خانواده، بهترین مکان برای تربیت کودک است. کودکانی که عضو خانواده‌های مهربان و فداکار هستند از نظر روحی بهتر تربیت می‌شوند. بهترین آمادگی جهت پدر و مادر شدن، ازدواج حقیقی است.

 

• 5. قاعده طلایی پنجم: در زندگی زناشویی بردبار و صبور باشید!

هرگاه بخواهید به تنهایی حرکت کنید هر کجا بخواهید قدم می‌گذارید ولی هنگامی که با یک نفر دیگر هستید قدم‌های شما باید با او هماهنگ باشد. در ابتدای کار ممکن است پای یکدیگر را لگد کنید ولی سپس تجربه‌ کسب می‌کنید که چگونه خود را با یکدیگر هماهنگ سازید. در ازدواج نیز برای ایجاد هماهنگی جسمی و روحی گذشت زمان لازم است، برای موفق شدن باید صبور و بردبار باشید.

خویشاوندان زن و شوهر نیز باید صبور باشند و برای ایجاد چنین صبر و شکیبایی گذشت زمان لازم است، وقتی که دختری عاشق پسری می‌شود نمی‌تواند الزاما مادر او را یا پدرش را دوست بدارد. عروس و داماد نمی‌توانند خیلی سریع با زندگی داخلی همسرشان پیوستگی ایجاد کنند! برای حل و فصل این موضوع زمان برای درک، فهم و شعور لازم است.

 

• 6. قاعده طلایی ششم: ریشه ازدواج خود را محکم سازید!

به زندگی زناشویی مانند گیاه باید توجه کرد، به خصوص زمانی که هنوز تازه و نورس است ریشه آن را باید با اندیشه مشترک، دقت و توجه، مهر و محبت و بالاخره حس‌ تفاهم که به منزله خورشید و باران هستند سیرآب و تقویت کرد. به یکدیگر ابراز علاقه کنید، به هر شکلی که می‌توانید احساسات خود را به یکدیگر نشان دهید. ممکن است عشق از گفتار عمیق‌تر باشد ولی گاهی با محبت نمایان می‌گردد. روابط زناشویی را پرورش داده و آن را برویانید. برای توجه به گیاه باید علف‌های هرز را چید.

هرگاه علف‌های هرز رشد و نمو کنند، گیاه مزبور پرورش نیافته و خشک می‌شود! چنانچه علف‌های هرز را سریعا از بین ببریم، گیاه رشد کامل خود را به دست می‌آورد. در ازدواج نیز علف‌های هرز را به محض پیدایش از بین ببرید. بگذارید گیاه ازدواجتان آن طوری که شایسته است، رشد و نمو نماید.

 

• 7. قاعده طلایی هفتم: در صورت لزوم با افراد مطلع مشورت کنید. مشورت درباره ازدواج به منزله هنر و علم اجتماعی ظهور کرده است.

پزشکان، صاحب‌نظران علوم اجتماعی، متخصصین تعلیم و تربیت و مشاوران ازدواج خود را برای چنین وظیفه اجتماعی آماده می‌سازند و مشاور مطلع به شما بصیرت و ادراک کافی داده و شما را از بیماری‌های زناشویی و اختلالات روانی که ممکن است هیچ کدام از شما آگاهی و بینش بر منابع کشمکش‌های خود نداشته باشید آگاه می‌سازد زیرا علت بعضی از نارضایتی‌ها واضح و آشکار نمی‌باشد. ممکن است یک بحث جزئی مربوط و منوط به حسن عدم امنیت، آرزوی قدرت و محرومیت جنسی باشد. اگر شما قادر به حل موضوع نباشید، مشاور شما آن را حل خواهد کرد. از دیگران راهنمایی بخواهید و بر شانس موفقیت خود در زندگی زناشویی‌تان بیفزایید.

 

• 8. قاعده طلایی هشتم: از قوانین هشتگانه طلایی پیروی کنید!

با همسر خود همان طور رفتار کنید که میل دارید او با شما رفتار کند. از احساسات یکدیگر مطلع بوده و به احتیاجات دیگری توجه داشته باشید. ببخشید، همان طور که میل دارید بخشیده شوید. و از همه مهمتر از جسارت، اهانت و بی‌‌وفایی بپرهیزید!

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

دلایلی که سبب اضافه وزن می شوند ریشه در فرهنگ ما ، عادات ما ، ژن های ما ، و روان ما دارند. این مطلب را جان باگنولو یک متخصص تغذیه در ماساچوست می گوید.

**مساله : استرس و خستگی

استرس ، خستگی ، و افزایش وزن ، دوستان مشترک هستند: استرس می تواند به انتخاب غذاهای بی ارزش و فقیر از نظر ارزش غذایی منجر شود و این می تواند قند خون شما را پایین آورده و در نتیجه احساس کمبود انرژی خواهید نمود. کمبود خواب می تواند بدن شما را وادار به آزاد کردن هورمون های استرس نموده و مسبب آغاز وزن گیری شود. لورینگ می گوید: " هر چقدر که زمان کمتری را به مراقبت از خود اختصاص بدهید، ایجاد تغییراتی که منجر به کاهش وزن بشود برایتان دشوارتر خواهد گردید"

 

راه حل : بیشتر بخوابید

افرادی که در شب خواب کمتر از هشت ساعت دارند، معمولا توده بدنی بالاتری نسبت به افرادی دارند که هشت ساعت کامل می خوابند، همچنین کودکانی که در شبانه روز کمتر از 12 ساعت می خوابند، احتمال بیشتری دارد که هنگام رسیدن به 3 سالگی، اضافه وزن داشته باشند. اگر چه این مطلب، اثبات نمی کند که کمبود خواب سبب افزایش وزن می شود، لیکن ارتباط و همبستگی غیرقابل انکاری میان کم خوابیدن و وزن اضافی وجود دارد.برای خواب بیشتر -- حداقل هفت ساعت -- از ورزش کردن، نوشیدن الکل و کافئین در اواخر روز خودداری کنید، قبل از خواب دوش بگیرید و زودهنگام به بستر بروید.

 

راه حل : اهداف هوشمندانه برای خود در نظر بگیرید

میشلز برای کمک به تنظیم اهداف به صورت زمان بندی شده و کارآمد، از یک هرم استفاده می کند. در بالای یک برگ کاغذ ، یک هرم بکشید، و در بالای آن ، هدف نهایی خود را با جزئیات بنویسید-- مثلا تعداد کیلوهایی که می خواهید کم کنید، همچنین این که با این مقدار کم کردن وزن قادر به انجام چه کارهایی خواهید بود( شرکت در یک مسابقه دو ، جستجوی کار جدید). در سطر بعدی ، این هدف بزرگ را بشکنید و به هدف های ماهانه تقسیم کنید. سپس اهداف هفتگی و روزانه برای خود تعیین کنید.

 

راه حل : آزاد کردن سریع استرس

لورینگ می گوید:" یک مراقبه (مدیتیشن) کوتاه می تواند روشنی ذهن مورد نیاز برای انتخاب غذاهای بهتر و ورزش های مفیدتر را به شما بدهد". به گونه ای بنشینید که بتوانید خود را صاف نگهدارید. با 20 بار تنفس ، از کاری که می خواهید انجام دهید به خود آگاهی بدهید. در هنگام که ذهن شما منحرف و حواستان پرت شد، که امری طبیعی است ، به آرامی آن را با تنفس ساده کنترل کنید و دوباره بر روی فکرتان تمرکز کنید.

 

راه حل : تیروئیدتان را چک کنید

اگر شما خستگی غیر قابل توضیح و افزایش وزن اسرار آمیز (بدون وقوع تغییرات عمده در رژیم غذایی و یا شیوه زندگی ) دارید، که در مقابل کوشش های شما مقاومت می کند، ممکن است وضع هورمونهای تیروئید شما خراب باشد. در صورت شک به مسائل مربوط به تیروئید ، به پزشک مراجعه کنید تا تشخیص و درمان مناسبی بیابید.

 

**مساله : عدم پیشرفت در اهداف

گاهی هر چند که خوب و درست می خورید و به صورت منظم ورزش می کنید، وزنتان تغییری نمی کند. این وضعیت در آخرین کیلوهایی که می خواهید کم کنید رخ می دهد. مایکل با اشاره به ضرب المثلی درباره آخرین چند کیلوی آخر، آنها را وزن غرور می نامد و می گوید: این چند کیلو، در سلامت شما تاثیر نمی گذارد ، اما بر ظاهر شما اثر دارد. آیا وزن اضافی را در اثر داشتن یک نوزاد (یک مطالعه نشان می دهد که مادران در قیاس با زنان هم سن خود، گرایش به حدود 2-3 کیلو وزن بیشتر دارند) به دست آورده اید؟ و یا فقط به خاطر عدم تحرک کافی است؟ در هر حال، در اینجا چگونگی خلاص شدن از این وزن اضافی را برای شما می گوییم .

 

راه حل : ورزش خود را تقویت کنید

میشلز می گوید: برای کم کردن آخرین کیلوها، مصرف مواد غذایی خود را در حد ثابتی نگهدارید و از طریق ورزش کردن در بدن خود کمبود کالری ایجاد کنید. "برای این منظور، شما هم می توانید ورزشتان را بیشتر کنید و هم اینکه ورزشتان را سخت تر انجام بدهید، در این صورت خواهید توانست آخرین کیلوهای مزاحم را هم از بدن بیرون کنید". اگر راه می روید یا می دوید به مسیرتان تپه و سربالایی یا پله ها را اضافه کنید، همچنین تمرینات قدرتی را به برنامه تان اضافه کنید. اگر شما بیشتر در باشگاه و با استفاده از وسایل ورزشی کار می کنید، کار با وسایلی که چرخش هم دارند را به برنامه خود اضافه کنید. او می گوید" تنوع در ورزش، یک نکته کلیدی است".

 

راه حل : دفعات خوردن را زیاد کنید.

"برای ایجاد جهش در سوخت و ساز بدن خود، صبحانه را 45 تا 60 دقیقه پس از بیدار شدن از خواب صرف کنید." "در طول روز با صرف 4 یا 5 وعده غذایی کوچک، سوخت و ساز را فعال نگهدارید." در هر وعده غذایی ، تعادلی بین پروتئین ، کربوهیدراتهای آهسته سوز و چربی های سالم برقرار کنید. مثلا برای صبحانه می توانید : مانند نان تهیه شده از بلغور یا نان سبوس دار با یک یا دو قاشق چایخوری کره بادام و انواع توت های تازه بخورید.

 

راه حل : با خود مهربان باشید.

برای اطمینان از اینکه تلاش هایتان نشأت گرفته از یک انگیزه سالم است و نه ناشی از فشارهای بیرونی برای اینکه جر خاصی به نظر بیایید، لورینگ پیشنهاد می کند که به طور مرتب مراقبه های محبت و مهربانی را انجام بدهید، بدین صورت که: آرام نشسته و یک عبارت مانند " ان شا الله من سالم هستم، ان شاالله من در ارامش هستم ، ان شاالله من شاد و خرسند هستم" را تکرار کنید.
لورینگ می گوید: این عمل کمک می کند تا خود را چنان که هستید، بپذیرید و سبب هدایت تلاش های شما به سوی نیازهای واقعیتان- و نه نیازهای مقطعی - می گردد.

 

**مساله : رژیم گرفتن یویویی

پیروی از یک رژیم سفت و سخت از تغییر عادات غذایی آسانتر به نظر می آید، اما در بیشتر موارد در درازمدت این رژیم ها کار نمی کنند و می توانند منجر به مشکلات سلامتی بشوند. ریردان می گوید:" پیروی مکرر از رژیم های با کالری بسیار پایین این خطر را دارد که سوخت و ساز به صورت دائمی و پایدار پایین بیاید". "رژیم های غذایی که شامل حذف دسته های کلی غذاها، مثلا کربوهیدرات ها هستند ممکن است به کمبود ویتامین منجر بشوند." از لحاظ روانی ، رژیم گرفتن به صورت ثابت، همچنین می تواند سبب ایجاد یک مزاج و مشرب انکار و پاداش ناسالم در فرد گردد.

 

راه حل : از رژیم مدیترانه ای پیروی کنید.

اگر شما به دنبال یک برنامه غذایی هستید، رژیم غذایی مدیترانه ای را در نظر داشته باشید. ریردان این نوع رژیم را " بدون محدودیت و افسانه ای " می نامد." رژیم مدیترانه ای که عمدتا از غلات سبوس دار ، میوه ها و سبزیجات ، ماهی ، روغن زیتون و آجیل تشکیل شده و چربی های حیوانی مضر و مواد غذایی تصفیه شده در آن کم است، پاسخگوی بسیاری از امراض، از جمله چاقی، بیماری قلبی، سرطان و دیابت می باشد.این رژیم غیر از غذا، چیزهای بیشتری را هم در بر دارد. " سبک زندگی یک جز بسیار مهم است." لذت بردن از آماده کردن غذا و صرف غذا با خانواده و دوستان ، بر فواید غذایی خوراکی ها می افزاید.

راه حل : بر روی افزایش تمرکز کنید نه بر کاستن.

علاوه بر خوردن میوه جات و سبزیجات بیشتر، ریردان پیشنهاد می کند که مجموعه ای از غلات کامل مثل غازیا(غازیاقی) ، همیشه بهار، جو، ارزن و گندم را نیز گاه و بیگاه در برنامه غذایی خود بگنجانید.
او می گوید:" این مواد بازه گسترده ای از آنتی اکسیدانهای قوی و همچنین فیبر را در خود دارند که به پایدار کردن سطح قند خون کمک می کند، در نتیجه میل شما به غذاهای راحت ، افت می کند.

 

راه حل : از اشتباهات خود درس بگیرید.

مایکل می گوید که بزرگترین مانع در تغییر عادت ها، نگرش همه یا هیچ است. بروز اشتباه های رژیمی یک امر اجتناب ناپذیر است. ترفند مناسب این است که آنها را به عنوان درس و نه به عنوان یک مهر تأیید بر شکست، تلقی کنید " اگر می دانید که شما تمایل به خوردن بیش از حد کیک در یک مراسم جشن تولد دارید، دفعه بعد که چنین دعوتی داشتید یک تنقل سالمتر با خود به همراه ببرید.

 





نوع مطلب : سلامت تغذیه پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 48 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
 



مدیر  : بازار صفا
نویسندگان
آمار
  • کل بازدید :