تبلیغات
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ - مطالب آذر 1390
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ

 

امروزه وقتی یک نفر لبخند می زند، یک حال بد تبدیل به حال خوب می شود، یک عذر خواهی پذیرفته می شود، اعتماد به نفسی بالا برده می شود، قراردادی بسته می شود و حتی ممکن است یک رابطه عاشقانه نیز شکل گیرد. اما اگر حال و هوای همین لبخند عوض شود ؛ یک لبخند یا بهتر است بگوییم «نیشخند» می تواند روی اعصاب برود، سر کل کل و دعوا نتیجه را به کلی به رقیب واگذار کند، وسط یک دعوای زن و شوهری به معنای پایان یک رابطه به حساب آید و حتی نشانه تحقیر محسوب شود.


لبخند حتی چند صدم ثانیه کافی است تا یک نیروی حسی قوی ایجاد کند؛ به طور مثال باعث می شود مردم به اطراف خود نگاه مثبت تری داشته باشند و چه بسا مسایل خسته کننده مفرح و با نشاط شوند! حتی شاید بتوانید مزه بد یک غذا را با لبخند برای خودتان قابل تحمل کنید.

 

● آقایان نیش تان را ببندید


مردان اصولا دوست دارند که همیشه خانم ها را به لبخند ببینند. و در اصل به سمت بانوانی جذب می شوند که چهره خندانی دارند. اما در بسیاری از موارد این لبخند ممکن است کار دست ما خانم های محترم بدهد. در واقع برخی از آقایان محترم این لبخند های خالص ما را ممکن است حمل بر این بگذارند که ما از آن ها خوشمان آمده است. و جالب است که بدانید خانم ها کاملا در نقطه مخالف آقایان در این امر قرار دارند: یعنی این که از مردانی که همیشه «نیششان باز است»! خوششان نیامده و آن را حمل بر «لوس بودنشان» می گذارند!

 

● لبخند اصیل:


خالص و شادی بی اختیار.

 

● چگونه به نظر می آید: لب ها از بیرون و بالا به طرف استخوان های گونه کشیده می شوند، گونه ها به بالا برده شده، و پوست زیر پلک های پایین چشم باد می کند. گوشه های بیرون چشمان چین خورده و دو خط زیر چشم (معروف به خط های لبخند) پدیدار می شود.

 

● لبخند خشمگین:


یا واقعا طرف عصبانی است ومی خواهد لبخندش را با نیشخند پر کند و یا این که خوشحال است و تظاهر به غضب می کند.

 

● چگونه به نظر می آید: دهان بسته و لب ها به هم دوخته شده اند. گوشه های داخلی ابرو ها پایین آمده و به سمت دهان کشیده شده اند.

 

● لبخند غمگین:


یا طرف تلاش می کند که ناراحتی خود را با یک لبخند پنهان کند، و یا این که سعی می کند تعمدا نشان دهد که درست است که کار ها خوب پیش نمی رود، اما وضع بهتر خواهد شد.

 

● چگونه به نظر می آید: گوشه های دهان کمی به سمت بالا رفته، یک لبخند کوچک را نمایش می دهد. با ین که ابرو ها به سمت پایین نشانه رفته اند، گوشه های داخلی اشان به سمت بالا چین خورده، و گاهی چین و چروک هایی در وسط پیشانی دیده می شود.

 

● لبخند آرامش:


انگار که طرف تازه متوجه شده است که چه خطر بزرگی از سرش رد شده است.

 

● چگونه به نظر می آید: به نظر یک لبخند معمولی می آید، اما انتهای ابرو ها به سمت پایین رفته که موجب به وجود آمدن چین و چروک هایی وسط دو چشم می شود. انگار که یاد آور یک تشویش و دلواپسی دیرینه است.

 

● لبخند شرمندگی:


این گونه لبخند ها معمولا غیر عادی هستند. و برای از بین بردن موقعیت های ناراحت کننده و آرام کردن حوادث ناگوار استفاده می شوند.


● چگونه به نظر می آید: یک ریشخند اما کم قدرت! گوشه های دهان کمی به سوی بیرون کشیده شده، و لب ها گاهی به هم فشرده می شوند. چشم ها به سمت دیگری خیره شده: یا چپ و راست را نگاه کرده و یا از بالا به پایین دو دو می زند.

 


امان از آدمهای چاخان


این که دروغ گو ها معمولا بیشتر از راست گویان لبخند می زنند، چندان حقیقت ندارد! اما این گونه افراد لبخند تصنعی خیلی تحویل آدم می دهند. این در واقع حربه آن ها است برای این که فکر طرف مقابل را از کلاه بزرگی که قرار است بر سرش بگذارند منحرف کنند.اما این مسیله استثنا هم دارد: وقتی این چاخان گویان محترم گیر می افتند و مجبور میشوند که بدون آمادگی یک دروغی سر هم کنند. در این مواقع آنان بیشتر لبخند های نوع پنجم (لبخند شرمندگی) از خود نشان می دهند. که بسیار واضح و مبرهن است که خالی بندی است!


شور و هیجان یا لبخند ؟


شاید تصور کنید که حالت صورت در مرتبه اول نشان از احساسات درونی یک فرد است. اما این نکته تا اندازه ای درست است. در حقیقت، تحقیقات علمی نشان داده اند که حالات صورت همانند دگمه درجه صدای ضبط صوت عمل می کند. هر چه بیشتر و با شدت زیادتری لبخند بزنید احساسات و تلاطم درونی بیشتر خود را بروز می دهد. درجه لبخند خود را پایین آورده، و کمتر مردهم به شور و هیجان درونی شما پی خواهند برد.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

رضایت‌مندی از هرآنچه که خداوند به انسان عطا فرموده، علاوه بر اینکه خود شیوه‌ای از شکرگذاری است، باعث آزامش خاطر فرد نیز می‌شود آیا شما از جمله کسانی هستید که از اعتماد به نفس برخوردارید؟ اگر پاسخ‌تان منفی است، به دلیل این است که همواره خود را با اطرافیان‌تان مقایسه می‌کنید. وقتی شما فضایل و کمالات، توانایی‌ها یا حتی اموال دیگران را می‌بینید و آنها را با عیوب و محدودیت‌های خویش مقایسه می‌کنید، باعث می‌شود که احساس نقصان و کاستی ‌کنید. بدین ترتیب حس "خود محترم شمردن" در شما آسیب می‌بیند و احساس بدبختی و تیره روزی می‌کنید.به عنوان مثال، فرض کنید شما تصمیم می‌گیرید داستان بنویسید. اگر شما کارتان را با نویسنده‌های مطرح و بنام مقایسه کنید، قطعا ناامید خواهید شد و شاید انگیزه خود برای ادامه را نیز از دست بدهید.

 

چرا مقایسه کردن درست نیست؟

اگر می‌خواهید دست از مقایسه کردن بردارید، باید ابتدا به این موضوع یقین کنید و اعتراف کنید که مقایسه کردن کردن اساسا کار درستی نیست. مقایسه کردن غلط است چون همیشه کسانی بهتر از شما یا در موقعیت و شرایط بهتر از شما وجود دارند. بنا بر این شما تا دست از مقایسه کردن بر ندارید و نپذیرید که موقعیت شما در زندگی به شرایط و موقعیت هیچ کس دیگر ربط ندارد، از زندگی راضی نمی‌شوید.

وقتی پیوسته در حال مقایسه کردن باشید،‌باعث می‌شود نسبت به کسانی که از شما موفق‌ترند یا شرایط بهتری دارند،‌خصمانه برخورد کنید. وقتی در مورد دیگران پیش داوری می‌کنید و بر اساس برداشت‌های خود آنها را از خود موفق‌تر می‌بینید، در واقع این موقعیت را فراهم می‌کنید که آنها از شما موفق‌تر باشند.و اگر شما از آن دسته افرادی هستید که بر اساس عادت خود را با دیگران مقایسه می‌کنید، بدانید که این عادت مقایسه، احساس ناامنی با خود به همراه دارد. چون شما احساس ناامنی می‌کنید گاهی فکر می‌کنید باید درارتباط با دیگران فضایل و کمالات خود را به رخ آنها بکشید. کسانی که هر آنچه را که انجام داده‌اند، هر کجا که رفته‌اند، هر چه که دارند را به رخ دیگران می‌کشند چندان شخصیت‌های دوست داشتنی ندارند و نمی‌توانند کسان زیادی را جذب کنند.

 

هوشیار و آگاه باشیم

چطور مقایسه خود با دیگران را ترک کنیم؟ نمی‌توانیم انکار کنیم که مقایسه کردن جزئی از طبیعت بشر است و گاهی هم مقایسه بدون آگاهی صورت می‌پذیرد. اما ترک عادت مقایسه نیاز به تمرین و ممارست بسیار دارد و باید با آگاهی انجام شود. مثلا وقتی ویژگی‌ها یا دارایی‌های خود را با دیگری مقایسه می‌کنید،‌ کاری که باید با آگاهی انجام بدهید این است که قدری درنگ کرده و به خود یادآوری کنید که " شاید مقایسه یک امر طبیعی باشد اما درست و منطقی نیست" و آگاهانه هر بار که به سمت مقایسه کردن رفتید این هشدار را به خود بدهید.

 

بر روی شایستگی‌ها و ویژگی‌های مثبت خود متمرکز شوید

تنها در سایه اعتماد به نفس، می‌توانید شاد باشید و پرداختن به نقاط ضعف، تنها غصه به همراه دارد. کسی که اقدام به نوشتن یک داستان می‌کند، نباید در همان گام نخست بتواند مانند نویسنده‌های بنام بنویسد، بلکه چیزی که مهم و باارزش است تصمیم و اقدام او برای نوشتن است و لزوما هم همه نباید کار او را بپسندند.زمانی که به این آگاهی برسید که "بدون اینکه بهترین باشید هم می‌توانید خوب باشید" شانس موفقیت شما افزایش می‌یابد.  باید توانایی و استعداد خود را بشناسید و چیزهایی که واقعا ارزش دارند که زیربنای زندگی قرار گیرند را درک کنید.اگر نتوانید توانایی‌های خود را تشخیص دهید،‌ هرگز نمی‌توانید در راه خواسته‌های خود ثابت قدم و محکم باشید.

 

قدرشناس و شکرگذار باشید

وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوید،‌لحظاتی وقت بگذارید و تمام نعمت‌هایی را که در اختیار دارید، مرور کرده و بابت آنها شکرگذار باشید. وقتی عادت کردید که نعمت‌هایی را که در اختیار دارید ببینید و برای آنها شکرگذاری کنید،‌ درمی‌یابید که مقایسه کردن چه کار بیهوده‌ای است. بنا بر این تکریم توانایی‌ها، دارایی‌ها و پیشرفت‌ها یک تمرین خوب و مفید است و می‌توان با به کار گرفتن آنها مهیای موفقیت‌های بزرگ‌تر شد.

 

قدردان نقیصه‌های خود باشید

منطقا هم همه می‌دانند که مطلق بودن و کامل بودن غیرممکن است. برای اینکه احساس رضایتمندی و شادی داشته باشید، باید یاد بگیرید که این حقیقت را بپذیرید که شما موجودی کامل، مطلق و بی عیب نیستید. پذیرش این مطلب بدان معنا نیست که شما نمی‌توانید آرزوهای بزرگ داشته باشید یا برای موفقیت‌های بزرگ نباید تلاش کنید. بلکه در کلام ساده یعنی اگر شما توقع مطلق بودن داشته باشید، همواره ناامید می‌شوید.

 

تا آنجایی که می توانید شاد باشید

صاحبان تجارت‌ و شرکت‌های بزرگ دقیقا می‌دانند چگونه از رسانه‌ها استفاده کنند و از حس نارضایتی مردم،‌وقتی خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، ‌بهره ببرند. آنها با استفاده از آگهی‌های تجاری مردم را متقاعد می‌کنند که اگر از محصولات یا خدمات آنها استفاده کنند، موفق‌تر خواهند بود و در غیر این صورت توفیق کمتری دارند. قاعدتا کسی که درگیر این آگهی‌های زیرکانه می‌شود، دچار زیاد‌خواهی شده و هیچگاه احساس رضایت نمی‌کند.اگر شما خانه‌ای برای زندگی کردن، لباسی برای پوشیدن، غذایی برای خوردن و احساس محبت و عشق نسبت به همنوعان خود دارید،‌کاملا کافی است و هر آنچه بیش از این دارید هم لطف و نعمت خدای بزرگ است.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1390/09/11 :: نویسنده : بازار صفا

 

نفس برآمد و کام از تو بر نمی​آید

فغان که بخت من از خواب در نمی​آید

 

صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش

که آب زندگیم در نظر نمی​آید

 

قد بلند تو را تا به بر نمی​گیرم

درخت کام و مرادم به بر نمی​آید

 

مگر به روی دلارای یار ما ور نی

به هیچ وجه دگر کار بر نمی​آید

 

مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید

وز آن غریب بلاکش خبر نمی​آید

 

ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا

ولی چه سود یکی کارگر نمی​آید

 

بسم حکایت دل هست با نسیم سحر

ولی به بخت من امشب سحر نمی​آید

 

در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز

بلای زلف سیاهت به سر نمی​آید

 

ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس

کنون ز حلقه زلفت به در نمی​آید

 





نوع مطلب : اشعار زیبا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



 



مدیر  : بازار صفا
نویسندگان
آمار
  • کل بازدید :