تبلیغات
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ - مطالب شهریور 1390
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ

 

"خوب، باید درمورد چی حرف بزنیم؟"

وقتی حرف گفتگو به میان می آید، این یکی از موضوعاتی است که بارها و بارها از خودمان و طرف‌مقابلمان پرسیده‌ایم.خیلی وقت‌ها وقتی در یک گفتگو هستیم که سکوت در آن رخنه کرده است، در ذهنمان دنبال موضوعی برای صحبت می‌گردیم.البته این خیلی هم بد نیست. وقفه در مکالکه کاملاً طبیعی است و خوب است که به فشار اجتماعی مکالمه‌ای که دچار سکوت شده است عادت کنیم.اما اگر این اتفاق زیاد برایتان می افتد و این سکوت‌ها بیش از اندازه طول می‌کشند، بد نیست که چند موضوع کمکی در ذهنتان نگه دارید. در زیر به 5 موضوع خوب برای حرف زدن اشاره می‌کنیم و پایینتر از آن 5 موضوعی که باید از حرف زدن درمورد آن خودداری کنید را آورده‌ایم.

 


1. کسی که با او حرف می‌زنید

برای خیلی‌ها بهترین موضوع حرف زدن خودشان هستند. نسبت به آدم‌ها و اینکه که هستند کنجکاو باشید. دال کارنیج (Dale Carnegie) گفته است:

"می‌توانید با علاقه‌مند شدن به دیگران در دو ماه بیشتر از آنچه که با سعی در علاقه‌مند کردن دیگران به خودتان می‌توانید دوست‌یابی کنید، دوست پیدا کنید."

ببینید طرف مقابلتان کنار کار اصلی خود چه کارهای دیگری انجام می دهد. به چه چیزهایی علاقه دارد و چه چیزهایی او را به هیجان می آورد. از او طوری سوال کنید که با یک پاسخ بله یا خیر بتواند جوابگوی شما باشد. اگر متوجه شدید که چندان به این مدل پرسش و پاسخ علاقه نشان نمی‌دهد یا پاسخ مشخصی ندارد، سوالات بازتر بپرسید. و سعی کنید به جای اینکه منتظر نوبت حرف زدن خودتان باشید، واقعاً به حرفهایش گوش دهید.

درمورد چیزهایی که طرف‌مقابلتان واقعاً به آنها علاقه دارد حرف بزنید. مطمئناً این موضوعات خیلی بیشتر از کار یا آب‌و‌هوا شما را به هیجان خواهد آورد. و نگران نباشید که مجبور شوید فقط گوش دهید. بیشتر آدم‌ها اگر به آنها علاقه نشان دهید، به دانستن درمورد شما علاقه نشان خواهند داد.


 

2. محیط اطراف

خیلی راحت ممکن است در مکالمه فقط روی یک چیز متمرکز شوید. بد نیست کمی تمرکزتان را گسترده‌تر کنید، کمی به اطرافتان نگاه کنید. همیشه چیزهای جالب در محیط اطرافتان برای شروع گفتگو وجود دارد. مثلاً در یک میهمانی ماهی‌های آکواریوم، کلکسیون موزیک، کتاب‌ها و فیلم‌های توی قفسه، لباس جالب یک نفر، همه موضوعات خوبی برای حرف زدن هستند.


 

3. اخبار و موضوعات روز

به روزنامه‌ها توجه کنید، همیشه یک چیز جالب برای شروع یک مکالمه در آنها وجود دارد. موضوعات جالب و خنده‌دار همیشه موضوعات خوبی هستند. حرف زدن درمورد مرگ، بدبختی و موضوعات بحث‌برانگیز همیشه ایده چندان جالبی نیستند.

در کنار اخبار، موضوعات مربوط به فیلم‌ها، سریال‌های تلویزیونی یا موضوعات روز هم برای حرف زدن جالب هستند.

 

4. چیزهایی که دوست دارید و ندارید

آدم‌ها همیشه دوست دارند که درمورد چیزهایی که دوست دارند و چیزهای که دوست ندارند حرف بزنند. اینها چند نمونه هستند:

• آهنگ‌ها/آلبوم‌های مورد علاقه
• فیلم‌ها/برنامه‌های تلویزیونی موردعلاقه
• بدمزه‌ترین شکلاتی که تابحال خورده‌اید
• بهترین/بدترین مسافرتی که تابحال رفته‌اید
• بهترین/بدترین کار/رئیس/همکاری که تابحال داشته‌اید


 

5. تجربیات و احساسات مشترک

این موضوع ممکن است کمی مبهم به نظر برسد. البته تاحدودی شبیه به موضوعات بالاست. اما رویکرد جالبی از آن است.منظورمان این است که آنچه در مکالمه درمیان می‌گذارید، لازم نیست که واقعیات باشند. آنچه که به اشتراک می گذارید احساسات و تجربیات هستند. هیجان و احساسات پشت اتفاقاتی که برایمان می‌افتد.یک نمونه از آن می‌تواند طریقی باشد که می‌فهمید طرف مقابل به مسافرت علاقه دارد. به همین دلیل می‌پرسید: چه چیز مسافرت هست که باعث شده اینقدر آن را دوست داشته باشی؟ ممکن است بگوید هیجان کشف چیزهای تازه، چیزهایی که قبلاً اصلاً ندیده است. و ممکن است شما هم همان احساس را نسبت به مسافرت داشته باشید. به همین دلیل ممکن است بگویید: آره، می‌دونم به دست آوردن تجربه‌های جدید و تازه خیلی جالب است.

اما لازم نیست برای اینکه بتوانید با فرد‌مقابل ارتباط پیدا کنید حتماً زیاد مسافرت رفته باشید. ممکن است عاشق کتاب یا فیلم باشید. آنوقت می‌توانید احساستان را وقتی یک نویسنده یا فیلم عالی جدید کشف می‌کنید مطرح کنید. این درست مثل سفر کردن به یک دنیای کاملاً جدید و هیجان‌انگیز است.پس ممکن است خیلی شبیه هم به نظر نرسید اما احساسات مشترکی داشته باشید. ممکن است به نظر خیلی متفاوت از هم بیایید، زندگی‌های متفاوتی داشته باشید اما همیشه نقاط ارتباطی بین شما وجود دارد.انگیزش‌دهنده‌ها و نیازهای قوی مختلفی در مکالمه و گفتگو وجود دارد. یکی از آنها تقویت نفس فرد است. کاری که مثلاً با موضوع 1 قابل انجام است. مورد دیگر حس ارتباط است. کاری که با موضوعات مختلف می‌توانید انجام دهید.


 

5 موضوع که باید از حرف زدن درمورد آن خودداری کنید


خوب حالا ببینیم درمورد چه موضوعاتی نباید حرف بزنید؟ واقعاً موضوع خاصی نیست اما بعضی موضوع‌ها فقط برای بعضی گفتگوهای خاص مناسب هستند، مثلاً با خانواده و دوستان نزدیک.بعضی موضوعات ممکن است غیرقابل کنترل شوند. باید مدت زمانی که درمورد آنها حرف می‌زنید را محدود کنید. وقتی می‌بینید طرف مقابل مدام به اینطرف و آنطرف نگاه می‌کند و به نظر می‌رسد که توجهی به حرفهایتان ندارد، وقت تغییر موضوع است.

انرژی مثبت گفتگو را نگیرید. وقتی موضوعات زیر در فکرتان است، قبل از حرف زدن فکر کنید.

 

1. بیماری. هیچکس دوست ندارد زیاد درمورد بیماری حرف بزند و بشنود. این موضوعات موجب ناراحتی می‌شوند و آدم‌ها به طور کل دوست ندارند خیلی به موضوعات ناراحت‌کننده فکر کنند.

 

2. رئیس یا شغل غیرمنصفانه‌تان. هیچکس دوست ندارد بنشیند و شما مدام از اینکه چقدر رئیستان ناعادل است و چقدر کارتان خسته‌کننده است حرف بزنید. گوش دادن به شکایت کردن خسته‌کننده است. سعی کنید کمتر شکایت کنید.

 

3. شغل خسته‌کننده‌تان. اگر کارتان جالب باشد حرف زدن درمورد آن خیلی خوب است. اگر کارتان را خیلی دوست دارید، حرف زدن درمورد آن هم جالب خواهد بود. اما اگر خیلی علاقه‌ای به کارتان ندارید و فکر می‌کنید خسته‌کننده و طاقت‌فرسا است، سعی کنید کمتر درمورد آن حرف بزنید. اگر کارتان را دوست دارید اما به نظر می‌رسد دیگران به آن علاقه‌ای ندارند سعی کنید حرف زدن درمورد آن را محدود کنید.

 

4. سرگرمی‌ها و موضوعاتی که ارتباط برقرار کردن با آنها دشوار است. حرف‌های فنی و تکنیکی یا حرف زدن بیشتر درمورد محتویات یک سرگرمی تا آنچه که به شما هیجان می‌دهد، کمی خسته‌کننده خواهد بود. سعی کنید از واژه‌های تکنیکی و جزئیات ریزی که فقط خودتان به آن علاقه دارید و دیگران قادر به درک آن نیستند خودداری کنید. موضوع 5 بالا را امتحان کنید. سعی کنید به جای اینکه خود را در جزئیات و نکات فنی یک موضوع اسرار کنید، به چیزهایی درمورد آن بپردازید که شما را به هیجان می‌آورد.

 

5. قاتلان زنجیره‌ای و مضوعات وحشتناک.  این مورد هم درست مثل حرف زدن درمورد بیماری موجب ناراحتی و وحشت افراد می‌شود و باید از آن پرهیز شود.
"خوب، باید درمورد چی حرف بزنیم؟

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌كند یك چیز كم دارند. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری كاسته شده و دختر و پسر خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در این چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین یكی از عامل‌های مهم و تعیین‌كننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید كه تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی با عشق آغاز می‌شوند. اما آنچه ما می‌خواهیم بررسی كنیم سرنوشت این عشق است كه به كجا كشیده خواهد شد و چه بلایی سر آن می‌آید و در میان زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.
برای آن كه بتوانیم به كسی محبت كنیم اول از همه باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانیم ، این كار را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا كسی كه می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب كنیم با روحیات ما همخوانی دارد یا خیر.

برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید كه به نظر شما اگر كسی شما را دوست داشته باشد چگونه باید آن را ابراز كند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟ در جواب این سوال دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یك كادو گرانقیمت می‌فهمند كه كسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند كسی كه دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامی كند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن كه بر اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا كردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل به ما این امكان را می‌دهد كه محبت خود را آنطور كه می‌خواهیم به همسرمان ابراز كنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.

 

وقتی كسی را دوست دارید

تنها با گفتن دوستت دارم نمی‌توان به كسی ثابت كرد كه دوستش داریم. عشق و محبت احساسی است كه نسبت به كسی در ما به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی كسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی كارها می‌كنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم. وقتی كسی را دوست دارید:

 

1- به او دروغ نمی‌گویید.

 

2- غرورش را نمی‌شكنید.

 

3- به خانواده‌اش و كسانی كه دوست دارد احترام می‌گذارید.

همسر شما از دل یك خانواده آمده است كه اگر آن خانواده نبود همسر شما نیز امروز در كنار شما نبود پس به خاطر وجود همسرتان كه دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر همسرتان به آنها احترام بگذارید و مطمئن باشید كه همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.

 

4- او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهید گرفت.

این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست كه هر كسی ایراداتی دارد اما اگر كسی بخواهد همیشه تنها ایرادات شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در كنار نقاط منفی و بیشتر ببینید تا به همسرتان احساس ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

 

5- با او لج‌بازی نمی‌كنید.

وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابرش موضع‌گیری نمی‌كنید و در برابر خواسته‌ها و رفتار او لج نمی‌كنید.

 

6- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتكب می‌شوید به راحتی از او عذرخواهی می‌كنید.

اشتباه كردن در زندگی اجتناب ناپذیر است و یكی از راه‌های برطرف كردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل عذرخواهی است كه این عمل در برابر كسی كه دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا كه غرور در برابر معشوق جایی ندارد.

 

7- او را در كارها و تصمیماتتان دخیل می‌كنید.

وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را راجع به همه چیز جویا شوید و كاری كنید كه او را خوشحال می‌كند پس همیشه با او مشورت می‌كنید و تصمیماتتان را به تنهایی نمی‌گیرید.اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند.

 

8-اگر مخالفتی با او دارید با آرامش قانعش می‌كنید.

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند. پس اگر همسرتان را دوست داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفتتان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه می‌توانید قانعش كنید.

 

9- به او در كارهایش كمك می‌كنید.

زن و مرد باید در همه چیز با هم همكاری داشته باشند. درست است كه این دو در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها كمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه چیز همكاری می‌كنند. پس به راحتی می‌توان این كمك كردن را در زندگی امروزه معنی كرد.

 

10-اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است كمكش می‌كنید.

اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌كنید كه این احساس منفی را از او دور كنید یا اگر لازم باشد به او فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌كه بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر كنید. گاهی آرامش داشتن در برابر كسی كه عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌كند. اگر همسرتان را عصبانی كردید با آرامش بی موقع خود ، او را عصبانی‌تر نكنید چرا كه او فكر می‌كند آنقدر برایش ارزش ندارید كه وقتی ناراحت است عین خیالتان نیست.

 

11- می‌توانید به راحتی اشتباهات او را ببخشید و فـرامـوش كـنـیـد.

درسـت است كه بعضی اشتباهات بخشودنی نیست اما تعداد آنها بسیار كم است و معمولا در زندگی اشتباهات كوچكی پیش می‌آید كه می‌توان با محبت از آنها گذشت و با صحبت‌های منطقی از بروز دوباره آن جلوگیری كرد.

 

12- از اینکه در كنارش هستید خوشحالید و نمی‌خواهید از كنارش فرار كنید.

بعضی از زن و شوهر‌ها دائما می‌خواهند از هم فرار كنند و تنها باشند و یا با دیگران وقت بگذرانند. درست است كه ممكن است گاهی انسان به تنهایی و خلوت كردن نیاز پیدا كند اما طبیعتا در اكثر اوقات از این‌كه در كنار فردی كه دوستش دارید هستید لذت می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند كه در كنارش خوشحالید.

 

13- با لذت گذشت خواهید كرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرتان می‌خواهید.

این گذشت به معنی نادیده گرفتن خودتان نیست بلكه وقتی كسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

 

14- در جمله‌هایتان كمتر از من استفاده می‌كنید و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گویید.

بسیاری كارهای دیگر كه وقتی كسی را دوست داریم انجام می‌دهیم یا نمی‌دهیم در این دسته جای دارند كه می‌توان با دقت در انـتـظـارات خـودمـان در بـرابر كسی كه ادعا می‌كند دوستمان دارد آنها را بیابیم. در واقع كارهایی كه خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

برای موفقیت و شادکامی در ازدواج نمی‌توان راهنمایی‌های مخصوصی را در نظر گرفت، با این وجود این پیشنهادات که می توان آنها را قواعد طلایی نامید لازم و ضروری به نظر می‌رسد که تقدیم شما زوج های جوان می شود.

 

• 1. قاعده طلایی اول: همسر خود را گرامی بدارید.

ازدواج یعنی اعلان استقلال، هنگامی که ازدواج می‌کنید قول می‌دهید که در مشقت و راحتی، فقر و ثروت و سلامتی همسر خود را دوست و گرامی بدارید. عشق شما به یکدیگر بر پایه زندگی زناشویی استوار می‌باشد. لذت عاشق سرور و خوشحالی معشوق است. همسر خود را گرامی بدارید و عقد ازدواج را محکم کنید. زن و شوهر با طناب بسیار محکمی به هم متصل هستند. رشته‌های بسیاری این طناب را به وجود می‌آورند که از همه مهم‌تر رشته عشق و علاقه‌ای است که نسبت به یکدیگر ابراز می‌دارند. رشته‌های دیگری چون رشته علایق مشترک، تجربیات مشترک، وفاداری مشترک و تشریک مساعی در زندگی لازم است. هر چه رشته‌های این طناب محکم تر باشند، ازدواج نیز باثبات‌تر خواهد بود. پس رشته‌هایی درست کنید که هرگز گسیخته نشوند.

 

• 2. قاعده طلایی دوم: وقتی ازدواج می‌کنید با همسر خود چون یک روح در دو جسم باشید.

پس از ازدواج به والدین خود متکی نباشید، بلکه باید با زن خود روح جدیدی را به وجود آورید. به پدر و مادر خود احترام بگذارید. خانواده‌ای جدا بسازید و شانس موفقیت زیادی در زندگی به وجود آورید.

 

• 3. قاعده طلایی سوم: فن عشق‌ورزی را بیاموزید.

هماهنگی سبب ایجاد علاقه زناشویی می‌شود. در روابط خود احساسات و عواطف را توام سازید. هر چه روابط شما هماهنگ‌تر باشد شانس موفقیت شما نیز بیشتر خواهد بود.

 

• 4. قاعده طلایی چهارم: خود را برای پدر و مادر شدن آماده کنید.

درباره حقایق مربوط به پدر شدن اطلاعات کسب کنید، سلامتی روحی و جسمی اطفال شما بستگی به دقت‌های اولیه شما دارد. هر چه توجه و دقت شما بیشتر باشد سلامتی آنها بهتر تامین می‌شود برای آنها زمینه مستعدی تهیه کرده و مقدمه خوبی برای زندگی آنها به وجود آورید. محیط خانواده، بهترین مکان برای تربیت کودک است. کودکانی که عضو خانواده‌های مهربان و فداکار هستند از نظر روحی بهتر تربیت می‌شوند. بهترین آمادگی جهت پدر و مادر شدن، ازدواج حقیقی است.

 

• 5. قاعده طلایی پنجم: در زندگی زناشویی بردبار و صبور باشید!

هرگاه بخواهید به تنهایی حرکت کنید هر کجا بخواهید قدم می‌گذارید ولی هنگامی که با یک نفر دیگر هستید قدم‌های شما باید با او هماهنگ باشد. در ابتدای کار ممکن است پای یکدیگر را لگد کنید ولی سپس تجربه‌ کسب می‌کنید که چگونه خود را با یکدیگر هماهنگ سازید. در ازدواج نیز برای ایجاد هماهنگی جسمی و روحی گذشت زمان لازم است، برای موفق شدن باید صبور و بردبار باشید.

خویشاوندان زن و شوهر نیز باید صبور باشند و برای ایجاد چنین صبر و شکیبایی گذشت زمان لازم است، وقتی که دختری عاشق پسری می‌شود نمی‌تواند الزاما مادر او را یا پدرش را دوست بدارد. عروس و داماد نمی‌توانند خیلی سریع با زندگی داخلی همسرشان پیوستگی ایجاد کنند! برای حل و فصل این موضوع زمان برای درک، فهم و شعور لازم است.

 

• 6. قاعده طلایی ششم: ریشه ازدواج خود را محکم سازید!

به زندگی زناشویی مانند گیاه باید توجه کرد، به خصوص زمانی که هنوز تازه و نورس است ریشه آن را باید با اندیشه مشترک، دقت و توجه، مهر و محبت و بالاخره حس‌ تفاهم که به منزله خورشید و باران هستند سیرآب و تقویت کرد. به یکدیگر ابراز علاقه کنید، به هر شکلی که می‌توانید احساسات خود را به یکدیگر نشان دهید. ممکن است عشق از گفتار عمیق‌تر باشد ولی گاهی با محبت نمایان می‌گردد. روابط زناشویی را پرورش داده و آن را برویانید. برای توجه به گیاه باید علف‌های هرز را چید.

هرگاه علف‌های هرز رشد و نمو کنند، گیاه مزبور پرورش نیافته و خشک می‌شود! چنانچه علف‌های هرز را سریعا از بین ببریم، گیاه رشد کامل خود را به دست می‌آورد. در ازدواج نیز علف‌های هرز را به محض پیدایش از بین ببرید. بگذارید گیاه ازدواجتان آن طوری که شایسته است، رشد و نمو نماید.

 

• 7. قاعده طلایی هفتم: در صورت لزوم با افراد مطلع مشورت کنید. مشورت درباره ازدواج به منزله هنر و علم اجتماعی ظهور کرده است.

پزشکان، صاحب‌نظران علوم اجتماعی، متخصصین تعلیم و تربیت و مشاوران ازدواج خود را برای چنین وظیفه اجتماعی آماده می‌سازند و مشاور مطلع به شما بصیرت و ادراک کافی داده و شما را از بیماری‌های زناشویی و اختلالات روانی که ممکن است هیچ کدام از شما آگاهی و بینش بر منابع کشمکش‌های خود نداشته باشید آگاه می‌سازد زیرا علت بعضی از نارضایتی‌ها واضح و آشکار نمی‌باشد. ممکن است یک بحث جزئی مربوط و منوط به حسن عدم امنیت، آرزوی قدرت و محرومیت جنسی باشد. اگر شما قادر به حل موضوع نباشید، مشاور شما آن را حل خواهد کرد. از دیگران راهنمایی بخواهید و بر شانس موفقیت خود در زندگی زناشویی‌تان بیفزایید.

 

• 8. قاعده طلایی هشتم: از قوانین هشتگانه طلایی پیروی کنید!

با همسر خود همان طور رفتار کنید که میل دارید او با شما رفتار کند. از احساسات یکدیگر مطلع بوده و به احتیاجات دیگری توجه داشته باشید. ببخشید، همان طور که میل دارید بخشیده شوید. و از همه مهمتر از جسارت، اهانت و بی‌‌وفایی بپرهیزید!

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

دلایلی که سبب اضافه وزن می شوند ریشه در فرهنگ ما ، عادات ما ، ژن های ما ، و روان ما دارند. این مطلب را جان باگنولو یک متخصص تغذیه در ماساچوست می گوید.

**مساله : استرس و خستگی

استرس ، خستگی ، و افزایش وزن ، دوستان مشترک هستند: استرس می تواند به انتخاب غذاهای بی ارزش و فقیر از نظر ارزش غذایی منجر شود و این می تواند قند خون شما را پایین آورده و در نتیجه احساس کمبود انرژی خواهید نمود. کمبود خواب می تواند بدن شما را وادار به آزاد کردن هورمون های استرس نموده و مسبب آغاز وزن گیری شود. لورینگ می گوید: " هر چقدر که زمان کمتری را به مراقبت از خود اختصاص بدهید، ایجاد تغییراتی که منجر به کاهش وزن بشود برایتان دشوارتر خواهد گردید"

 

راه حل : بیشتر بخوابید

افرادی که در شب خواب کمتر از هشت ساعت دارند، معمولا توده بدنی بالاتری نسبت به افرادی دارند که هشت ساعت کامل می خوابند، همچنین کودکانی که در شبانه روز کمتر از 12 ساعت می خوابند، احتمال بیشتری دارد که هنگام رسیدن به 3 سالگی، اضافه وزن داشته باشند. اگر چه این مطلب، اثبات نمی کند که کمبود خواب سبب افزایش وزن می شود، لیکن ارتباط و همبستگی غیرقابل انکاری میان کم خوابیدن و وزن اضافی وجود دارد.برای خواب بیشتر -- حداقل هفت ساعت -- از ورزش کردن، نوشیدن الکل و کافئین در اواخر روز خودداری کنید، قبل از خواب دوش بگیرید و زودهنگام به بستر بروید.

 

راه حل : اهداف هوشمندانه برای خود در نظر بگیرید

میشلز برای کمک به تنظیم اهداف به صورت زمان بندی شده و کارآمد، از یک هرم استفاده می کند. در بالای یک برگ کاغذ ، یک هرم بکشید، و در بالای آن ، هدف نهایی خود را با جزئیات بنویسید-- مثلا تعداد کیلوهایی که می خواهید کم کنید، همچنین این که با این مقدار کم کردن وزن قادر به انجام چه کارهایی خواهید بود( شرکت در یک مسابقه دو ، جستجوی کار جدید). در سطر بعدی ، این هدف بزرگ را بشکنید و به هدف های ماهانه تقسیم کنید. سپس اهداف هفتگی و روزانه برای خود تعیین کنید.

 

راه حل : آزاد کردن سریع استرس

لورینگ می گوید:" یک مراقبه (مدیتیشن) کوتاه می تواند روشنی ذهن مورد نیاز برای انتخاب غذاهای بهتر و ورزش های مفیدتر را به شما بدهد". به گونه ای بنشینید که بتوانید خود را صاف نگهدارید. با 20 بار تنفس ، از کاری که می خواهید انجام دهید به خود آگاهی بدهید. در هنگام که ذهن شما منحرف و حواستان پرت شد، که امری طبیعی است ، به آرامی آن را با تنفس ساده کنترل کنید و دوباره بر روی فکرتان تمرکز کنید.

 

راه حل : تیروئیدتان را چک کنید

اگر شما خستگی غیر قابل توضیح و افزایش وزن اسرار آمیز (بدون وقوع تغییرات عمده در رژیم غذایی و یا شیوه زندگی ) دارید، که در مقابل کوشش های شما مقاومت می کند، ممکن است وضع هورمونهای تیروئید شما خراب باشد. در صورت شک به مسائل مربوط به تیروئید ، به پزشک مراجعه کنید تا تشخیص و درمان مناسبی بیابید.

 

**مساله : عدم پیشرفت در اهداف

گاهی هر چند که خوب و درست می خورید و به صورت منظم ورزش می کنید، وزنتان تغییری نمی کند. این وضعیت در آخرین کیلوهایی که می خواهید کم کنید رخ می دهد. مایکل با اشاره به ضرب المثلی درباره آخرین چند کیلوی آخر، آنها را وزن غرور می نامد و می گوید: این چند کیلو، در سلامت شما تاثیر نمی گذارد ، اما بر ظاهر شما اثر دارد. آیا وزن اضافی را در اثر داشتن یک نوزاد (یک مطالعه نشان می دهد که مادران در قیاس با زنان هم سن خود، گرایش به حدود 2-3 کیلو وزن بیشتر دارند) به دست آورده اید؟ و یا فقط به خاطر عدم تحرک کافی است؟ در هر حال، در اینجا چگونگی خلاص شدن از این وزن اضافی را برای شما می گوییم .

 

راه حل : ورزش خود را تقویت کنید

میشلز می گوید: برای کم کردن آخرین کیلوها، مصرف مواد غذایی خود را در حد ثابتی نگهدارید و از طریق ورزش کردن در بدن خود کمبود کالری ایجاد کنید. "برای این منظور، شما هم می توانید ورزشتان را بیشتر کنید و هم اینکه ورزشتان را سخت تر انجام بدهید، در این صورت خواهید توانست آخرین کیلوهای مزاحم را هم از بدن بیرون کنید". اگر راه می روید یا می دوید به مسیرتان تپه و سربالایی یا پله ها را اضافه کنید، همچنین تمرینات قدرتی را به برنامه تان اضافه کنید. اگر شما بیشتر در باشگاه و با استفاده از وسایل ورزشی کار می کنید، کار با وسایلی که چرخش هم دارند را به برنامه خود اضافه کنید. او می گوید" تنوع در ورزش، یک نکته کلیدی است".

 

راه حل : دفعات خوردن را زیاد کنید.

"برای ایجاد جهش در سوخت و ساز بدن خود، صبحانه را 45 تا 60 دقیقه پس از بیدار شدن از خواب صرف کنید." "در طول روز با صرف 4 یا 5 وعده غذایی کوچک، سوخت و ساز را فعال نگهدارید." در هر وعده غذایی ، تعادلی بین پروتئین ، کربوهیدراتهای آهسته سوز و چربی های سالم برقرار کنید. مثلا برای صبحانه می توانید : مانند نان تهیه شده از بلغور یا نان سبوس دار با یک یا دو قاشق چایخوری کره بادام و انواع توت های تازه بخورید.

 

راه حل : با خود مهربان باشید.

برای اطمینان از اینکه تلاش هایتان نشأت گرفته از یک انگیزه سالم است و نه ناشی از فشارهای بیرونی برای اینکه جر خاصی به نظر بیایید، لورینگ پیشنهاد می کند که به طور مرتب مراقبه های محبت و مهربانی را انجام بدهید، بدین صورت که: آرام نشسته و یک عبارت مانند " ان شا الله من سالم هستم، ان شاالله من در ارامش هستم ، ان شاالله من شاد و خرسند هستم" را تکرار کنید.
لورینگ می گوید: این عمل کمک می کند تا خود را چنان که هستید، بپذیرید و سبب هدایت تلاش های شما به سوی نیازهای واقعیتان- و نه نیازهای مقطعی - می گردد.

 

**مساله : رژیم گرفتن یویویی

پیروی از یک رژیم سفت و سخت از تغییر عادات غذایی آسانتر به نظر می آید، اما در بیشتر موارد در درازمدت این رژیم ها کار نمی کنند و می توانند منجر به مشکلات سلامتی بشوند. ریردان می گوید:" پیروی مکرر از رژیم های با کالری بسیار پایین این خطر را دارد که سوخت و ساز به صورت دائمی و پایدار پایین بیاید". "رژیم های غذایی که شامل حذف دسته های کلی غذاها، مثلا کربوهیدرات ها هستند ممکن است به کمبود ویتامین منجر بشوند." از لحاظ روانی ، رژیم گرفتن به صورت ثابت، همچنین می تواند سبب ایجاد یک مزاج و مشرب انکار و پاداش ناسالم در فرد گردد.

 

راه حل : از رژیم مدیترانه ای پیروی کنید.

اگر شما به دنبال یک برنامه غذایی هستید، رژیم غذایی مدیترانه ای را در نظر داشته باشید. ریردان این نوع رژیم را " بدون محدودیت و افسانه ای " می نامد." رژیم مدیترانه ای که عمدتا از غلات سبوس دار ، میوه ها و سبزیجات ، ماهی ، روغن زیتون و آجیل تشکیل شده و چربی های حیوانی مضر و مواد غذایی تصفیه شده در آن کم است، پاسخگوی بسیاری از امراض، از جمله چاقی، بیماری قلبی، سرطان و دیابت می باشد.این رژیم غیر از غذا، چیزهای بیشتری را هم در بر دارد. " سبک زندگی یک جز بسیار مهم است." لذت بردن از آماده کردن غذا و صرف غذا با خانواده و دوستان ، بر فواید غذایی خوراکی ها می افزاید.

راه حل : بر روی افزایش تمرکز کنید نه بر کاستن.

علاوه بر خوردن میوه جات و سبزیجات بیشتر، ریردان پیشنهاد می کند که مجموعه ای از غلات کامل مثل غازیا(غازیاقی) ، همیشه بهار، جو، ارزن و گندم را نیز گاه و بیگاه در برنامه غذایی خود بگنجانید.
او می گوید:" این مواد بازه گسترده ای از آنتی اکسیدانهای قوی و همچنین فیبر را در خود دارند که به پایدار کردن سطح قند خون کمک می کند، در نتیجه میل شما به غذاهای راحت ، افت می کند.

 

راه حل : از اشتباهات خود درس بگیرید.

مایکل می گوید که بزرگترین مانع در تغییر عادت ها، نگرش همه یا هیچ است. بروز اشتباه های رژیمی یک امر اجتناب ناپذیر است. ترفند مناسب این است که آنها را به عنوان درس و نه به عنوان یک مهر تأیید بر شکست، تلقی کنید " اگر می دانید که شما تمایل به خوردن بیش از حد کیک در یک مراسم جشن تولد دارید، دفعه بعد که چنین دعوتی داشتید یک تنقل سالمتر با خود به همراه ببرید.

 





نوع مطلب : سلامت تغذیه پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

همۀ ما دوست داریم که به راحتی و به سرعت وزن کم کنیم. خوب است که بدانید یک سری مهار کنندۀ طبیعی اشتها وجود دارند، که به ما در این زمینه کمک می‌کنند.


مهارکننده های طبیعی اشتها

مزیت عمدۀ این مهارکننده ها این است که سلامت افراد را به خطر نمی‌اندازند، و مانند بسیاری از داروها نیستند که در داروخانه ها به فروش می‌رسند و بعد از مدتی به علت عوارض جانبی شدید از سطح بازار جمع آوری می‌شوند. خودتان را غرق در محصولاتی که قول می‌دهند با کم کردن اشتها، وزن تان را سریع پایین می‌آورند، نکنید. طبق مطالعات انجام شده، ممکن است با این کار سلامتی تان را به خطر بیندازید. به جای استفاده از این محصولات، باید نگاهی دوباره به بشقاب غذایتان بیندازید و خوراکی هایی را انتخاب کنید که به طور طبیعی خاصیت مهارکنندگی اشتها را دارند.

 

آب و تمام نوشیدنی های بدون قند

زمانی که آب یا هر نوشیدنی بدون قند دیگری می‌نوشیم، فیبرهای معده کشیده می‌شوند و این کشش باعث کاهش احساس گرسنگی می‌شود. این تأثیر مهارکنندگی اشتها بر اثر پر کردن معده ایجاد می‌شود. با این حال، باید حواستان باشد که آب مدت زمان زیادی در معده نمی‌ماند و درنتیجه اثر سیرکنندگی آن کوتاه مدت خواهد بود.

 

سوپ ها

سوپ ها علاوه بر وجود مایعات که باعث سیر شدن می‌شوند، حاوی فیبر هم هستند و همان طور که می‌دانید فیبرها هم مهارکنندۀ اشتها هستند.

 

سبزیجات خام

سبزیجات خام سرشار از فیبر هستند و شدت احساس گرسنگی را کم می‌کنند. به یاد داشته باشید که مصرف سبزیجات خام نیازمند جویدن بسیار زیاد است. و عمل جویدن نیز در پیدایش نشانه های سیری سهیم است.

 

میوه های سرشار از پکتین

پکتین فیبرهایی هستند که در معده تبدیل به نوعی ژل می‌شوند که باعث افزایش احساس سیری می‌گردند. بعضی میوه ها احساس سیر بودن را بیشتر از بقیه ایجاد می‌کنند. مثلاً سیب. به یاد داشته باشید که میوه ها هم مانند سبزیجات خام نیاز به جویدن بسیار زیاد دارند و همین جویدن یکی از عوامل مهم در ایجاد احساس سیری است.

 

موادغذایی سرشار از پروتئین

مواد غذایی سرشار از پروتئین و به ویژه گوشت سفید و برخی از انواع ماهی ها، عاملی برای مهار قابل توجه اشتها هستند.

 

تخم مرغ آب پز و سفت

تخم مرغ نیز حاوی میزان بالایی پروتئین است، ضمناً تخم مرغ سفت، نوعی احساس سیری فوری و همچنین سنگینی طولانی مدت، نیز ایجاد می‌کند.

 

غلات سرشار از کربوهیدارت پیچیده

نان، برنج و گندم غلات غنی از قندهای ملایمی هستند که به سرعت احساس سیری طولانی مدت برای فرد به همراه می‌آورند. اگر غلات کامل را در الویت قرار دهید، تأثیر سیرکنندگی آنها به علت وجود مقادیر قابل توجه فیبر به سراغتان خواهد آمد.غلات را همیشه به مقادیر کم و بدون اضافه کردن مواد چرب و یا سس میل کنید.

به عبارت دیگر، کم کردن شدت گرسنگی با داشتن تغذیه ای متعادل و به کمک نیروی سیر کنندگی مواد غذایی، امکان پذیر است. البته، همزمان با بهره بردن از چنین تغذیه ای، باید از استرس اجتناب کرده و ورزش را شروع کنید.

 





نوع مطلب : سلامت تغذیه پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

شـنیدن جواب رد از طـرف یـك زن بـرای مـردان اصـلا" مسئله خوشایندی نمی باشد. هیچ چیـز بـه انـدازه اینكه زن رویاهایتان تقاضای ازدواج شمـا را نـپـذیـرد، براییـتـان گـران تـمـام نـمی شود. پـیـش خـود تـصـور می كردید كه او به شما علاقه مند است ولی احتمالا" برداشتتان از علائم علاقمندی او اشتباه بوده است.
از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علایق رومانتیك خود بصورتی زیركانه و پیچیده عمل می كنند(مگراینكه طرف مقابلشان خوش تیپ و پول دار باشد آنجوریكه خودشان اظهار می كنند) و اكثر آنها جوابهای ضـد و نقیضی میـ دهـند چون خودشان مطمئن نیستند كه چـه چیزی در سرشان میگذرد.بنابراین آنچه كه اغلب آقایان به دنبالش هستند، یك سری علائم و نشانه هایی اسـت كه بوسیله آنها متوجه علاقمندی حقیقی طرف مقابلشان شوند.

در زیر برخـی از نـشـانه هـای كـه می تـواند نـشانه علاقمندی یك زن باشد را مشاهده میكنید:

1- او همگام با شما است

ناگهان متوجه میشوید كه او همه جا حضور دارد. او "بطور اتفاقی" هر كجا شما هستید پیدایش می شود، یا در راه روی محل كارتان مرتب جلوی شما قدم میزند، یا "تصادفی" به شما برخورد میكند، یا در میهمانی در اطراف شما مانور می دهد.آنچه كه او انجام میدهد تلاش برای جلب توجه شما است، و بـرای این اسـت كه خود را در موقعیتی قرار دهد تا شما "قدم اول" را بردارید. مسئله اینـجا اسـت كــه بـسـیـاری از مردان نسبت به این عمل زنان بیتوجه هستند و به همین دلیـل بسیاری از فرصت ها را از دست میدهند. مردان مستقیم عمل می كنند، زنان غیر مستقیم. بنابرایـن اگر زنـی مكررا" شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود، احتمال اینكه او اینكار را عمدا" انـجام میدهد زیاد است.

 

2- او حركاتی بخصوص انجام می دهد

یك جمله قدیمی می گوید:"جسم دروغ نمی گوید." طبیعت بشر را جوری برنامه ریزی نموده كه هنـگام ابـراز عـلاقه بـی اخـتیـار شـروع بـه انـجام یـك سـری حركات جسمانی مشخص میكند. این اعمال غیر شفاهـی از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چیزی جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس كردن، متغیر است.
در اینجا برخی از علائم زبان جسمانی را مشاهده میكنید:
اشاره نمودن در جهت شما با پاها یا شانه ها
خم شدن به طرف شما هنگام صحبت
بازی كردن با مو و دست كشیدن لای موها
نوازش كردن جواهرات ( مانند گوشواره ) و لمس نمودن دسته عینك
چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو
تقلید از حركات شما ( مثلا" اگر دست خود را روی میز بگذارید او هم همین كار را میكند.)
لبخند زدن هنگامیكه شما او را برانداز میكنید.
اگر برخی از این علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نمودید، تقریبا" می توانید مطمئن شوید كه او چراغ سبز شروع رابطه برای ازدواج را دارد به شما نشان میدهد.

 

3- او هیچگاه برای شما سرش شلوغ نیست

این اصلی ترین قانون بازی عشق است. اگر زنی علاقه به برقراری رابـطـه و بـیرون رفتن با شما داشته باشد، همیشه خودش را در دسترس قرار میدهد. یـعنـی او یـك شـمـاره تلفن كاری یا آدرس ایمیل به شما خواهد داد. او در اسرع وقت به تلفـن یا ایـمیـل شـما جواب خواهد داد. او دعوت شما را برای با هم بودن خواهد پذیرفت - و اگر او در روزی كه شما تعیـین كرده اید وقت نداشت، چیزی شبیـه این خواهد گفت: "خوب، این پنجشنبه نمیتونم، اما اگر اشكال نداره بندازیم برای پنجشنبه دیگه، باشه؟ "شـمـا هـرگـز از یـك زن عـلاقـمـند چـنین جملاتی را نخواهید شنید: " الان واقـعـا" سـرم شلوغه"، یا "بذار بینم وقت دارم"، یا "نمیدونم بتونم بیام یا نه"

 

4- او در مورد شما كنجكاو است

زنی كه به شما علاقمند است دوست دارد همه چیزتان را بداند ( تا بتواند در این مـورد با دوستان دخترش صحبت كند). او درمورد خانواده،پیشینه،سلیقه غذایی، موسیقی، فیلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد كرد. انگیزه اصلی او این اسـت كـه عـلایـق شما را بشناسد تا بتواند خود را دارای علایق مشــتـرك بــا شما نموده و پـیـوسـتـگـی بیشتری با شما ایجاد كند- اگر از قایق سواری خوشتان نمیآید، او نیز ناگهان از این كار متنفر می شود.

 

5- او وضعیت مالی شما را می سنجد

زن علاقمند دوست دارد منابع و بنیه مالی همسر آینده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتی مانند: "كجا زندگی میكنی؟"، "چه ماشینی داری؟" و "شغلت چیه؟" مـیتواند نشانه علاقمندی وی باشد. اگر پاسخ این سؤالات مطابق با "استانداردهای" او باشــد، علائم بعدی ظاهر خواهند شد وگرنه او در غباری از مه فرو خواهد رفت.

 

6- او در مورد آینده صحبت میكند

یك زن علاقمند همیشه دوست دارد در مورد نقشه های آینده و كارهایی كه میتوانید با هم انجام دهید اشتیاق نشـان مـی دهد. درواقع او اغلب چیزی شـبـیـه ایـن میـگـویـد: "وای... تـو هـم از بـولیـنگ خوشت میاد؟ باید یه بار با هم بریم بازی كنیم." اگر او چنین عمل نمود، شك نكنید كه دوست دارد ازش بخواهید با شما بیرون برود.

 

7- او بیقراری و بی تابی میكند

اگر او واقعا" علاقمند باشد، همانند یك گربه دور و بر شما دستپاچه و بیقرار خواهد بود، بخصوص هنگامیكه شما نتوانید متوجه علائم اشتیاق او شوید. البته ممكن است كه ذاتا" یك شخص خجالتی نرمال باشد - اگر او فقط پیش شما بی قراری میكند، احتمالا در سرش فكر ازدواج دارد.

 

8- او نسبت به زنان دیگر، حسادت می ورزد

یك زن سعی می كـند از مـرد مـورد علاقه خود همانند یك عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ كند. بنابراین اگر در حـال جوك گفـتن بـرای زنـان دیـگر متـوجـه حرص خوردن و جلز و ولز كردن او شـدیـد، بـدانـید كـه او انـتظار دارد برایش بیشتر از یك دوست باشید.
نشانه های فوق ممكن است لزوما" دلیل بر علاقـمـندی یك زن نـبـاشد چـون بـرخـی از زنان كلا" با دیگران حالتی دوستانه دارند اما اگر تـعـداد زیـادی از ایـن عـلائم را در فـردی مشاهده نمودید میتوانید به خود امیدواری دهید و به دلتان صابون بزنید.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

متأسفانه مردان ما بسیار معتقدند كه همسری زیبا داشته باشند در حالی كه در آمار جهانی بهداشت زیبایی نمره 25 و تفكر 300 نمره دارد ، زیبایی دوره محدودی دارد ولی ما نمی توانیم تفكر و تعلیم و تربیت را انكار كنیم . اولین چیزی كه در حوزه تفكر جلوه گر می شود هوش است. زندگی یك زوج با اختلاف هوش فاحش بسیار مشكل است. افرادی كه ضریب هوشی پایینی دارند از رفتار و كردارشان مشخص است پختگی كامل را ندارند عامل دیگر تشخیص هوش انتزاعی است، انتزاعی یعنی: توانایی درك و استنباط موقعیت های كلی.

افرادی كه تفكر انتزاعی دارند خیلی زود شما را می فهمند و لازم نیست برایشان تكرار كنید. جنبه دیگر تفكر، توانایی حل مسأله است. یعنی تفكری كه انسان می تواند درآن مسائل خودش را حل كند. گاهی یك نفر از روی ترحم با فردی ازدواج می كند كه از نظر هوش در سطح پائینی است. زندگی با کسی که با شما اختلاف هوشی دارد مشکل است یکی از ارکان اصلی مدیریت تفکر خوب است.

 

شباهت ها و تفاوتهای دختر وپسر

پژوهش های به عمل آمده نشان می دهد، که با ثبات ترین ازدواج ها آن است که زن وشوهر بیش ترین شباهت ها را با هم داشته باشند. میزان بی ثباتی و طلاق در زوجین شبیه هم کم مشاهده می شود. بعضی از روانشناسان شباهت های بین زوجین را در حکم سپرده بانکی مشترک تلقی کرده و اشاره می کنند اگر میزان سپرده بانکی شما بیشتر باشد در مقابل بحران اقتصادی و اجتماعی بهتر می توانید مقاومت و احساس امنیت کنید. در غیر این صورت دچار مشکل می شوند. این تشبیه نشان می دهد هر چه قدر میزان تشابه بین زوجین بیشتر باشد کمتر دچار بحران می شوند.

 

هوش:

اگر هوش زن وشوهر به یک اندازه باشد رابطه ی زناشویی آنان با گرفتاری کم تری روبرو می شود.

 

ارزش ها:

لازم است که زن وشوهر به بسیاری از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلاٌ: مهم است زن و شوهر از نظر معنوی و یا درک اقتصادی اختلاف نظر زیادی نداشته باشند.

 

علائق:

اگر زن وشوهر در بسیاری از زمینه ها علائق مشترک داشته باشند زندگی به کامشان شیرین خواهد شد.

بعضی از روانشناسان شباهت های بین زوجین را مثل سپرده بانکی مشترک تلقی کرده و اشاره می کنند اگر میزان سپرده بانکی شما بیشتر باشد در مقابل بحران اقتصادی و اجتماعی بهتر می توانید مقاومت و احساس امنیت کنید. در غیر این صورت دچار مشکل می شوند.

 

توقع از وظایف و مسئولیت های خانوادگی

زن وشوهر باید درباره وظایف و مسئولیت های زنا شویی وحدت نظر داشته باشند طرز فکر افراد به دو دسته تقسیم می شود، بعضی از افراد درمورد وظایف و مسئولیت های زن وشوهر سنتی فکر می کنند . به این معنا که زن مدیریت خانه را بر عهده بگیرد و مرد مدیریت بیرونی منزل را. این نوع افراد باید با فردی ازدواج کنند که با او هم فکر باشد. اما دسته دوم شیوه مدیریت مشارکتی هستند که براساس ویژگیهای فطری و طبیعی در زن و مرد است .

 

اختلاف هایی که می تواند به خوشبختی زندگی زناشویی لطمه بزند عبارتند از:

 

میزان انرژی:

وقتی یکی از طرفین پر انرژی و در مقابل همسر او کم انرژی باشد. این افراد به مشکل عدیده ای برخورد می کنند و این اختلاف در زمینه های معاشرت اجتماعی، و مذهبی خود را نشان می دهد .

 

عادات شخصی:

وقتی زن وشوهر عادات شخصی متفاوتی با هم دارند به تدریج وحدت میان آنها رو به نقصان می رود و می توان به مواردی مانند وقت شناسی، نظم و ترتیب ، وابستگی، و احساس مسئولیت اشاره کرد.

 

استفاده از پول:

بسیاری از زوجها در اثرفقدان بر سر مسائل مالی دچار مشکل می شوند یکی می خواهد پولش را پس انداز کند و دیگری به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه علاقمند است. اختلافاتی مانند این می تواند بر زندگی زنا شویی تأثیر بگذارد.

 

علائق و مهارت های کلامی:

اگر یکی از زوجین پر حرف و دیگری کم حرف باشد چه مشکلی پیش می آید؟ اگر یکی به هنگام صرف غذا علاقمند به حرف زدن باشد و همسرش بخواهد سکوت کند یا یکی از طرفین علاقمند به مکالمه ی تلفنی طولانی باشد زمینه اختلاف را پایه ریزی کرده اند.

این نکته را به خاطر بسپارید که ازدواج برای توانمندی شخصیت و فضایل اخلاق و به نمایش گذاشتن جوانمردی و محبت زنانگی و یافتن عزت نفس است .

 

سن مناسب برای ازدواج

دختر وپسر که با هم ازدواج می کنند باید فاصله سنی زیادی نداشته باشند . فاصله سنی معمولاٌ نگرش فکری را نیز باعث می شود و عدم تفاهم را پیش خواهد آورد. تناسب سن در میان زن و مرد آن دو را از نظر علائق و نیاز ها به هم نزدیک می کند و بهتر می توانند به نیاز های طبیعی هم پاسخ دهند. سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی متفاوت است. در مناطق گرم سن بلوغ و ازدواج پایین و در مناطق کوهستانی و سرد بالاتر است. بهترین سن ازدواج رسیدن به بلوغ عاطفی و روانی است . ممکن است کسی در 16 سالگی و دیگری در 30 سالگی به این بلوغ برسد . ازدواج دیر رس نیز به نوبه خود اثرات سویی روی ازدواج می گذارد و به علت راه مخصوصی که هر یک از طرفین در زندگی پیش گرفته اند قادر به برآوردن نیاز های همسر خود نیستند.

 

اولویت ملاک ها و معیار ها در انتخاب همسر

 

الف- ملاک های درجه اول

این ملاک ها بسیار مهم هستند و کار ارزیابی را باید از این ملاک ها شروع کرد.

1- ایمان. 2-اخلاق. 3- تشابه علاقه ها و سلیقه ها

 

ب- ملاک های درجه دوم

این ملاک ( ثروت و تحصیلات) بستگی به شرایط اقتصادی و پایگاه اجتماعی آن ها دارد.کسانی که بیشتر از حد به این ملاک ها اهمیت می دهند دچار درد سرهای بزرگی می شوند عده زیادی باید توجه داشته باشند به دلیل زرق و برقی که این ملاک ها دارند افراد نباید بی جهت گم شده شان را در دارندگان این ملاک ها جستجو کنند و گذشته از ظاهر ، گشت گذاری هم در باطن افراد باشید.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

بیان اسرار گذشته و قصه خواستگارهای قبلی ممنوع.یکی از راه‌های برقراری ارتباط با همسر استفاده از زبان است. بعضی اوقات زبان باعث جدایی و تفرقه و در برخی از مواقع باعث محکم شدن رابطه با همسر می‌شود. در ابتدا باید گفت به دلیل اینکه روحیات و عواطف زن و مرد با هم متفاوت است، حرف‌هایی که نباید گفته شود هم متفاوت است.

 

حرف هایی که زنان نباید بگویند :

 

*زنان نباید همه خاطرات و یا اسرار گذشته خود را بازگو کنند و یا حتی در مورد تعداد خواستگارهای قبلی که موقعیت های اجتماعی و مالی بیشتری داشتند، صحبت کنند؛ زیرا مردان احساس می کنند که ضعف دارند و به شخصیت آنها توهین شده و باعث می‌شود ذهنشان نسبت به همسرانشان مغشوش شود.زنان اگر می خواهند صحبت هایی از گذشته را برای همسرانشان بازگو کنند، باید سعی کنند وارد جزئیات نشوند و بحث را نشکافند. مشکلاتی که در گذشته حتی با خانواده خود مانند برادر و یا خواهر داشتند، اگر فکر می کنند مورد خدشه دارد شدن روابط آنها با همسرشان می شود به هیچ وجه بازگو نکنند.

 

*زنان باید در موقعیت های متفاوت لحن صحبتهایشان را نیز متفاوت جلوه دهند.

 

*زنان نباید ضعف خانواده همسر را مورد ایراد قرار دهند و مثلا نگویند" تو خانواده دوست هستی و به خانواده خودت بیشتر احترام می گذاری". زیرا مردی که خانواده و همچنین پدر و مادر خود را دوست دارد؛ در نتیجه همسر خود را هم دوست خواهد داشت و به این موضوع مانند یک امتیاز نگاه کنید نه یک ضعف.معمولا در روابط خانوادگی زنان کمی اغراق می کنند و یا دست به مقایسه می زنند، زنان نباید بگویند که «خانواده من فلان امتیاز مثبت دارد و خانواده تو فاقد این امتیازها است» این کلام باعث فاصله گرفتن از همدیگر می‌شود.

 

*همزمان نباید چند مطلب و یا موضوع مهم را به مردان گفت؛ زیرا مردها قوه تجزیه و تجلیل شان نسبت به زنان کمتر است و این چند مطلب گویی موجب فشار و در نتیجه عصبانیت آنها می شود.تحقیقات نشان می دهد زنان همزمان دو نیم کره مغزشان فعال است و تمام جزئیات و کلیات را در نظر دارند ولی آقایان فقط یک نیم کره مغزشان فعال است. بنابراین زنان باید این نکته را مدنظر قرار دهند که وقتی مطلبی را به مردان گوشزد می کنند حداقل 3تا15ثانیه زمان می برد تا همسرشان حرفهای آنها را درک کند.

 

حرف هایی که مردان نباید بگویند :

 

*مردها باید تلاش کنند جایگاه ارزشی خانواده قبلی خود و خانواده فعلی متعادل نگاه دارند به عنوان مثال نباید بگویند: "من خانواده خودم را بیشتر از خانواده تو ( همسرم) دوست دارم".دوست داشتن یک امر ذاتی است و نباید خانواده های مرد و زن را از لحاظ دوست داشتن مقایسه کرد.نمی توان به کسی گفت "مادر همسرت را به اندازه مادر خودت دوست داشته باش" اما باید احترامی که به این دو نفر می شود متعادل و یکسان باشد.

 

*زنان معمولا از تعریف و تمجید خوششان می آید در صورتی که مردان معمولا به کمیت بیشتر از کیفیت توجه می کنند. مثلا موقع غذا خوردن مردها غذایی را دوست دارند که با ولع بتوان آن را خورد در این هنگام زنان فکر می کنند غذا بسیار لذیذ شده که همسرشان با ولع در حال خوردن است. وقتی از آنها می پرسند: غذا خوشمزه شده است، نباید اگر غذا هم لذید نبود نظر منفی بدهند زیرا باعث تخریب همسرشان می شود.

 

*در مدیریت خانواده مردان نباید دنبال این باشند که فقط نظرات خود را اعمال کنند. در مورد جزئیات داخلی خانواده و معاشرت، تربیت و یا حتی دکوراسیون خانه نظر زنان بیشتر ارجحیت دارد. سلیقه خانم ها معمولا در این مواقع با آقایون متفاوت است، زیرا خانم ها اگر کوچکترین ناهارمونی در رنگها و ابعاد وسایل خانه به وجود بیاید موجب آزارشان می شود اما مردها این ویژگی را ندارند. بنابراین بهتر است مردان در نوع چینش وسایل خانه و دکوراسیون نظر همسرشان را در اولویت قرار دهند.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 



مدیر  : بازار صفا
نویسندگان
آمار
  • کل بازدید :