تبلیغات
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ
♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ
1392/02/7 :: نویسنده : بازار صفا

 

                               

کیف و کفش و لباس                          مجله آشپزی و کدبانوگری                      اس ام اس و پیامک جدید

 

                            

     اشعار زیبا                                      فال و طالع بینی                              سلامت تغذیه پزشکی

 

                            

      آرایش و پیرایش                         آرامش های زندگی                       مهارت ارتباطی زنان و مردان


 


فروشگاه اینترنتی بازارصفا برای مشاهده جدیدترین محصولات  کره ای روی آدرس زیر کلیک فرمایید






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

از زمان گسترش جامعه انسانی، مسئله روابط میان پسر و دختر در جوامع مختلف مطرح بوده است. ولی در دوران توسعه سیاسی، اجتماعی و ظهور رسانه‏های جمعی و سمعی و بصری، این مسئله شکل دیگری به خود گرفته و با نگرشی نو، بار دیگر رخ نموده است. امروزه این موضوع، به ویژه در محیط‏هایی مانند: دانشگاه‏ها، سینماها، پارک‏ها، خیابان‏ها و... نمود بیشتری یافته است، ضرورت بحث و بررسی آن دو چندان شده است. بی‏شک پاک کردن صورت مسئله، در وضعیت کنونی ناممکن است.

وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است که ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می کند. بخصوص دخترها که معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند.

اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت کشی، عشق یا ...؟

در گذشته های نه چندان دور ارتباط بین پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پایین بود ارتباطات به شکل وسیع نبود، از این رو کنترل بیشتری بر جوانان صورت می گرفت، اما واقعیت این است که بسیاری از جوانان امروز در ارتباط های خود به ازدواج فکر نمی کنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن که مبتنی بر ارزشهای دینی نیست، احساس دو گانه ای را در این نسل پدیدار کرده است.

یک صاحبنظر در این باره می گوید: غرایز احساسی عاطفی و اخلاقی جوان برگرفته از فضیلت های نهفته در ذات اوست که با نکات متعالی و دستورات حیات بخش اسلامی می تواند مورد سنجش عمیق قرار گیرد. آنچه که جوان متهور و متحول امروز ایران طلب می کند، مسلماً آشفتگی ها و نابسامانی های غربی نیست. اگر فرهنگ ازدواج صحیح را به جوان آموزش ندهیم، غرایز جوانی او ممکن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بیراهه بکشد.

اما آیا ارتباط بین دو جنس همیشه به پیوندهای عاطفی و صمیمانه منجر می شود؟ آیا این نوع ارتباط نمی تواند به زمینه های علمی، فرهنگی و ... محدود باشد؟

یک صاحبنظر در این باره می گوید:

«از آنجا که در جامعه ما نگاه دوگانه ای نسبت به این مسئله وجود دارد، نتوانسته ایم به تعریف قابل قبولی در این باره برسیم به همین دلیل نوع نگاه به دو جنس مخالفی که کنار یکدیگر قرار می گیرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نیت همراه است و به معنای ناخوشایند موضوع یعنی دوست دختر و پسر تعبیر می شود. در حالی که می توان به جوانها آموزش داد که مباحثه و مکالمه با یک غیر همجنس در صورتی که بر محوری صحیح انجام گیرد، شاید حتی مزیت اخلاقی و اجتماعی و شخصیتی برای او و جامعه در برداشته باشد

متفکر و صاحبنظری همچون ارد بزرگ نیز معتقد است:

«در جامعه ایی که هدفمندی و تلاش وجود دارد، کار و کوشش ارزش دارد و فرمانروایان زمینه پویش را فراهم می آورند ناراستی هایی همانند دوستی نابهنجار دختر و پسر گل نمی کند »

یک روان شناس در این باره می گوید:

«متأسفانه مشکلات مالی و تصویب قوانینی که به نوعی حقوق زنان را در جامعه تضمین می کند از عواملی است که موجب شده پسران زیر بار ازدواج نروند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می دهند خوش باشند. از این رو به ازدواج با نگاه منفی می نگرند اما از آنجا که زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احساسی آنان در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امکان پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.»

وی سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقی، رواج بی بندوباری، پریشانی و بی ثباتی احساس و عواطف را از عواقب بی حد و حصر ارتباط جنس ها نام می برد و می گوید:

«اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا کانون خانواده شکل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، جنس ها نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شکل نمی گیرد واجتماع انسانها آسیب می بیند و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مسایل رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود. اینجاست که نقش کارشناسان علوم دینی و تربیتی در هنجاریابی و جایگزینی هنجارهای متعادل و مرام تربیتی صحیح و متعالی که مورد پذیرش خانواده، فرد و نهادهای اجتماعی باشد روز به روز آشکارتر می شود.

در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی کند تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود. اما در یک کلام برای حل بحران های اجتماعی ، راهی جز بازگشت به مبانی سنتی و سنت های اصیل دینی نداریم.

 

خداوند در قرآن کریم این چنین می فرماید :

به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنها پاکیزه تر است ، زیرا خدا به آنچه می کنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو که دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که از آن پیداست.... ( نور 30 و 31 )

کسانی که وسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند... ( نور 33 )

 

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

اگر چه در ماجرای خواب، شاهد تفاوتهای فردی چشم گیری هستیم ولی چرخه خواب- بیداری با افزایش سن، خیلی تغییر می كند به این شکل که طول دوره های خواب رفته رفته بیشتر و بیشتر می شود ولی مقدار کل خواب... خواب!!!! ما در طول زندگی خود همواره با این بازسازی سر و کار داریم، در آن دخل و تصرف می کنیم، از آن استقبال می کنیم و آن را جز ضروری زندگی خود می دانیم. اگر چه در ماجرای خواب، شاهد تفاوتهای فردی چشم گیری هستیم ولی چرخه خواب- بیداری با افزایش سن، بسیار تغییر می كند به این شکل که طول دوره های خواب رفته رفته بیشتر و بیشتر می شود ولی مقدار کل خواب کم می شود برای مثال کل مدت خواب از 16 ساعت در شبانه روز برای نوزادان(که در آن طولانی ترین دوره خواب 2-4 ساعت است) به تقریبا 10 ساعت خواب در طول روز در 10 سالگی و 8 ساعت خواب در طول شبانه روز در 18 سالگی تقلیل می یابد. در هر حال طول دوره خواب هر قدر هم که باشد همه افراد احتمالا حداقل در یک دوره کوتاه زندگی خود دچار مشکلات خواب می شوند که رایج ترین آنها مشکل بی خوابی است. بی خوابی همانند هر مشکل دیگری دلیل دارد. بنابراین اگر علت را پیدا کرده و درمان کنیم، مشکل ساده تر حل خواهد شد. گاهی فقط کافی است تغییرات کوچکی در روش و عادات شبانه افراد داده شود و این به خودی خود بی خوابی را برطرف خواهد کرد.

اگر بخواهیم تقسیم‌بندی کلی بکنیم، یک علت خیلی بزرگ بی خوابی فشار عصبی است که می‌تواند، حتی بی‌خوابی حاد ایجاد کند. مثلا، فردی که خبر ناخوشایندی شنیده ‌یا اتفاق خیلی بدی برایش افتاده، ممکن است بعد از یک هفته دچار بی‌خوابی شود و در اینجا استرس عامل اصلی است.اگر چه در ماجرای خواب، شاهد تفاوتهای فردی چشم گیری هستیم ولی چرخه خواب- بیداری با افزایش سن، بسیار تغییر می كند

یکی از نصیحت های قدیمی و معروف به افراد این بوده و هست که " هرگز با عصبانیت به رختخواب نروید!." بسیاری از افراد دوست دارند بفهمند چرا این مطلب این قدر مهم است و چرا چاره کردن این مشکل بسیار بهتر از خوابیدن با عصبانیت است. در ادامه به بررسی برخی دلایل آن می پردازیم:

* به خوبی قادر به خوابیدن نخواهید بود. واقعیت این است که علاوه بر اثراتی که عصبانیت می تواند بر روابط افراد داشته باشد اثرات منفی فراوانی روی بدن شما خواهد گذاشت. عصبانیت می تواند باعث کاهش سلامتی شما گردد بویژه اگر شما کمبود خواب و یا خواب ناقص داشته باشید. یکی از بدترین اثرات عصبانی به رختخواب رفتن اثرات فیزیکی است که می تواند بر روی بدن افراد داشته باشد. با نداشتن خواب کامل سیستم ایمنی بدن دچار مشکل می شود. اگر استرس داشته باشید، که در اغلب مشاجره ها این طور است، سیستم ایمنی دچار خلل می شود بنابراین احتمال بیمار شدن شما افزایش خواهد یافت و توانایی ذهنی و قدرت تمرکزتان کاهش خواهد یافت به عبارت دیگر با عصبانیت خوابیدن نه تنها برای زندگی زناشویی تان مضر است بلکه سلامتی جسمی و روحی شما، شغلتان و دیگر جنبه های زندگی شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
این گونه به رختخواب نروید!!!!!

* گاهی اوقات عصبانی به رختخواب رفتن باعث می شود در فکر فرو روید و در مشکل تان متوقف شوید. وقتی با عصبانیت به رختخواب بروید شرایط و وضعیت را طوری برای خود مهیا خواهید کرد که تا آخر هفته دچار بد خلقی باشید. زیرا بجای آنکه مشکل را حل کنید آن را درون خود نگه داشته اید که مرتبا شما را بیشتر و بیشتر نگران خواهد کرد، به فکر فرو خواهد برد و در درون شما جنبه دائمی و همیشگی خواهد یافت.

گاهی اوقات تمرکز بر روی یک مشکل باعث بد تر شدن اوضاع می شود. هر چه در آن فرو می روید چیزهای جزیی و بی ارزش بیشتری به نظرتان مهم و با اهمیت خواهد شد. چون روی این مشکل متوقف شده اید، موضوعات دیگر جنبه حیاتی پیدا می کنند. به عنوان مثال اگر شما بخاطر این که شوهرتان برای شما به اندازه کافی وقت ندارد از دست او عصبانی هستید و شما قادر به حل این مشکل نیستید بعد یک دفعه جوراب های کثیف شوهرتان را کف اتاق می بینید. این موضوع جزیی به یک مشکل بزرگ تبدیل می شود و در ذهن شما به شکل " او هرگز به من کمک نمی کند"، "او بیش از حد بی نظم است"، "انتظار دارد هر کاری حتی جمع کردن جورابش را من انجام دهم" و ... تداعی خواهد کرد.

* عصبانیت در هنگام خواب، بدن تان را مملو از تنش می کند. وقتی عصبانی می خوابید معمولا بدن تان پر از تنش خواهد بود که این خود می تواند علت بسیاری از بیماری ها باشد و اثرات منفی ان هم جنبه جسمی و هم روحی خواهد داشت.

 

مشکلات تان را قبل از خوابیدن حل کنید

 

فقط گوش دهید:

منظور از گوش دادن یکجا نشستن و وانمود به گوش دادن و یا مترصد گفتن جمله مد نظر خود در مخالفت با طرف مقابل و یا توضیح عقاید و نظرات خود نیست بلکه به مفهوم آمادگی و داشتن ذهنی باز برای شنیدن نظرات دیگران است که ممکن است کاملا مخالف نظر شما باشد.

صحبت کنید:

وقتی گوش می دهید قادر به مشارکت نیز خواهید بود. برای شما مهم است که بتوانید هر دو جنبه موضوع را بحث کنید. اگر نیاز دارید که صحبت نمایید این کار را انجام دهید اما به خاطر داشته باشید که افراد به شما احترام گذاشته و شما را در نظرات شان سهیم کرده اند پس شما هم این گونه باشید.

اهل سازش و گذشت باشید:

به دنبال راهی باشید که برای هر دو نفر شما مناسب باشد. از گفتن آنچه در ذهن دارید نترسید اما فقط شنونده حرف های خود نباشید بلکه به دنبال یافتن نکات مشترک در حرف های خود و طرف مقابل تان باشید تا مشکل زودتر حل شود.

 

 

 





نوع مطلب : سلامت تغذیه پزشکی، مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

1- تمایلات جنسی:

 

* مردان مدام به برقراری رابطه جنسی می اندیشند. این یکی از تصورات زنان نسبت به مردان است. بله این گفته کاملا واقعیت دارد اما زنان باید آگاه باشند که این یکی از خصوصیتهای بیولوژیکی مردان است.در واقع مردان در طبیعت اینگونه طراحی گردیده اند و نباید به آنها به دید موجوداتی شیطانی نگریست. علت دیگر را میتوان در تبلیغات گسترده رسانه ها در فیلمها و آگهی های تبلیغاتی جستجو کرد که مدام سکس و پورنوگرافی را ترویج میدهند.

* انگیزش بصری نقش مهمی در تهییج جنسی مردان ایفا میکند. مردان از لحاظ جنسی موجوداتی بصری هستند اما زنان بیش از آنکه با نگاه کردن و یا لمس کردن از لحاظ جنسی برانگیخته گردند، نسبت به کلام و واژه ها و لحن صدا از خود واکنش نشان داده و برانگیخته میگردند. عدم آگاهی نسبت به این تفاوت بارز میان دو جنس میتواند برای زنان و مردان مشکل ساز باشد.

*تخیلات نیز نقش بسیار قدرتمندی در تهییج جنسی مردان ایفا میکند.این بدان معناست که مردان بسیار در مورد رابطه جنسی خیالپردازی میکنند. یافته ها بیانگر آن است که مردان 3 برابر زنان برقراری رابطه جنسی را در رویاهای خود میبینند.

* مردان و زنان در سطح انرژی و تمایلات جنسی نیز با یکدیگر تفاوت دارند. زنان معمولا یک باطری و یا منبع انرژی دارند که تمام کارهای خود را با آن انجام میدهند از قبیل کار، مراقبت و رابطه جنسی. اما مردان یک باطری تعبیه شده یدک صرفا برای برقراری رابطه جنسی همواره در اختیار دارند. بدین مفهوم که یک مرد ممکن است مانند یک دونده ماراتون خسته و ناتوان باشد اما کماکان انرژی کافی برای برقراری رابطه جنسی در اختیار خواهد داشت. اما این سناریو برای زنان هیچ مصداقی ندارد. اما تصور "خیلی خسته برای برقراری رابطه جنسی" بندرت به ذهن یک مرد خطور میکند. این مسئله به ساختار مغزی زن و مرد مربوط میگردد. میل جنسی زنان شدیدا به بخش احساسی و عاطفی مغزشان مرتبط است. میل جنسی مردان کمتر به احساسات مقید است. این تفاوت نیز میتواند تنش جنسی بزرگی را میان زنان ومردان پدید آورد. اما این نیز یک تمایز بیولوژیکی میباشد.

* زنان و مردان هر دو تحت تاثیر سیکل هورمونی قرار دارند. اکثر زنان سیکل 28 روزه ای داشته که بروی خلق و خو و تمایلات جنسی آنان تاثیر گذاراست. مردان نیز دارای سیکل بیولوژیکی هستند. مردان دارای انباشت تستوسترون 3 روزه در بدن خود میباشند. یک مرد معمولی دارای سائق جنسی 3 روز در میان میباشد. یعنی تمایل دارد حداقل 3 روز در میان رابطه جنسی داشته باشد. اما این سیکل نیز همچون سیکل زنان در افراد مختلف با یکدیگر تفاوت دارد. البته این موضوع نباید توجیهی برای زیاده خواهی مردان باشد از آنجایی که این تمایلات قابل کنترل میباشد.

* خیانت جنسی برای مردان و خیانت احساسی (رابطه صمیمی) برای زنان غیر قابل تحمل است. بدین مفهوم که برای یک مرد حتی تصور خیانت جنسی همسرش میتواند واکنش شدیدی در وی ایجاد کند. اما در زنان بیشتر از این موضوع هراس دارند که نکند همسرشان آنها را رها کرده و عاشق زن دیگری شود.

* پیک جنسی (اوج تمایلات جنسی) در مردان در سن 18 سالگی و در زنان در سنین 35 تا 40 سالگی میباشد. یکی دیگر از تفاوتهای فاحش.

*شدت اورگاسم (اوج لذت جنسی) در زنان بیشتر از مردان میباشد.

*مدت رسیدن به اوج لذت جنسی در مردان کمتر از 3 دقیقه و در زنان 10 تا 20 دقیقه(حداقل 12 دقیقه) بطول می انجامد.ی کی دیگر از تفاوتهای دردسر ساز.

* کاهش تناوب روابط جنسی در مردان وزنان واکنشهای متفاوتی ایجاد میکند: در مردان میل جنسی افزایش یافته، سریعتر تحریک شده و آسانتر به اوج لذت جنسی میرسند اما در زنان کاملا برعکس است بطوری که میل جنسی کاهش یافته، به سختی برانگیخته میگردند و رسیدن به اوج لذت جنسی بسیار دشوار میگردد. یکی دیگر از تفاوتهای مشکل آفرین.

 

 

2- روانشناختی:

 

* تفکر غالب در مردان: جدایی (استقلال)، موفقیت، شغل و در زنان: وابستگی(تعلق)، گفتگو و رابطه میباشد.

* زنان بیشتر از مردان نگران سلامتی خود هستند.

* زنان به پول به چشم ابزار مینگرند اما مردان به عنوان منبع قدرت.

* زنان بیشتر از مردان از دیگران در خواست کمک میکنند.

* مردان از لحاظ جنسی حسد میورزند زنان از لحاظ احساسی و رابطه صمیمی.

* وفاداری در زنان بیشتر از مردان است.

* مردان بیشتر به اشیاء و اهداف و زنان به افراد و احساسات علاقه مند میباشند.

*مردان هیچگاه در مورد مشکلاتشان صحبت نمی کنند مگر آنکه بخواهند نظر و اندرز یک کارشناس را جویا گردند. درخواست کمک از دیدگاه مردان ضعف تلقی میگردد.

*مردان پرخاشگر، جنگجو تر و سلطه جو تر از زنان میباشند.

* دغدغه فکری مردان وضعیت مالی و زنان جذابیت فیزیکی است.

* مردان بیشتر منطقی، تحلیل کننده و خرد گرا هستند زنان بیشتر خلاق، کل نگر و احساساتی.

*برخلاف تصور ، مردان بیشتر از زنان نسبت به پایان یافتن رابطه آسیب پذیر تر و وابسته تر میباشند و در صورت پایان یافتن یک رابطه خرد میگردند. زیرا مردان معمولا دوستان و پشتیبان احساسی کمتری نسبت به زنان دارند.

* مردان نصیحت زنان را به منزله عدم کفایت و شایستگی خود قلمداد می کنند.

* مردان برای دلداری دادن زنان آزرده راه حل برای مشکلاتشان ارائه می دهند اما این عمل از سوی زنان بی توجهی به احساساتشان تفسیر می گردد.

 

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

متاسفانه آزارهای خیابانی را می توان در 2 گروه کلامی و فیزیکی خلاصه نمود که بر اساس شخصیت و پایگاه اجتماعی افراد، گروه بندی آزارها تعیین می‌شود.به گزارش برنا شاید شما این جملات را تا به حال شنیده باشید:«خانم ببخشید مستقیم از کدوم طرفه؟! خانم شماره کفشمو بدم؟!»متلک گویی یکی از آسیب های اجتماعی است که از گذشته رنجش خاطر بانوان را به دنبال داشت.این متلک گویی خیابانی امروزه اما شکل دیگری به خود گرفته و کار تا به آنجا پیش رفته که پا از تکه پرانی‌های ساده گذشته و مطالبی خلاف عفت عمومی مطرح می‌شود.

متلک گویی‌ها محتوای جنسی به خود گرفته است دکتر مجید ابهری متخصص علوم رفتاری، آسیب شناس اجتماعی پژوهشگر و استاد دانشگاه دراین باره به خبرنگار برنا گفت: متلک گویی از آسیب‌های خیابانی آزار دهنده برای قشر بانوان است. متاسفانه آزارهای خیابانی را می توان در دو گروه کلامی و فیزیکی خلاصه نمود که بر اساس شخصیت و پایگاه اجتماعی افراد، گروه بندی آزارها تعیین می شود.

این آسیب شناس ادامه داد: با توجه به افزایش ظواهر نامناسب بعضی زنان و کم رنگ شدن ارزش‌های اخلاقی و دینی در برخی از جوانان امروزی با نوع گستاخانه تر آزارهای کلامی مواجه شده ایم. اگر تا دیروز این گونه الفاظ جنبه سربه سر گذاشتن، شوخی یا جلب توجه زنان بود؛ امروزه آزارهای کلامی با محتوای جنسی باعث وحشت و گریز رفتاری می شود. از نگاه رفتارشناسی استفاده از این گونه عبارت ها نشانه ضعف تربیت خانوادگی و کمرنگ شدن ارزش های اخلاقی در جامعه است.

متلک گویی ریشه در عقده های دوران کودکی دارد.سمیه حداد رنجبر مدرس دانشگاه و روانشناس علوم تربیتی در گفت‌وگو با خبرنگار برنا اشاره می‌کند که ریشه‌های متلک پراکنی ها مربوط به عقده‌های درونی دوران کودکی است. عقده های درونی که در دوره حساس رشد در افراد ایجاد شده و این احساسات منفی خود را به صورت متلک گویی نشان می دهند. معمولا پشت این متلک گویی‌ها تفکر خاصی وجود ندارد. کودکانی که در خانواده‌هایی که پدر و مادر سخت گیر بزرگ شده اند ، دچار این معضل شده و در بزرگسالی بیشتر به این آسیب های اجتماعی تمایل نشان می دهند.

خانم‌ها با سکوت شخصیت خود را به اثبات برسانند
به گزارش برنا بعضی از افراد در مقابله با این متلک ها واکنش متقابل از خود نشان می دهد که در نهایت منجر به مشاجره‌های لفظی در معابر عمومی می شود. مجید ابهری متخصص علوم رفتاری درباره نحوه برخورد با این نابهنجاری می گوید: بانوان باید بدون توجه به این گونه رفتارهای غیر اخلاقی به راه خود ادامه داده و به جای همکلام شدن و پاسخ گویی با سکوت شخصیت خود را به اثبات برسانند. در صورت تداوم این گونه آزارها به مأمورین نیروی انتظامی مراجعه و از مساعدت آنها استفاده کنند. این روش بسیار بهتر و معقول تر از مواجه فردی است.

رسانه ها آموزش دهند
این پژوهشگر و استاد دانشگاه به لزوم آموزش این افراد توسط رسانه ها تاکید می کند و ادامه می‌دهد: رسانه ها از جمله تلویزیون و رادیو زیان های اینگونه رفتار و آثار تخریبی را باید بیان نمایند. مردانی که با این رفتار زشت باعث آزار دیگران می شوند باید بدانند که این امکان وجود دارد در کوچه و خیابان دیگری ناموس خودشان مورد تعرض کلامی قرار بگیرد. بنابراین دفاع و حمایت عابرین از بانوان عفیف که مورد تعرض قرار می گیرند می تواند کنترل اجتماعی را در جامعه همگانی نمایند.

 

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

می خواهید بدانید چرا گاهی اتفاق می افتد مردان به همسر خود را وفادار نیستند. این تحقیقات را مطالعه کنید. مردانی که درآمد آن‌ها بسیار بیش‌تر همسرشان است نیز با احتمال بیش‌تری دست به خیانت می‌زنند. درآمد بسیار بالا به مردان این آزادی و احساس اختیار را می‌دهد که نسبت به تعهد خود در مورد همسرشان توجه کم‌تری نشان دهند. مردانی که درآمد آن‌ها از همسرشان پایین‌تر است و از لحاظ مالی به آن‌ها وابسته هستند با احتمال بیش‌تری ممکن است به همسر خود خیانت کنند. دانشمندان با انجام تحقیقاتی برای بررسی تاثیر میزان درآمد زنان و مردان روی تعهد آن‌ها به یکدیگر متوجه شدند مردانی که درآمد کمتری نسبت به همسر خود دارند ممکن است با احتمال 5 برابر بیش‌تر نسبت به زوج‌های دیگر به همسر خود خیانت کنند.

محققان معتقدند برخی از مردان برای تسکین ناراحتی‌ها و احساسات خود که به دلیل کم‌رنگ شدن نقش سنتی آن‌ها به عنوان نان آور خانواده به وجود می‌آید به سمت خیانت سوق پیدا می‌کنند.در طی چند ده سال گذشته توجه زنان به کار کردن افزایش پیدا کرده است و امروزه در تعداد بسیاری از خانواده‌ها اشتغال زنان موضوعی عادی محسوب می‌شود. حتی در خانواده‌های زیادی درآمد زن خانواده از همسر بیش‌تر است. برای مثال در کشور انگلستان 2.7 میلیون زن درآمد بیش‌تری نسبت به همسر خود دارند و این موضوع با سرعت در حال افزایش است.در همین راستا محققان دانشگاه کورنل معتقدند دولت باید برای کاهش اختلاف درآمد بین زنان و مردان تلاش بیش‌تری کند، چرا که این موضوع تاثیر بسیار بدی روی روابط خانوادگی و تعامل زن و شوهرها با یکدیگر دارد.

محققان متوجه شدند زنانی که درآمد آن‌ها نزدیک به 25 درصد از همسرشان کم‌تر است پایدارترین و طولانی‌ترین ازدواج‌ها را دارند. هرچه قدر این شکاف کم‌تر شود و حقوق زنان به همسرشان نزدیک‌تر شود، به همان میزان احتمال خیانت همسر افزایش پیدا می‌کند.البته محققان معتقدند خیانت مردان به واسطه بلندپروازی‌های همسرشان تنها دلیل برای خیانت کردن نیست. کریستین مانچ، روانشناسی که این تحقیقات را انجام داده است و به نتیجه زیر رسیده است :

از یک سو درآمد کم‌تر یک مرد نسبت به همسرش ممکن است هویت او را در معرض خطر قرار دهد و نقش سنتی او به عنوان نان‌آور خانه را زیر سوال ببرد.از سوی دیگر، مردانی که درآمدهای بسیار بالاتری نسبت به همسر خود دارند با احتمال بیش‌تری ممکن است دست به خیانت بزنند. این موضوع نشان می‌دهد تعادل در میزان درآمد زن و شوهر نقش مهمی در تعهد آن‌ها نسبت به یکدیگر دارد. احتمال خیانت مردانی که درآمدشان از همسر آن‌ها کم‌تر است ممکن است تا 5 برابر افزایش پیدا کند. مهم‌ترین دلیل خیانت این عدم رضایت آن‌هاست. آن‌ها از زندگی خود راضی نیستند و احساس خوشایندی در این مورد ندارند.البته از سوی دیگر وابستگی زنان به همسر در مورد مسائل مالی هم باعث افزایش احساس رضایت مندی مردان می‌شود و هم میزان پایبندی آن‌ها به زندگی و تعهد به همسر را افزایش می‌دهد .

به طوری که زنانی که به طور کامل از لحاظ مالی به همسر خود وابسته هستند با احتمال 75 درصد بیش‌تر از زنان مستقل نسبت به همسرخود وفادار می‌مانند.آقای مانچ در این باره گفت: در مورد زنان، درآمد کم‌تر از همسر برای آن‌ها تهدید کننده نیست، بلکه باعث می‌شود پایبندی و تعهد آن‌ها نسبت به همسر افزایش پیدا کند.با این حال آمارها نشان می‌دهد وضعیت جامعه در تعدادی از کشورهای جهان درست در خلاف جهت در حال حرکت است. تحقیقات نشان می‌دهد تا سال 2024 زنان شاغل از لحاظ متوسط درآمد همسرانشان را پشت سر خواهند گذاشت.این نتایج با انجام مطالعه روی هزاران زوج بین 18 تا 28 سال در آمریکا در طول ده سال گذشته به دست آمده است.

 

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

قانون اول :

با همسر خود موافقت کنید . اما کار خود را انجام دهید و اگر با عکس العمل او مواجه شدید اظهار تاسف کنید . 90 % اوقات به یاد نخواهد آورد که چه قراری با هم گذاشته بودید ، یا سر چه چیز با هم توافق کرده بودید . اداره کردن همسر و خوشبخت کردن او علم نیست ، بلکه یک هنر است. اگر این قضیه توجیه علمی داشت ، باید مردان ثروتمند همیشه خوشبخت بودند ، در حالیکه قضیه درست برعکس است . این یکی از واقعیت های زندگی زناشویی است .

((عزیزم ، امروز چه کاری می توانم برایت انجام دهم ؟ هر صبح از عیال خود کسب تکلیف کنید و از او بپرسید چه کاری می توانید برایش انجام دهید !))

 

قانون دوم :

در درجه نخست کاری که او می گوید انجام دهید . این کار ساده ای است از عقل سلیم خود کمک بگیرید . برای عیال شما کدام مهمتر است ، حرفه شما و فروختن یک نوع کالای تجاری یا ملاقات با معلم دخترتان در مدرسه ؟ مقایسه این دو کار مثل مقایسه پشه و ببر است . در حکایتی مردی با تفنگ به شکار ببر می رود . پس طی مسافت طولانی به ببر می رسد ، می خواهد نشانه گیری کند و ببر را شکار کند ، ولی پشه ها مزاحم او می شوند . چاره چیست ؟ تا پشه ها را از خود دور نکند نمی تواند ببر را شکار کند . پس این درسی آموزنده است ، اول افراد نزدیک به خود را راضی کن یعنی افراد محیط منزل ، بعد از آن نوبت به کارهای بیرون از خانه یا تجارت می رسد . رضایت دختر شما و دیدن لبخند او از فروش کالای تجاری ارزش بیشتری دارد .

(( وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید ))

 

قانون سوم :

آیا می توانید کاری کنید که زنتان 60% اوقات خوشحال باشد ؟ از روی تجربه به من ثابت شده که شوهرها به دوسته اند : شوهران ازنوع گانش جی و از نوع گوبارگانش . شوهرانی که از نوع دسته اول هستند افکار بزرگی در کله بزرگ خود دارند . گوش های بزرگی دارند که بیشتر حرف گوش کنند . دهان کوچکی دارند تا کمتر حرف بزنند . چشم های ریزی دارند که بهتر تمرکز کنند . این دسته شوهران در مقابل کمترین لطف و مرحمت اظهار تشکر می کنند . صداقت دارند و در صحبت های خود کلمات دلنشینی به کار می برند . در سختی ها صبر و حوصله بسیار نشان می دهند . افرادی که فاقد این مشخصات بوده یا فقط بعضی از این معیارها را دارند از نوع شوهران گوبارگانش هستند ، پس چه بهتر این عادت پسندیده را تمرین و در خود تقویت کنیم . (( به قول معروف جلو ضرر را از هر جا بگیری منفعت است.)) اگر فرض کنید شما مدت 75 سال عمر می کنید حال ده سال کمتر یا بیشتر و اگر فرض کنیم که در سن 25 سالگی ازدواج کنید انتظار می رود مدت 50 سال با ده سال کم و زیاد با زن خود زندگی کنید . قصد دارم نتیجه تحقیقات و تجربه خود را در اختیار شما بگذارم . در این مدت 50 سال که زندگی زناشویی دارید ، همسر خود را خوشبخت کنید ، و از او یک شریک زندگی مطلوب بسازید .

(( همیشه بین من و همسرم تفاهم کامل وجود دارد . هر گاه بین من و او اختلافی پیش بیاید ، او راه خود را در پیش می گیرد ، و من راه او را . ))

 

قانون چهارم :

فکر این که زن شما در کنار شما خوشبخت باشد ، فکر بکری می تواند باشد . شوخی نیست رفیق ! پنجاه سال تمام ، و این زمان کمی نیست. پس بهتر است یاد بگیری که همسرت از تو راضی باشد و در این صورت تو نیز در کنار او خوشبخت خواهی بود . این اصل شماره یک است . یک شاعر حماسی هندی در اشعار خود درباره زندگی خانوادگی پند و اندرزهای فراوانی بیان کرده است ، یکی از پندها این است که انسان باید به پندهای حقیقی اعتقاد داشته باشد ، در غیر این صورت از تجربه های گرانبهای دیگران نفعی نخواهد برد . شنیدن و عمل کردن به نصایح بزرگان می تواند در بسیاری از امور زندگی گره گشا باشد . این شاعر حماسی در یکی از داستانهایش رنج ها و دردهای شوهری را به تصویر می کشد که برای بر آوردن خواسته های همسرش با چه مصیبت ها و دشواری های بزرگی روبرو می شود هفت خان پر زحمت و پر درد را پشت سربگذارد و سرانجام به خوشبختی موعود دست می یابد . (( زن ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند ، بنابراین به آنها فرصت کافی بدهید تا آمادگی لازم را پیدا کنند . آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است . )) بدیهی است که این گونه قهرمانان حماسی مردان بزرگ و اسطوره ای زمان خود بودند که می توانستند بر بسیاری از مسائل زندگی غلبه کنند . ما شجاعت و جسارت این گونه افراد را تحسین می کنیم و در مقام مقایسه خود را از آنها کوچکتر می شماریم ، ولی مسلم این است که می توانیم از اشتباهات و خطاهای گذشتگان و نیاکان خود پند و عبرت بگیریم . اصل شماره دو است . شوهران بسیاری هستند که می پندارند خوشبخت کردن همسر امکان ناپذیر است . یک راه حل ساده و آسان وجود دارد که به نظر عملی می رسد و آن قول حکیمی است که گفته است : (( همیشه بین من و همسرم تفاهم کامل وجود دارد . هر گاه بین من و او اختلافی پیش بیاید ، او راه خود را در پیش می گیرد ، و من راه او را . )) چو خوانم روز را گوید شب است این بگو آری همین ماه است و پروین خلاف رای خانم رای جستن به خون خویش باشد دست شستن گفته این حکیم حکایت (( هنری فورد )) را در ذهنم تداعی می کند که از این قرار است : هنری فورد در اواخر عمر خود پس از مرگ پسرش ادسال ، مایل بود که اداره شرکت بزرگش را به رئیسی دیگر بسپارد . همسرش کلافورد ، با این تصمیم مخالفت کرد و تهدید کرد که در این صورت فورد را ترک می کند و به خانه پدرش خواهد رفت . تهدید کارگر افتاد . آقای فورد مجبور شد اداره شرکت را به عهده نوه اش که بسیار جوان بود بسپارد . تا آن موقع سنت بود که شرکت ها با مغز مردان پخته و با تجربه اداره شوند در حالی که آقای فورد برای رضایت زنش مجبور شد سنت را زیر پا بگذارد و جوانی خام و نپخته را بر مصدر کارها بنشاند . شما را نمی دانم اما خودم دوست ندارم همسرم کسلم کند ، یا دوست ندارم هر روز ، وقت وارد شدن به خانه با لبخند به استقبالم بیاید ، یا دوست ندارم وقتی برایش لباس می خرم از من قدرانی کند ، حال چه از لباس خوشش بیاید یا نیاید .

((شاید بتوان در سه سال اول عمر زناشویی زن ها را خوشبخت کرد و شاید هم در آخر زندگی زناشویی ، در دوران بازنشستگی بتوان موجبات خوشبختی زنان را فراهم آورد . ولی خوشبخت کردن همسر در طول عمر غیر ممکن است . ))

 

قانون پنجم :

آیا می دانید در آمریکا رستوران هایی است که بروی آنها نوشته اند : (( صبحانه خانوادگی )) غذای این رستوران ها اغلب نان برشته سوخته و قهوه ای است که دور فنجان و در سینی ریخته است و این رستوران ها پیشخدمت هایی دارند که غرولند می کنند . دلیل این رستوران ها این است که تحقیقات نشان داده که شوهرانی که در سفر هستند ، پس از مدتی دلشان برای عیال و خوراک خانوادگی لک می زند و به یاد دست پخت همسر خود می افتند ، پس هر روز تلاش می کنم که زنم را خوشبخت کنم و یقین دارم که تلاش بیشتر مردها در همین زمینه است . این اصل شماره 3 می باشد . بعضی از زن ها و شوهرها شاد و خوشبختند ولی خود را غمگین نشان می دهند . گر چه این وضعیت عجیب به نظر می رسد ، ولی این واقعیت دارد . بنابراین وقتی ملاحظه می کنید که عیال شما چنین احساسی دارد ، آن را به دل نگیرید. روزی چند بار ممکن است چنین حالاتی به زن ها دست بدهد که از دست کسی دلگیر بشوند . از دست شما یا از دست فرزند یا عروس یا داماد خود . دلیل چنین احساسی این است که زنان در خوشتختی خود شک دارند و فکر می کنند که شاید خواب می بینند ، زیرا در بیداری و دنیای عینی این همه خوشبختی قابل تصور نیست ! علم روانشناسی و معرفت النفس زن ها این را ثابت کرده است . این اصل شماره 4 است . پس از ذکر این اصل مهم ، حالا وقت آن است که درباره روش های ساده خوشبختی همسرتان مطالبی را مورد بررسی قرار دهیم . برای رسیدن به این مقصود لازم است چند عادت پسندیده را در خود تقویت کنید که شرح آن را خواهید خواند .

(( با همسر خود در هر کاری موافقت کنید ، خواهید دید که زندگی چقدر راحتر می شود . ))

 

قانون ششم :

خطای خود را محترمانه بپذیرید . اگر خطاها و اشتباه های خود را بپذیرید . یقین کنید راهی درست رفته اید . همسر شما فکر می کند در اشتباه هستید ، در حالی که یقین دارید تا 70% اشتباه می کند . عقیده او را بپذیرید و اظهار تاسف کنید . اگر 99 % در اشتباه باشد ، به رویش نیاورید و اظهار تاسف کنید . طولی نمی کشد که همسرتان به اشتباه خود پی می برد و متوجه قضایا می شود . در کل بین زن و شوهر ، مطرح کردن این که حق با کدام است در اصل قضیه فرقی نمی کند . بحث و جدل در این باره که حق با کدام است و ناحق کیست ؟ سرانجام احساسات هر دو طرف را جریحه دار می کند . در حالی که اگر هرزگاهی زنتان اظهار تاسف بکند ، در گوش شوهر از ترانه و موسیقی هم خوش آوازتر خواهد بود . سهو و خطا بهترین معلم است ، بنابراین تجربه کنید و ببینید همسرتان را چه مسائلی ناراحت می کند و گه گاه آن را به یاد داشته باشید و دلایل ناراحتی او را کشف کنید . به احتمال زیاد ممکن است دلایل کودکانه ای موجب ناراحتی او شود . شاید مسائلی از قبیل کسالت یا حسادت باشد ، سعی کنید این موارد هرگز تکرار نشوند .

(( وقتی اوضاع قمر در عقرب است ، لبخند را فراموش نکنید. ))

 

قانون هفتم :

لبخند چیزی ارزان ولی بسیار ارزشمند است که می تواند چهره و سیمای شما را مطلوب و مطبوع نشان دهد . اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت . برای این لبخند نزنید که شادمان هستید ، بلکه برای این لبخند بزنید که شادمان شوید . حکیمی می گفت : (( افسرده و پریشان بودم چون پاپوش نداشتم تا آنکه مردی را دیدم که افسرده بود چون پا نداشت . )) رودکی شاعر شیرین سخن ایرانی می فرماید : با داده قناعت کن و با داد بزی در بند تکلف مشو آزاد بزی در به زخودی نظر نکن شکوه نکن در کم زخودی نظر کن و شاد بزی به نعمت هایی فکر کنید که خداوند بزرگ به شما ارزانی داشته است . قدر سلامت و نعمت را بدانید . فکر کن . شکر کن و لبخند بزن
می گویند لبخند مسری است و به دیگران سرایت می کند . ممکن است ابتدا همسرتان فکر کند که منظورتان از این کار چیست و تعجب کند اما نگران نباشید ، بگذاید لبخند از سر و قلبتان بیرون بتابد . او امکان ندارد مشکلات احمقانه محل کار شما را حل کند ، پس چرا با چهره ای خسته به خانه بیاید ؟ یادتان باشد وقتی مشکلات خود را مطرح می کنید ، او به مسائل شما فکر می کند . درددل خود را به دوستان بگویید . من دوستان خیلی خوبی دارم که همواره باعث شادی و تقویت حس جوانی در من می شوند . 

(( لبخند زدن راه ارزانی برای این است که چهره زیباتری داشته باشیم . ))

 

قانون هشتم :

سریع تصمیم بگیرید و به آن عمل کنید . یکی از مشکلات روز مره همسرم این است که چه غذایی بپزد ؟ یا چه لباسی بپوشد ؟ این مشکلات را از مادرش به ارث برده است . در گذشته در این موارد با من مشورت می کرد . به سادگی می گفتم : (( این کار مشکلی نیست شیر یا خط بینداز . )) او هم از بی تفاوتی من بسیار و اندوهگین می شد . از آن روزها سال های زیادی می گذرد . اکنون عاقلتر شده ام . حالا هر وقت نظر من را می خواهد ، فقط می پرسم بگو ببینم چه می توانی درست بکنی ؟ او هم اسم چند غذا را می برد که از میان آنها یکی دو تا را انتخاب می کنم . قضیه فیصله پیدا می کند و همه چیز روبه راه می شود . گاهی اوقات که ذهن همسرتان آشفته است و تصمیم گیری برایش مشکل است کمک فکری شما برایش موهبت بزرگی است.

قانون نهم :

(( هیگین )) دختربچه ای گل فروش را انتخاب کرد و به آموزش داد . پس از گذشت شش ماه تعلیم و تربیت این دختر بچه ساده ، رفتار و گفتارش دگرگون شد و به یک شاهزاده خانم نجیب و اصیل تبدیل شد . با تربیت درست هر انسانی می تواند پیشرفت و ترقی کند . در روایت است که می گویند در سرزمین یونان باستان پیکرتراشی به نام پیگمالیون مجسمه زیبای زنی را از سنگ مرمر تراشید . وی به مخلوق خود دل باخت تا آنجا که شب و روز نداشت و دایم به مجسمه فکر می کرد . در اثر دعاهای او مجسمه جان گرفت و زنده شد . حال اگر شما فکر کنید که همسر شما تا چه حد به شما وفادار است و برای فرزندانتان چه مادر مهربانی است و برای مادر شما چه عروس فداکاری است ، آن وقت شما تمام آمال و آرزوهای خود را در وجود او خلاصه می بینید . لازم نیست برای به دست آوردن دل او لباس و جواهر و لوازم آرایش بخرید ، فقط کافی است که زبان چرب و نرم خود را در اوقات مناسب به کار اندازید . در آن صورت عیال شما همان بانوی زیبای من خواهد شد .

(( آیا تا به حال هیچ سیب کاملی را دیده اید ؟! مثل یافتن سیب ، احتمال پیدا کردن زنی کامل هم کم است. به جای پیدا کردن فرشته های خیالی ، از همسر واقعی خود راضی و شاکر باشید . ))

 

قانون دهم :

روش کارد و سیب :این روش به شکل موفقیت آمیزی توسط خود من امتحان شده است . تا به حال یک سیب کامل را دیده اید ؟ ممکن است چنین سیبی پیدا شود ، اما کسی می تواند قبل از نصف کردن آن بگویید خوب است یا بد؟ شاید درونش پوسیده باشد . یک سیب به نظر کامل و عالی برایتان خیلی گرانتر از یک سیب معمولی تمام می شود . این طور نیست ؟ وقتی سیبی با دو تا لک بخرید ، می توانید به سادگی لک هایش را با کارد در بیاورید . اشتباه نفهمید ! من دارم به زبان ساده می گوییم که هرگز نمی توان سیب کاملی را پیدا کرد . طبق این مثال احتمال پیدا کردن زنی کامل هم کم است ! وقتی همسرتان را می بینید ، از کارد ذهنی تان برای در آوردن عادت های بد استفاده کنید ، در این صورت در می یابید که او 96% اوقات آنقدر خوب است که باورکردنی نیست . این همان راز زندگی زناشویی موفق من است . آرزو می کردم کسی این راز را در سن 28 سالگی به من می گفت . خوب من معتقدم که هرگز آن قدر دیر نیست . خوشبختانه خداوند دیسکت ذهن ما را طوری ساخته که به طور دلخواه می توان قدری آن را پاک کرد و تنها قسمت هایی را به خاطر سپرد که خوب هستند . من این روش را دنبال می کنم و این دلیل مهم وجود شادی در زندگی ام است . امیدوارم که شما هم با من موافق باشید .

(( خست به خرج ندهید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید . ))

 

قانون یازدهم :

از همسر خود تعریف کنید . الهه عشق کریشنا با قبیله خود رفتار عاشقانه داشت . شما هم باید با همسر خود چنین رفتاری داشته باشید . چگونه می توان دل همسر خود را به دست آورد ؟ بسیار ساده است ، از او تعریف کنید و نشان بدهید که مدیون او هستید . به عنوان مثال اگر ساعت 6 صبح از خواب بیدار شد و برای شما و بچه ها صبحانه آماده کرد از او تعریف کنید و بگویید خانم (( خوشحالم که با تو ازدواج کردم . زن هایی را می شناسم که حتی ساعت نه صبح هم به زور بیدار می شوند . )) اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید . باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجید را داشته باشد ، و گر نه ممکن است نتیجه مطلوب را ندهد . وقتی شما در جشنی گلاب یا گل روی کسی بپاشید ، قدر مسلم این است که هم با چیزی مشابه با شما برخورد خواهد کرد ، بعید است که بر روی شما روغن موتور بپاشد . پس سعی کنید تعریفتان به جا و به موقع باشد . در این صورت می توانید روی تعارفهای به جای همسرتان حساب باز کنید .

(( همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود ))

 

قانون دوازدهم :

استعدادهای همسر خود را شکوفا کنید . هر تشویقی پاداش خود را دارد و پاداش آن شکوفا شدن استعدادها است . شاید شما در شهر خود یا در محله خود شخص مهمی باشید ، بنابراین سر خود را بالا بگیرید و عیال خود را تشویق کنید تا در بعضی کارها دخالت کند و نقشی موثر داشته باشد . به عنوان مثال اجازه دهید تا دفتر شما را با تغییر دکوراسیون بازسازی نماید . به همسر خود بال و پر بدهید تا در امور اجتماعی شرکت کند تا خود را مطرح کند . به او میدان بدهید تا از مواهب زندگی به خوبی برخوردار شود . امتحان کنید . ارزشش را دارد !

(( راحت باشید ، حتی زمانی که خانم سرتان داد می کشد!))

 

قانون سیزدهم :

راحت باشید ، حتی زمانی که خانم سرتان داد می کشد خانم شما می داند شما تنها کسی هستید که تحمل او را دارد ، پس برای او کیسه بوکس باشید تا دق دلی های زندگی را سر شما خالی کند و آنقدر تحمل کنید و طاقت بیاورید تا سرانجام از خر شیطان پایین بیاید و سر به راه شود در این صورت برای شما شریک زندگی مناسبی خواهد بود . این دستورالعمل را رعایت کنید ، موثر خواهد بود .

(( به جای خریدن هدایای گرانبها ، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید . نشان دهید که به او توجه دارید ، حتی پس از یک روز کار سخت ! برای او هدیه ای ببرید .... حتی شده یک شاخه گل ، به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند. ))

 

قانون چهاردهم :

هدایای گرانبها آنقدر ارزش ندارند ، به جای هدیه وقت خود را در اختیار او قرار دهید . آیا تا به حال پیش آمده وارد خانه شوید و ببینید همسر شما سردرد شدیدی دارد ؟ در این صورت برای ابزار نگرانی خود چگونه رفتار می کنید ؟ پیشنهاد می کنید او را به دکتر ببرید که ناگهان زیر گریه می زند . این رفتار او برای شما قابل درک نیست . راستش را بخواهید تجربه نشان داده که در این موارد بردن به دکتر راه حل مشکل نیست ، بلکه او می خواهد که شما وقت خود را در اختیار او قرار بدهید یا از شما می خواهد به او گل هدیه کنید یا از این قبیل خواسته ها . این واکنش خانم برای چیست ؟ علت آن ساده است او تمام روز را با سرو کله زدن با بچه ها و کارهای خانه کلنجار رفته است . همه این ها عقده شده و سینه او را پر کرده و منتظر است شما از اداره برگردید ، آنگاه با دیدن شما منفجر شده عقده ها را بر سر شما خالی می کند . به صلاح شما است این حرکات را نا دیده بگیرید . خداوند در وجود هر زنی سوپاپ اطمینانی تعبیه کرده که به موقع خود و در مواقع اضطراری عمل می کند . همان اصلی که در مکانیزم دیگ زودپز مشاهده می شود . پس راحت باشید و خاطرتان آسوده باشد که این حالت موقتی است و اوضاع به حال عادی بر می گردد . در ضمن در فرصتهای مناسب عیال خود را به اداره ببرید تا با جو اداره شما آشنایی پیدا کند و درگردهمایی های آن شرکت کند ، با این تمهیدات او به طبیعت کار شما پی می برد و توجیه می شود . پس وقتی همسرتان از سر درد شکایت می کند چاره او قرص سردرد نیست ، بلکه یک شاخه گل و لبخند است .

(( زیباترین صدای دنیا ... (( متشکرم )) است !  ))

 

قانون پانزدهم :

انتظار تشکر نداشته باشید . اگر شما مرد ثروتمندی بودید و یک میلیون دلار به شخصی هدیه می کردید چه انتظاری داشتید ؟ به خاطر این بذل و بخشش از شما تشکر و قدردانی کرده و خود را مدیون محبت های شما بداند ؟ اگر جواب شما در مقابل این سوال مثبت باشد ممکن است سخت در اشتباه باشید ، زیرا آقای (( اندروکارنگی )) این کار را کرد و اگر حالا زنده بود پشیمان می شد ، زیرا خویشاوندی که از بخشش یک میلیون دلاری آقای کارنگی بهره مند شده بود وقتی فهمید آقای کارنگی فوت کرده و تمام دارایی خود را که مبلغ 365 میلیون دلار بوده و به امور عام المنفعه اختصاص داده است به آقایی کارنگی لعن و نفرین فرستاد و گفت : (( از آن همه ثروت فقط یک میلیون دلار ناقابل به من داد.)) سال ها پس از ازدواج دل به دریا زدم و با پس انداز کمی که اندوخته بودم به اتفاق همسر خود همراه کاروانی راهی آمریکا شدیم به خود می بالیدم و فکر می کردم در حق همسرم شق القمر کرده ام و انتظار داشتم خوشنودی خود را با هیجان و حرکات خاص ابزار دارد ، ولی سخت در اشتباه بودم و پس از یک ماه گردش به سادگی گفت : (( آمریکا کجاست ! کاش به اروپا رفته بودیم ! )) بنابراین از همسر خود توقع نداشته باشید که برای خوش خدمتی شما اظهار تشکر کند ، زیرا این طبیعت انسان است که خوبی های دیگران را فراموش کند . پس هر گاه در حق زن خود لطفی می کنید ، این کار را به خاطر دل خود انجام بدهید ، آنگاه قلبی احساس شادمانی خواهید کرد . اگر در مقابل محبتهای همسر و بچه ها و دوستان خود اظهار تشکر کنید عیال شما نیز تحت تاثیر رفتار شما ، آموزش لازم را فراگرفته و به آن عمل خواهد کرد !

(( هرزگاهی به همسرتان بگویید ، نه ! ))

 

قانون شانزدهم :

هرزگاهی به همسرتان بگویید: نه !لازم است هرزگاهی در مقابل خواسته های همسرتان مقاومت و یا حتی مخالفت کنید . برخورد منطقی شما در این موقعیت شما را در دراز مدت و در مقام شوهر مستحکم می کند . زندگی زناشویی مثل بازی شطرنج است که در آن لازم است برای حفظ شاه سربازان بسیاری را قربانی کنیم . در خاتمه لازم است یادآوری کنم که اگر روزی روزگاری مرد ثروتمندی بشوم ، قصد دارم موسسه ای به نام (( بنیاد همسران )) تاسیس کنم . موسسه ای که اهداف آن حمایت از حقوق همسران باشد و در راستای خوشبختی همسران گام بردارد!

(( نگران نباشید ، اگر در حال رفتن در جهت اشتباه هستید ، خداوند در هیچ جا علامت دور زدن ممنوع را نگذاشته است.))

 

قانون هفدهم :

بهانه نیاورید . خوب همه ما فکر می کنیم زرنگتر از همسرمان هستیم و برای همین همیشه بهانه تراشی می کنیم . این عادت را از روزهای مدرسه تا به حال نگه داشته ایم . هرگز ، هرگز ، و هیچ وقت برای همسر خود بهانه نیاورید . با طوفان روبرو شوید و آنرا پشت سر بگذارید . هر قدر طوفان سهمگین تر باشد ، زودتر پایان می پذیرد . شاید زن شما خیلی باهوش نباشد ، اما خنگ هم نیست ، اما خنگ هم نیست چون در این صورت با او ازدواج نمی کردید . نه ؟ هرگز نگذارید همسرتان شما را مانند گربه ای ضعیف ببیند ، خیلی بهتر است که در نظر او همان شیر بمانید ! تقصیر را به گردن بگیرید . وقتی همه چیز به هم ریخته است ، هیچ فرد دیگری را مقصر ندانید . با طفره رفتن کاری درست نمی شود . هیچ وقت به همسرتان قول ندهید ، اگر مجبور شدید ، 33 % به زمان معمول آن اضافه کنید و بعد قول دهید . بهتر است بگویید ((نه )) ، (( شاید )) ، (( و سعی می کنم )) تا این که بعدها بخواهید عذر و بهانه بیاورید . یادتان باشد که اگر به همسرتان قولی دادید ، حتما آن را به انجام برسانید . چون فردی که می خواهد کاری را انجام دهد ، راهی برای انجامش پیدا می کند ، و کسی که نمی خواهد بهانه پیدا می کند . خیلی ساده است . و اگر با همه این حرف ها نمی توانید قول خود را اجرا کنید ، هر چه زودتر نزد او برگردید و به او بگویید ، چون اگر در جهت اشتباه می روید ، خدا اجازه دور زدن را داده است .

 

قانون هیجدهم :

یک خط تلفن اضافی بخرید .اگر زن شما علاقه مند است که پشت سر هم با تلفن صحبت کند، برای خودتان یک خط تلفن دیگر بخرید . خیلی ساده. غیبت، شایعه ، حرف های خیلی احمقانه . خوب راستش را بخواهید به شما مربوط نیست ، بگذارید کار خودش را بکند. بگذارید درباره موضوعی حرف بزند که به او رضایت و شادی می دهد . خدا را شکر کنید که فقط قبض تلفن را باید پرداخت کنید ، این ضرر خیلی کمتر از مقداری است که می تواند با خرید کردن اضافی به شما لطمه بزند .

(( قلم تواناتر از شمشیر است . ))

 

قانون نوزدهم :

قلم تواناتر از شمشیر است . با همسرتان نجنگید . امکان ندارد در جنگ برنده شوید . در عوض از قلم برای نوشتن آنچه در ذهن دارید استفاده کنید ... این کار را در لحظه بحرانی انجام ندهید. بنویسید، بخوانید . روز بعد باز آنرا بخوانید . آن را تصیح کنید و بهبود ببخشید . دوباره بخوانید و دوباره بخوانید . تا وقتی که مطمئن شوید کامل شده است . بعد ازآن را به همراه شاخه ای گل تحویل زنتان بدهید . افراط در انجام این کار ؟ بله ! طرف دیگر داستان را که مربوط به شماست را بگویید . مطلب خوبی که جایی خوانده اید را با نوشته تان همراه کنید . این نشان می دهد که موضوع برایتان مهم است . و اهمیت طرف مقابل تمام هدف ازدواج است .

(( شادی یک جریان مثبت و ثروت است .))

 

قانون بیستم :

در ثروت شادی هست . بله برای شاد کردن همسرتان همیشه به او یک عالم پول بدهید. چگونه ؟ خوب فکر کنید ، به طور حتم راه بهتری وجود دارد. اکثر ما وقت خود را برای بدست آوردن حقوق ماهانه در دفتر می گذرانیم . برای بدست آوردن هر تومان پولمان زحمت می کشیم و برایمان سخت است که هزاری ها را راحت خرج کنیم . این اشتباه است ! همسر شما دارای قوه تشخیص و قضاوت است . اول اینکه هرگز مبلغ حقوق خود را بدون پرداخت مالیات به او نگویید . شاید بد نبود که از قبل به پدرش می گفتید ، اما بگذارید خود او با واقعیت روبرو شود . برگ حقوق خود را به او نشان دهید . به این ترتیب او کمتر برای لباس خرج می کند .... مطمئن باشید این کار را می کند . خیلی از ما اضطراب همسرمان را از نداشتن پول نقد کافی درک نمی کنیم . پس با دادن کمی پول بیشتر ، به قدری که نیاز دارد ترس های او را بر طرف سازید . به همراه این کار تمام واقعیت ها را برایش روشن کنید . بگذارید خودش تصمیم بگیرد که کجا خرج کند و کجا نکند . درباره پول توجیبی خودتان ، به اندازه برای خودتان پس انداز داشته باشید . از راههای خلاقانه برای پس انداز استفاده کنید . مشغول یک کار جنبی برای به دست آوردن پول بیشتر بشوید .

(( حتی اگر یک ماهی هم دهانش را ببندد ، توی دردسر نمی افتد .))

 

قانون بیست و یکم :

دهانتان را ببندید . خوب من سال ها این اصل را رعایت می کنم و می بینم که موثر واقع می شود . بیش از این عادت داشتم حرف بزنم و جنجال به پا می شد . هرگز ، هرگز و هیچ وقت حرف ناخوشایندی به زبان نیاورید. اول از همه که این حرفها موثر نیست و دوم اگر باشد ، آیا ارزش بیانش را دارد ؟ به بحث هایی که سال گذشته با همسرتان داشته اید فکر کنید. آیا وقتی جواب او را داده اید کار درستی انجام داده اید ؟ یا فقط انفجار پدید آمده است ؟ سبیل قلدری خود را از ته بتراشید و سبیل درویشی بگذارید.

 


 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

امیر حسین: خوب سحر جان پرسیدن این سؤال دل و جرات زیادی می خواهد. من به خوبی به یاد دارم که در 4 ماه اول شروع زندگی مشترک، از یک خانم زیبای دیگری خوشم آمده بود. تو متوجه شدی و طوری با من برخورد کردی که واقعاً از کار خودم ناراحت و پشیمان شوم. با خودم فکر می کردم: "چه کار احمقانه ای انجام دادم" من همسر زیبا و فوق العاده ای داشتم نمی دانستم واقعاً چه چیزی باعث شده بود که دست به یک چنین کاری بزنم؟ هم گیج شده بودم و هم احساس حقارت می کردم.

سحر: باید گفت که خانم ها و آقایون با هم تفاوت های اساسی دارند و شخصیتشان متفاوت است. آقایون به راحتی از نظر بصری تحریک می شوند، این در حالی است که خانم ها بیشتر نسبت به مسائل احساسی از خود حساسیت نشان می دهند. یک مرد تنها از نظر ظاهری نسبت به جنس مخالف کشیده می شود، اما خانمها در مقایسه با آقایون به ظاهر افراد مختلف اهمیت زیادی نمی دهند. از سوی دیگر خانم ها از طریق لمس شدن، احساس نزدیکی و درک احساسی جذب طرف مقابل میشود و ممکن است به دلیل این نیاز شدید احساسی، از مسیر اصلی خارج شوند؛ اما چه مذکر چه مؤنث، تکنیک هایی وجود دارند که افراد می توانند با استفاده از آنها بر کاستی های خود فائق آیند.

امیر حسین: باید در نظر داشت که کشش جنس مخالف به یکدیگر مسئله جدیدی نیست که تنها به شما منحصر شده باشد. بنابراین باید برای این مقوله برنامه ریزی کنید و به خوبی بدانید که در برابر افرادی که ممکن است در خارج از زندگی مشترکتان نظر شما را به خودشان جلب کنند، چه برخوردی داشته باشید. برای کسانیکه این اتفاق به تازگی روی داده، باید از خودشان بپرسند که: "چرا من از این آدم خوشم آمده؟"

ممکن است هر دو در محل مشترکی کار کنند و میان آنها شیمی مناسبی بوجود آید. شما صبح زود در حالیکه شب خوبی را در کنار همسر خود سپری نکرده اید و مشکلات زیادی در زندگیتان وجود دارد، او را ترک می کنید و بعد همکارتان را در بهترین شرایط می بینید. ظاهر زیبا و آراسته آنها شما را اغوا میکند.

سحر: بله، این درسته امیر حسین. اما چیزی که در این لحظه باید به خاطر داشته باشی این است که تو تنها بهترین وضعیت آنها را می بینی، بد اخلاقی ها، ترشوریی های آنها را نمی بینی و تا کنون او را در بدترین وضعیتش ندیده ای. در یک چنین حالتی چشم و گوش فرد بسته می شود و متوجه نمی شوی که آنها هم دارای جنبه های منفی هستند.

من یادم می آید که چند سال پیش که در اداره مالیت کار می کردم آن موقع 3 سال از زندگی مشترکمان می گذشت. آقایی بود که زمان بیکاری اش با من بود، با چند نفر از همکارهای دیگر دور هم می نشستیم و او به تدریج علاقه اش را می خواست به من نشان دهد. او به من پیشنهاد داد تا شام با هم بیرون برویم، اما من درخواست او را رد کردم و گفتم: "من متاهل هستم" او گفت که برایش مهم نیست که من همسر دارم. گاهی اوقات جذابیت و تحریک واضح نیستند و علاقه کاملاً گیج کننده است.

امیر حسین: نه تنها باید ببینید که به چه دلیل ممکن است دچار وسوسه شوید، بلکه ارزش دارد بفهمید که اگر در خانه کارها مطابق میلتان پیش نروند، امکان آسیب پذیری شما بیشتر خواهد شد. اگر روابط شما و همسرتان خوب نیست باید تمام توجه خود را بر روی ترمیم رابطه خود معطوف کنید و برای رفع نیازهای خود از بیرون کمک طلب نکنید.

سحر: این کار عالی است. باید فقط به همسر خودمان فکر کنیم و اگر احساس میکنیم که از او فاصله گرفته ایم باید کاری کنیم تا این فاصله ها به هم نزدیک شده و و از میان برداشته شوند. باید در کنار هم بنشینیم، از هم عذر خواهی کنیم و دو مرتبه "دوستت دارم" را بر زبان جاری کنیم. زمانیکه همسرمان را تایید کنیم و از او به خاطر توانایی هایش تشکر و قدردانی کنیم و با وی با مهربانی برخورد کنیم، رابطه به مرور زمان بهبود پیدا می کند. باید کاری کنید که رابطه تان قوی شود. ..

امیر حسین: یکی دیگر از راهکارهایی که می توانید در زمانیکه جذب فرد دیگری میشوید، به کار بندید این است که: سکوت را بشکنید. به این معنا که جریان را هم برای همسر خود بازگو کنید و هم برای فرد دیگری که روی شما حساب باز کرده. در حقیقت همین حساب باز کردن یک مسئله مهم در زندگی افراد به شمار می رود. من و سحر در مورد هوس ها و درگیری های شخصی خود به راحتی با هم صحبت میکنیم و به همین دلیل خیلی راحت از عهده تمام مشکلات بر می آییم.

سحر: هوس در ذهن شما پدید می آید، بنابراین ابتدا باید در ذهن خود یک حفاظ بکشید. برخورد با افراد زیبا و جذاب غیر قابل اجتناب است، اما می توانید طرز صحیح برخورد با این افراد را به ذهن خود آموزش بدهید. ابتدا باید در ذهن خود بر این جنگ فائق آیید و جلوی خطور کردن هر گونه فکر وسوسه کننده ای را به ذهن خود بگیرید.

امیر حسین: به همین دلیل باید در روابط خود با افراد دیگر یک سری محدودیت هایی را قائل شوید. تا آنجایی که یادم می آید من و سحر از همان ابتدا با هم قرار گذاشتیم که دوستان نزدیکی از جنس مخالف نداشته باشیم، مگر اینکه دوست صمیمی برای هر دوی ما باشند. ما ارتباط خود را با این افراد محدود کردیم و قرار گذاشتیم که هیچ موقع برای صرف نهار یا چای تنهایی با این افراد بیرون نرویم.

سحر: همچنین باید مراقب خوشمزگی ها و سر به سر گذاشتن های کلامی نیز باشیم. خانم ها به دنبال شنیدن چنین چیزهایی هستند. مراقب باشید که دیگران از مهربانی شما سوء برداشت نکنند. جوک هایی که مفاهیم جنسی دارند تعرف نکنید و اجازه ندهید با سر به سر گذاشتنتان اهداف دیگری در سر بپرورانند. ..

امیر حسین: همچنین در مورد برخورد های فیزیکی نیز باید محدودیت هایی را در نظر بگیرید. هر چند من و سحر انسان های با عاطفه و در عین حال روشنفکری هستیم اما کمتر اتفاق می افتد که افرادی که جنس مخالفمان هستند را در آغوش گرفته و با آنها روبوسی کنیم. شاید شما از انجام این کار هیچ قصد و نیتی نداشته باشید اما طرف مقابل ممکن است برداشت غلطی از این حرکت شما بکند.

سحر: زمانیکه واقعاً تحریک شدید، بهترین راه این است که به سرعت فرار کنید. از کسی که باعث ایجاد انحراف شما از مسیر اصلی زندگیتان می شود، فاصله بگیرید. این دقیقاً همان کاری است که یوسف در مقابل زلیخا انجام داد.

زمانیکه کلیه این نکات را رعایت کنیم، خداوند به ما در رابطه مان کمک می کند، آنوقت می توانید هم قدردان خدا باشیم و هم شریک زندگیتان. از خدا بخواهید تا از دیدگان و قلب شما محافظت کند تا به دام تحریک و وسوسه نیفتید. از او بخواهید تا به شما نشان دهد که برای حفاظت از زندگی مشترک خود چه کارهایی باید انجام دهید.امیدواریم که عشق، وفاداری، و نزدیکی در میان شما و همسرتان به شکوفایی برسد.

 

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

تا کنون از خود پرسیده اید که مهمترین عنصر در هر رابطه ای چه چیز میباشد؟ پاسخ بسیاری از افراد به این پرسش عشق است. بله عشق یک موهبت است و بدون آن هیچ رابطه ای پایدار نخواهد ماند. اما عشق نیز به تنهایی و بدون پشتوانه "احترام" ناتوان و متزلزل خواهد بود. احترام متضمن و بیمه گر عشق است.

شاید لازم باشد برای درک بهتر این مسئله رابطه (مانند ازدواج) را به یک بنا تشبیه کنیم. در این منزل باشکوه پی و شالوده خانه را عشق، ستونهای آن را دو فرد و مصالح ساختمانی اتصال دهنده آن را احترام تشکیل میدهند.

از عشق آغاز میکنیم که هیچ رابطه ای بی آن زمانی فرو خواهد ریخت. اکنون به دو ستون اصلی این خانه نگاهی می اندازیم که با آنکه جدا از یکدیگر قرار گرفته اند اما همواره پیوسته به هم میباشند. بنابراین در هیچ رابطه ای دو فرد نمیبایست فردیت خود را از دست داده و با یکدیگر "یکی شوند،" بلکه میباید در کنار یکدیگر پشتیبان یکدیگر باشند و یکتایی، فردیت، شخصیت، علایق و خواسته ها و آرزوهای خویش را حفظ کنند. اما این منزل دیر یا زود در معرض عوامل محیطی قرار گرفته و طوفانها، گردبادها، زلزله ها، روزهای آفتابی و بارانی بسیاری را به خود خواهد دید. اینها همان تجارب زندگی هستند که دو فرد در کنار هم با آنها مواجه خواهند گشت. لحظات تلخ و شیرین، اندوه و شادکامی. اکنون به مصالح ساختمانی این منزل میرسیم. آیا بدون سیمان و بتون بنایی پابرجا خواند ماند؟ احترام مصالح پیوند دهنده اجزاء ساختمان است که خانه را در برابر طوفانها، بادهای ویرانگر، شداید و تلخی های زندگی حفاظت میکند. در واقع احترام بیمه ساختمان میباشد.

ممکن است شریک زندگی تان شما را بسیار دوست داشته باشد اما آیا به شما احترام نیز میگذارد؟ افراد دوست دارند محبوب باشند اما محترم بودن به مراتب ارزشمند تر از محبوب بودن است. تعریف احترام چنین است: به رسمیت شناختن شایستگی، ارزشمندی، حقوق و مزایای فرد به عنوان یک انسان. و یا احترام عبارت است از: ادب، مراعات، پذیرش و توجه. یک شریک ایده آل فردی است که هم شما را دوست دارد و هم به موازات آن برای شما احترام قائل است. چگونه میتوان نشانه های بی حرمتی را در یک رابطه شناسایی کرد؟ نشانه های بی احترامی به قرار زیر میباشد:

 

1- بی اعتبار کردن:

جای فرد پاسخ دادن، سخنان فرد را قطع کردن، بی اعتنایی کردن، تمسخر کردن، گوش ندادن به سخنان فرد و تحقیر کردن.

2- ارعاب کردن:

تهدید کردن، هراساندن، قلدری کردن و تشر زدن.

3- انتقاد کردن:

عیبجویی، ملامت کردن، نفی کردن و غر زدن.

4- کنترل کردن:

جلوگیری از تصمیم گیری مستقل فرد، تحکم کردن، سلطه گری و تحمیل عقاید، خواسته ها و نیازها.

5- قضاوت کردن:

تعیین درستی و نادرستی اعمال فرد، برانگیختن احساس گناه و شرمساری در فرد.

6- بد نام کردن:

تهمت و افترا زدند، رسوا کردن و افشا گری کردن.

7- فریب دادن:

دروغ گفتن، گمراه کردن و حقه زدن.

8- خیانت کردن:

صادق نبودن، وفادار نبودن.

9- توهین کردن:

گستاخی کردن، ناسزا گویی، رنجاندن.

10- سوء رفتار کردن:

از لحاظ کلامی، احساسی و فیزیکی. صدمه زدن به حس امنیت و فردیت شخص. کتک زدن، فریاد کشیدن و فحاشی کردن.

11- تغییرات ظاهری :

هر نوع تغییر در لحن صدا ، اشارات و تغییر در چهره که پیام آن چنین است:"من مهمتر از تو هستم".

 

شریکی که بی احترامی میکند در واقع در صدد آنست که با خرد کردن شخصیت فرد مقابل، خود را مهمتر و برتر جلوه دهد. اما غافل از آن که با این عمل شالوده خانه ای که روزی با عشق بنا نهاده شده را سست و تخریب میکند و آنکه سرانجام آوار آن بر سر خود وی نیز فرو خواهد ریخت.

شما همانگونه که اجازه میدهید دیگران با شما رفتار کنند، دیگران با شما رفتار خواهند کرد. همه چیز وابسته به خود شماست هنگامی که مورد بی احترامی قرار میگیرید و سکوت میکنید در واقع در آن بی احترامی خودتان نیز سهیم هستید.

در انتها به خاطر داشته باشید که منزل باشکوه شما (رابطه) در صورتی که به حال خود رها گردد صرفنظر از آنکه در ابتدا تا چه اندازه استوار و مستحکم بنا گردیده باشد به مرور زمان از هم پاشیده و رو به خرابی و زوال پیش خواهد رفت بنابراین بیاموزید با تبادل عشق و احترام روزافزون ترکهای هر چند کوچک منزل خود را مرمت کرده و ان را استوار و پایدار نگه دارید.

 

"راستگویی و صداقت در ایجاد اعتماد در رابطه ضروریست.

احترام محصول اعتماد و عشق محصول احترام است"

"هر رابطه ای منحصر بفرد است و برای نتیجه بخش بودن آن باید مقتضیات آن فراهم گردد.راه میانبری وجود ندارد."

"زندگی کوتاه است آن را هدر مشاجرات و جر و بحثهای بی معنی و بی اهمیت نکنید"

 

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 48 )    ...   6   7   8   9   10   11   12   ...   
 



مدیر  : بازار صفا
نویسندگان
آمار
  • کل بازدید :