♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ
1395/06/6 :: نویسنده : بازار صفا

                               

کیف و کفش و لباس                          مجله آشپزی و کدبانوگری                      اس ام اس و پیامک جدید

 

                            

     اشعار زیبا                                      فال و طالع بینی                              سلامت تغذیه پزشکی

 

                            

      آرایش و پیرایش                         آرامش های زندگی                       مهارت ارتباطی زنان و مردان


 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

عاشق اویید، اما نمی‌دانید بایستی چگونه عشق و علاقه تان را به او ابراز کنید؟ شدیدا از دست او عصبانی هستید اما نمی‌دانید چگونه علت آن را بیان کنید تا باعث وخیمتر شدن شرایط و ناراحتی بیشتر بین شما نشود و ...

این مشکل مختص شما نیست، بسیاری از زوجین جوان و حتی زوجینی که چندین سال از زندگی مشترکشان می گذرد در ابراز احساسات خود به همسرشان دچار مشکل می‌شوند و قادر نیستند احساس حقیقی خود را به شریک زندگیشان منتقل کنند.

در زندگی مشترک، مهارت ابراز احساسات و توجه به نیازها تاثیر شگرفی بر روابط زوجین دارد و حتی اگر مبالغه آمیز قلمداد نگردد یکی از اصول اساسی زندگی زوجین است که هر دو بدان نیازمندند. ارتباطات شما با همسرتان متزلزل می شود؛ اگر در هر یک از این دو مهارت دچار ضعف گردید و شما محکوم به شکست خواهید بود؛ اگر فاقد این دو نوع مهارت در زندگی تان باشید.

دشواری ابراز احساسات و نحوه بروزآن امری کاملا طبیعی است. اما شما می توانید با مطالعه مقاله ای که در پیش رو دارید به کسب این مهارت نائل آیید و با گفتن چندین جمله ی ساده، احساس حقیقی خود را با کمترین سوءتفاهم به همسفر راه زندگیتان انتقال دهید.


علاقه، عشق، دوست داشتن، گل

شناسایی و شناخت احساسات خود، اولین و مهمترین گام در ابراز صحیح احساسات است. یافتن و استفاده از کلمات و جملات مناسب برای ابراز احساسات در دومین گام موفقیت در ابراز احساسات قرار دارد و سومین گام، برنامه‌ریزی برای چگونگی و نحوه اعلام تقاضا برای خواسته ی خود است؛ به گونه‌ای که بتوانید بدون رفتار انفعالی یا پرخاشگرانه، قاطعیت به خرج داده و ابزار وجود کنید.

شاید شما هم با افرادی مواجه شده باشید که پس از گفتن یا انجام رفتاری ابراز تاسف کرده و می گویند "نمی‌دانم چرا این گونه صحبت کردم و یا چرا چنین کردم و چرا چنین رفتاری داشتم؟".

در ذیل با توجه و عنایت به گام های توضیح داده شده در فوق، تمرینی ارائه خواهد شد که به شما کمک می‌کند نسبت به تجربه احساسات لحظه‌ به لحظه ی خود آگاه باشید.

در اولین قدم بهتر است که برای شناسایی احساساتتان، احساسات خود را با توجه به نمونه یادداشت کنید.

تاریخ موقعیت هیجان و احساس

زمان وقوع رفتار رویدادی که منجر به هیجان در شما می شود دلتنگی،خشم،شادی،غم و...

13/10 رضا برایم سبد گلی آورد تا عذرخواهی کرده باشد محبت و توجه به من نشان داد

18/10 رضا بی جهت رو در روی من ایستاد عصبی و ‌دلگیر شدم

دومین قدم در ابراز احساسات، یافتن کلمه‌ای است که به بهترین شکل، احساس شما را به طرف مقابلتان نشان دهد. همچون نگرانم، عصبانیم، دلگیرم و ...

در سومین قدم، با رعایت اصول زیر، شما خواهید توانست به بهترین نحو ممکن احساسات خود را مطرح نموده و به همسرتان انتقال دهید تا وی پذیرای آن احساس شما باشد.

در زندگی مشترک، مهارت ابراز احساسات و توجه به نیازها تاثیر شگرفی بر روابط زوجین دارد و حتی اگر مبالغه آمیز قلمداد نگردد یکی از اصول اساسی زندگی زوجین است که هر دو بدان نیازمندند

• به این عبارات دقت کنید :«تو به من توجهی نداری»، « تو بی تعهدی و فقط به فکرخودت هستی»، «تو مدام منو عصبانی می‌کنی» و...

به نظر می رسد، جملاتی که با ضمیر «تو» شروع می شوند انگشت اتهام به سمت فاعل است و گوینده هدفی جز تخطئه کردن طرف مقابل ندارد. لذا، از آنجایی که جملات با فاعل «تو» سرزنش آمیز و انتقادگر به شمار می آیند بهتر است به هنگام گفتگو با همسرتان، به جای استفاده از فاعل تو از فاعل «من» استفاده کنید. کاربرد فاعل «من» باعث می شود که شما مسئولیت احساساتتان را بپذیرید و احتمالا همسرتان به حرف شما بیشتر بها خواهد داد.

بنابراین بهتر است بگویید:

« من فکر می کنم که به من بی توجه شدی»، « وقتی دیر به خانه می آیی، ناراحت می شوم »، «من عصبانی هستم».

نکته: گاهی ممکن است جمله‌ای با فاعل «من» شروع شود، اما جمله شما خبری باشد و هدف اصلی جمله، متوجه «تو» باشد. مانند : «حس می‌کنم تو عصبی هستی»، «من از پس مخارج بی حد و حساب تو بر نمی آیم».

• صداقت داشته باشید. تا حد امکان در بیان احساسات خود، صادقانه برخورد کنید، حقیقت را بگویید و افراط و تفریط نکنید.
صرفه جویی! اونم در بیان احساسات!!!

• پیام های کلامی و غیر کلامی هماهنگی داشته باشید. زبان و لحن صدای شما بایستی هماهنگ با کلام‌تان باشد، مثلا اگر بخندید و راجع به ناراحتی تان صحبت کنید، به احتمال زیاد، پیام ارسالی شما به درستی مخابره نخواهد شد و باعث کج فهمی می شود.

• به خواسته‌های خود توجه نمائید. شما در قبال خود و همسرتان مسئول هستید که نیازهایتان را بشناسید و خواسته‌هایتان را با یکدیگر در میان بگذارید. هیچ‌کس و حتی همسرتان نمی‌تواند ذهن شما را بخواند و از خواسته‌هایتان مطلع گردد. ممکن است همسرتان از شما بخواهد کاری را برایش انجام دهید، شما نیز آن را می‌پذیرید ولی مدام با خودتان درگیر هستید، گله و شکایت می‌کنید و می گویید که آیا نمی‌داند من چقدر کار دارم؟ چرا نمی خواهد شرایط و مشکلات مرا درک کند؟ باید متذکر شوم این خود شمائید که بایستی خواسته‌ها، مسائل و نیازهایتان را بیان کنید، همسرتان نمی تواند ذهن خوانی کند و اندیشه‌ شما را بخواند، در چنین موقعیتی بهتر است به او بگوئید که" خیلی دوست دارم به شما کمک کنم ولی به خاطر ... فعلا نمی توانم ". در مواقع این چنینی بهتر است از قبل تقاضای خود را یادداشت کنید، چرا که نوشتن منجر به روشن شدن موضوع در ذهنتان می‌شود.






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

                               

چگونه کسی را عاشق خود کنیم؟

 

اگه کسی هنوز حس بدی نسبت به ما نداشته باشه خیلی راحت تر می تونید اون رو عاشق خودتون کنید.

 

1. رعایت اعتدال در رابطه

اول از همه باید این نکته رعایت بشه که نباید بیش از حد به طرفتون نزدیک بشید و همش کنارش باشید.سعی کنید این رابطه رو معمولی جلوه بدید. حتما یه چیزی بوده که گفتن دوری و دوستی. همیشه بودن، باعث میشه حس قشنگ دلتنگی از بین بره و شما تکراری به نظر بیان البته زیاد دور بودن هم خوب نیست چون ممکنه کم کم از یاد برید و فراموش بشید.

 

2. صمیمیت به مرور زمان

یکدفعه صمیمی نشید بلکه سعی کنید کم کم و به مرور زمان صمیمیت بیشتری پیدا کنید. صمیمیت بیش از حد باعث زدگی و خستگی طرفتون از شما میشه.

 

3. داشتن آشنایی که با طرفتون نزدیکه

اگه یکی رو داشته باشید که به طرفتون نزدیک باشه خیلی خوبه. چون می تونید بوسیله اون اولا اطلاعات خوبی رو ازش بدست بیارید مثل : چیزهای مورد علاقه اش ، حس اون نسبت به شما ، کارهای روزمره اش و ... و همچنین از اون می تونیم به عنوان یک انتقال دهنده اخبار از طرف خودتون استفاده کنید. به صورت زیر :

ازش بخواهید که وقتی با طرفتون هست در مورد شما و قابلیت هاتون و خوبی هاتون صحبت کنه البته همون اندازه که هستید یا دارید نه بیشتر چون دروغ می تونه اولین قدم برای تنفر از شما بشه.

 

4. حقیقت گو باشید

همیشه سعی کنید آنچه هستید و آنچه می تونید در آینده باشید را بگویید نه بیشتر.

شاید با تعریف بیش از حد از خود در مورد کارهای آینده محبوبیتی کسب کنید اما این کار در آینده در صورت انجام ندادن می تونه از شما یک آدم بی دست و پا رو برای طرفتون تعریف کنه و در صورت انجام دادن سطح توقعات رو بالا ببره.

 

5. در ابتدا در مورد کارهای روزانش صحبت کنید

کارهای روزانه طرفتون رو بدونید و در ابتدا در مورد اون ها باهاش حرف بزنید و صحبتون رو پراکنده نکنید

 

6.تفاهم ها رو به زبون بیارید

چیزهای مورد علاقه طرفتون رو به صورتی بفهمید ( البته بهتره اون نفهمه که می دونید) و از اونا استفاده کنید و یا در موردشون بپرسید

مثلا اگه فهمیدید طرفتون به آب پرتقال علاقه داره، از اون بپرسید : نظرت با خوردن یه لیوان آب پرتقال چیه؟ و یا می تونید بگید : من آب پرتقال خیلی دوست دارم تو چی؟ مطمئنا اون با شنیدن این حرف سر شوق میاد و میگه : چه تفاهمی.

 

7.ازش به عنوان یک حلال مشکلات استفاده نکنید

هیچ وقت مشکلات خود رو به صورت آشکار بیان نکنید و بزارید شما برای اون یک تکیه گاه باشید. سعی کنید طوری باشید که از با شما بودن لذت ببره

 

8.به بهترین شکل حرف بزنید

درست و به آرامی حرف بزنید، شمرده و کوتاه. هرگز عصبانیت خود رو در صبحت کردنتون بروز ندید.اجازه حرف زدن به طرفتون رو بدید.

سعی کنید شما سوال کننده باشید در حالی خود جواب سوال را می دونید تا شاید وقتی جواب درستی نداشت احساس حقارت نکنه و شما به آرامی اون رو جبران کنید.

 

9.لبخند بزنید و مهربان باشید

لبخند رو با خود داشته باشید و برای تایید صحبت های طرفتون حتما از بله به همراه لبخند استفاده کنید. به طرفتون بفهمونید از اینکه باهاش هستید لذت می برید.

همچنین اصل مهم مهر و محبت باید تا همیشه پای بر جا باشه و هرگز فراموش نشه.

 

10.ساده ولی زیبا وشیک باشید

سعی کنید چهرتون رو همیشه شاداب داشته باشید و هیچ وقت آشفته نباشید. لباس هایی که بهتون میاد و طرفتون هم خوشش میاد بپوشید.

زیبایی رو به طوری ذاتی نشون بدید و از آرایش هایی که موجب زیبایی افراطی میشه استفاده نکنید چون ممکنه وقتی طرفتون  شما رو در حالت عادی ببینه از شما دل سرد بشه.

 

11.در مورد مسائلی مانند : عشق حرف بزنید

در مکالمات از خودتون ( شما و طرفتون ) حرف بزنید، البته به اندازه. بعضی وقت ها در مورد عشق ، دوست داشتن ، حس قشنگ عاشق شدن و از این موارد به صورت سوال جوابی حرف بزنید و نظرش رو بدونید.

 

12.پرسش های منفی تضمینی بپرسید

گاهی اوقات پرسیدن سوالاتی به صورت منفی که خودتون جوابش رو می دونید باعث میشه طرفتون عشقش رو نسبت به شما نشون بده.البته حتما  باید خودتون قبل جوابش بدونید در جواب چه خواهد گفت. این تکنیک می تونه برای خیلی ها موثر باشه.

مثلا ازش بپرسید : تو از من بدت میاد، مگه نه؟ ( البته اگه مطمئنید میگه نه خیلیم دوست دارم ، بپرسیدا) طرفتون چند ثانیه به فکر فرو میره و بعدش  جواب مورد علاقتون رو بهتون میده و البته این سوال اون رو به این فکر فرو می بره که چرا همچین حرفی رو زد و از اون به بعد سعی میکنه عشقش رو نسبت به شما بیشتر نشون بده./ بیش از حد از این روش استفاده نکنید.

 

13.هدیه بدهید

به مناسبت های مختلف و یا بی دلیل به طرفتون کادو بدید.

بهتره در ابتدا کادوهای بسیار گران بها خریداری نکنید چون این امر بی دلیل باعث بالا رفتن سطح توقع طرفتون میشه و اگر روزی شما به مناسبتی کادوی مورد علاقه اش رو که ممکن بسیار گران بها هم باشه تهیه نکنید موجب شده علاقه طرفتون بهتون صفر بشه.

این به این معنی نیست که طرفتون به خاطر پول و یا کادوهاتون شما رو دوست داره بلکه خودتون این طوری بهش فهموندین و سطح توقع اون رو بیش از اندازه کردید.

هدیه ای بدید که بسیار مورد استفاده اش باشه تا هر وقت ازش استفاده میکنه به یاد شما بیوفته. شما هم ازش بپرسید که از اون کادو استفاده می کنه و یا ازش خوشش اومده.

 

14.احترام بزارید

همیشه برای طرفتون احترام فوق العاده ای قائل شوید. هیچ گاه در مکالتون دیگران رو ازش برتر جلوه ندید، هر چند در ظاهر شایذ عکس العملی نداشته باشه اما در درون با خود هر لحظه به یاد حرفتون می افته و غصه می خوره که امکان کم رنگ شدن عشق و عقده شدن این موضوع هست.

 

15.بدی هاش را هرگز بهش نگوید

به طرفتون بدی هاش رو به طور آشکار نگید بلکه سعی کنید اون رو حل کنید و یا بهش بفهمونین بدی هاش و مشکلاتش رو دوست دارید حل کنید

 

16.خوبی هاش رو براش تکرار کنید

هر فردی به طور ذاتی برخی خصوصیات رو داره که موجب برتری اون نسبت به بقیه میشه .

مثلا اگه نقاشیش خوبه می تونید در مورد این موضوع پا فشاری بیشتری کنید و اون برای دارا بودن این خاصیت تحسین کنید.همچنین قابلیت های خودتون رو بهش نشون بدید تا احساس افتخار کنه.

 

17.خودتون عاشق باشید

برای اینکه کسی عاشقتان باشد بهتر است در ابتدا خود یک عاشق واقعی باشید و این رو بارها به طرفتون ثابت کنید.

 

18.الگو عشق برای خود داشته باشید

خود را باور داشته باشید . امیدوار به آینده و به خدایتان زیاد فکر کنید چون او خالق عشق است . اگه به یک عشق واقعی فکر می کنید خدا بهترین و بزرگترین عاشق است پس بهترین الگو در نزدیکی شماست.

 

19.از عشقتون سو ء استفاده نکنید

نزارید عشقی که دوست دارید طرفتون بهتون داشته باشه باعث بشه اون چیزی رو از دست بده و یا بعدا پشیمون بشه. باهاش زیاد در مورد این موضوع حرف بزنید.

بیش از خودتون به فکر اون باشید تا به این صورت عشق خودتون رو ثابت کنید.

 

20.ثابت کنید یک همدم خوب می تونید باشید

به طرفتون این اطمینان رو بدید که می تونه با شما درد و دل کنه و رازهای خودش رو بهتون بگه.باید بهش ثابت کنید بهترین مأمن اسرار و یا همدرد براش هستید.

چون معمولا افراد رازهای دل و درد و دل هاشون رو به نزدیکانی که خیلی دوسشون دارند میگند پس از این طریق شما می تونید فرد مورد علاقه طرفتون باشید.

 

قدرت عشق رو باور داشته باشید که می تونه آدمی و زندگیش روبه کلی متحول کنه، پس عاشق باشید و دیگران رو عاشق کنید.

همیشه این رو به خاطر داشته باشید که خداوند مهربون، بهترین و بزرگترین عاشقه.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

"هربار که شوهرم می گوید تو خیلی قوی هستی، مطمئنم از عهده اش بر می آیی. احساس می کنم که می خواهد نیاز هایم را نادیده بگیرد. ممکن است قوی باشم، اما هنوز دوست دارم که مردی از من حمایت کند."

اشتغال زن

زن هایی که خیلی قوی، مستقل و موفق هستند نیازی به مردها ندارند و بهتر است که تنها زندگی کنند؟؟؟

این سخنان چقدر برای شما آشناست؟

آن زن خیلی قوی است و از پس هر چیزی بر می آید؛

زن های قوی نیازی به توجه و مراقبت ندارند؛

زن های مستقل نیازی به شوهر ندارند.

معمولاً مردها به اشتباه چنین فکری می کنند که دو نوع زن در دنیا وجود دارد؛ نوع اول که آسیب پذیر، ظریف و لطیف و وابسته هستند و باید از آن ها مراقبت و مواظبت شود و نوع دوم که قوی، توانمند و قابل هستند، بنابراین نیازبه مراقبت و مواظبت ندارند. لذا هرگاه مردی نامزد و یا همسری دارد که به عنوان مثال شغلی آبرومند و با نفوذ دارد یا پویا و منظم و مستقل است، بیشتر توانایی ها و اعتماد به نفس اورا به اشتباه به حساب این می گذارد که نیاز ندارد کسی از او مواظبت و مراقبت کند و این که نیازی نیست نگران او باشند.

وقتی به خانه می رسم، می خواهم با شوهرم باشم، دوست ندارم آن زن جدی و خشنی باشم که از ساعت نه تا پنج بعداز ظهر بودم. دوست دارم این وقت ها مواضعم را ترک کنم. کسی باشد که مرا دوست بدارد و به من آسایش خاطر و آرامش خیال بدهد."

شکایت زن ها:

" نامزدم نمی فهمد که به رغم این که زن قوی و مستقلی هستم همچنان به آسایش خاطر و مهربانی نیاز دارم. چون بسیاری از اوقات قوی و شجاع ظاهر می شوم او فکر می کند از عهده ی هر چیز بر می آیم . اما در واقع این طور نیست و گاهی اوقات نیاز به کمی همدردی، همدلی و مراقبت دارم."

"هربار که شوهرم می گوید تو خیلی قوی هستی، مطمئنم از عهده اش بر می آیی. احساس می کنم که می خواهد نیاز هایم را نادیده بگیرد. ممکن است قوی باشم، اما هنوز دوست دارم که مردی از من حمایت کند."
زن

"تنها به این دلیل که قوی و توانا هستم به این معنا نیست که دوست ندارم گاهی اوقات نیز کسی از من محافظت و مراقبت کند. هنگامی که همسرم تلاش می کند از من مواظبت کند، احساس محبوب بودن و زنانگی می کنم."

" گرچه به لحاظ مادی و اقتصادی مستقل هستم و شغلم را جدی می گیرم، اما این به آن معنا نیست که ظریف و مهربان نیستم و هیچ گونه نیازی هم به کسی یا چیزی ندارم. زیرا بسیار ظریف هستم و نیازهای زیادی هم دارم. وقتی به خانه می رسم، می خواهم با شوهرم باشم، دوست ندارم آن زن جدی و خشنی باشم که از ساعت نه تا پنج بعداز ظهر بودم. دوست دارم این وقت ها مواضعم را ترک کنم. همه چیز را رها کنم و کسی باشد که مرا دوست بدارد و به من آسایش خاطر و آرامش خیال بدهد."

باور غلط: زن های قوی و مستقل نیاز به توجه و مراقبت ندارند.

واقعیت: تنها به این دلیل که زن ها قوی و مستقل هستند، لزوماً به این معنا نیست که نیاز به حمایت و مراقبت ندارند.

اشتباهی که مردان مرتکب می شوند این است که قدرت و توانایی را با خودکفایی اشتباه می گیرند. صرف اینکه زنی قوی و با اعتماد به نفس است به این معنا نیست که هیچ گونه نیازی ندارد و اصلاً نیز به این معنا نیست که به شخص توانمند و نیرومند دیگری نیاز ندارد. به این معنا نیز نیست که زن های قوی و مستقل هرگز خسته، ترسیده و وحشت زده و بی رمق نمی شوند.

در واقع بخشی از مشکل نیز همین است که چون زن ها در انجام مجموعه ای از وظایف و کارهای مختلف بسیار توانمند و قوی نیز ظاهرمی شوند، مردها این قابلیت و توانایی را در آن ها می بینند و تحسین می کنند و سپس چنین نتیجه گیری می کنند که زن ها به کمک آن ها نیازی ندارند. اما در واقع چنین نیست.

آنچه زن ها دوست دارند مردها بدانند:
عشق

صرف اینکه زن ها در یک یا چند مورد احساس توانایی و لیاقت می کنند و به کمکی احتیاج ندارند به این معنا نیست که هیچ گاه به کمک همسرشان احتیاج پیدا نمی کنند.

مردان عزیز: گاهی اوقات همسران شما دوست دارند که شما به آن ها کمک کنید، حتی اگر خودشان نیز به تنهایی قادر به انجام آن باشند. در این گونه مواقع، دوست دارند قدرت، توان، حمایت و مراقبت شما را حس کنند، دوست دارند گاهی اوقات از آنها بپرسید: " چه کاری از دست من ساخته است؟" این موجب می شود احساس امنیت و ارزشمند بودن کنند. گاهی اوقات نیز دوست دارند شما خودتان تشخیص دهید که به کمک تان احتیاج دارند، حتی پیش از آن که از شما کمک خواسته باشند. گاهی اوقات دوست دارند منتظر تقاضای کمک از جانب آنها نشوید.

مردان عزیز: زن ها گاهی اوقات به کمکتان احتیاج دارند و گاهی اوقات نیز ندارند. چنانچه نمی دانید، از همسرتان بپرسید. هرگز فرض رابر این نگذارید که چون هفته پیش از پس همه ی کارها به تنهایی برآمد و به کمک شما احتیاج نداشت، این هفته نیز به کمک تان احتیاج نخواهد داشت.

واقعیت مربوط به این باور غلط

هرگز اجازه ندهید زن های قوی و مستقل شما را گمراه کنند. به یاد داشته باشید که زن ها هرقدر هم که قوی یا مستقل باشند. همچنان نیاز دارند احساس کنند که به طرق مختلف از آنها مراقبت می شود. هنگامی که به همسرانتان توجه می کنید و آماده اید از آن ها حمایت کنید، به آن ها اطمینان می دهید که تکیه گاه آن ها هستید. این راز را همواره به یاد داشته باشید:

زن هایی بیشتر به توجه، حمایت و مراقبت نیاز دارند که از دیگران بیشتر حمایت و مراقبت میکنند.







نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

همچنین مصرف كافی آب و مایعات به منظور دفع مواد زاید بدن و پرهیز از مصرف نوشابه‌های شیرین و گازدار در مبتلایان به چاقی ضروری است.
بدن انسان به دنبال عملكرد سیستم‌های پیچیده، تعادل میان انرژی دریافتی و انرژی مصرفی را حفظ می‌كند. بر هم خوردن این تعادل با بروز پدیده‌های چاقی یا لاغری همراه است. به گفته متخصصان چاقی و لاغری هر دو نوعی بیماری محسوب شده و به عنوان عامل خطر بیماری‌های دیگرنیز محسوب می‌شوند.

به گزارش ایسنا، افزایش میزان چربی بدن به صورت موضعی یا عمومی را چاقی می‌گویند.

همچنین مصرف بیش از نیاز كالری غذایی به ویژه شیرینی‌ها و چربی‌ها، كمبود تحرك، برخی از اختلالات هورمونی و زمینه‌های ارثی از علل عمده چاقی به شمار می‌روند.

بیماری‌های قلبی - عروقی، فشار خون بالا، دیابت، سرطان، سنگ‌های صفراوی، تغییرات نامطلوب چربی خون و پرخوری عصبی نیز از عوارض مهم چاقی محسوب می‌شوند.

توصیه‌هایی برای مبتلایان به چاقی

بر اساس اعلام انستیتو تحقیقات تغذیه‌ای و صنایع غذایی كشور، كاهش تدریجی وزن حدود نیم كیلوگرم در هفته و پیروی از یك رژیم غذایی متعادل با توجه به شرایط جسمانی (سن، جنس و فعالیت جسمانی) برای افراد چاق توصیه می‌شود. چاق‌ها بهتر است وعده‌های غذایی خود را به شش وعده كوچك و منظم تقسیم كرده و به صبحانه به عنوان یك وعده غذایی مهم توجه كنند و هنگام شام غذایی سبك مصرف كنند.

همچنین مصرف كافی آب و مایعات به منظور دفع مواد زاید بدن و پرهیز از مصرف نوشابه‌های شیرین و گازدار در مبتلایان به چاقی ضروری است.

افراد چاق بهتر است استفاده از سالاد و سبزی‌ها و یا سوپ‌های رقیق قبل از غذا را برای كاهش اشتها در دستور كار داشته باشند. كاهش مصرف نمك، شیرینی و شكلات، غذاهای چرب و سرخ شده در مبتلایان به چاقی تاكید می‌شود. چاق‌ها بهتر است از مواد غذایی به صورت آب پز، بخارپز یا كبابی استفاده كنند.

افزایش فعالیت بدنی و ورزش منظم، مصرف غذاهای پروتئینی مانند گوشت كم چرب، ماهی، حبوبات، لبنیات كم چرب در هر وعده غذایی برای كمك به احساس سیری، جایگزین كردن نان‌های سبوس‌دار به جای نان‌های سفید، پرهیز از رژیم‌های خیلی سخت و كم كالری و خودسرانه، استفاده از چاشنی‌هایی مانند آب لیمو و یا آبغوره یا سركه به جای نمك و سس سالاد در مبتلایان به چاقی توصیه می‌شود.

لاغری و توصیه‌های تغذیه‌ای برای این افراد

در عین حال كمبود وزن نیز مشكلی است كه 8 تا 9 درصد جمعیت كشور به آن مبتلا هستند.

عادت‌های غذایی غلط، مصرف ناكافی مواد غذایی و انرژی، فعالیت بدنی بیش از حد، اختلال در جذب مواد مغذی، ابتلا به بیماری‌های تحلیل رونده مانند پركاری تیروئید یا سرطان، عفونت، استرس و ...، فشارهای روحی و روانی و بی‌اشتهایی عصبی از جمله علل مهم لاغری هستند.

افزایش تدریجی وزن حدود نیم كیلوگرم در هفته و استفاده ازادویه‌ها و افزودنی‌های محرك اشتها مانند انواع ترشی‌ها در افراد لاغر توصیه می‌شود. همچنین تهیه و سرو غذا به صورت دلپذیر و مصرف گوشت و غلات برای بهبود اشتها می‌تواند كمك موثری به این افراد داشته باشد.

مصرف انواع میوه و آب میوه طبیعی و سبزی‌های تازه به عنوان منابع خوب ویتامین‌ها واملاح، مصرف مواد نشاسته‌ای بیشتر مانند نان، برنج، سیب زمینی برای تامین انرژی، مصرف انواع مغزها و خشكبار در فواصل وعده‌های غذایی مانند پسته، فندق، بادام و ... و مشاوره تغذیه جهت تنظیم یك برنامه مناسب برای افراد لاغر توصیه می‌شود.





نوع مطلب : سلامت تغذیه پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تغذیه مناسب برای کاهش وزن اهمیت بسیاری دارد و کمک می کند تا تنظیم انرژی بدن بهینه شود و بدن به طور مؤثری کار کند. بسیاری از افراد وقتی که می خواهند لاغر شوند، میزان غذای مصرفی خود را به طور محسوسی کاهش می دهند، در نتیجه وضعیت تغذیه ای آنها افت می کند.
وقتی بدن چربی یا کربوهیدرات را می سوزاند، سلولها برای کامل کردن فرایند شیمیایی به تغذیه اساسی نیازمندند. نبود تعادل در وضعیت تغذیه ای اغلب در سطوح انرژی بدن اثر منفی می گذارد، در نتیجه ممکن است احساس خستگی و ضعف و کمبود انرژی کنیم.
بدیهی است که عضلات بر اثر کمبود ویتامینها یا مواد معدنی خاص از کار نمی افتند، اما نبود تعادل بین این مواد مغذی به شیوه های مختلفی در وضعیت جسمی و روحی ما اثر می گذارد. حتما تاکنون احساس کرده اید که می خواهید بلند شوید و برای کم کردن وزن ورزش کنید، اما به نظر می رسد که بدنتان تمایلی به این کار ندارد؛ و هنگامی که شروع به تمرین ورزشی می کنید، ظرف پنج دقیقه احساس خستگی یا حتی غش می کنید!
● حقایق تغذیه ای:
بسیاری از ویتامینهای گروه «ب» برای سوخت و ساز انرژی در بدن لازم است. اگر برنامه غذایی کم کالری به مقدار کافی ویتامین های گروه «ب» را تأمین نکند، ممکن است در سوخت و ساز چربیها و کربوهیدرات ها تأثیر بگذارد و به احساس خستگی و بیحالی و خواب آلودگی فرد منجر شود.
ویتامین «ث» نیز هم سبب افزایش مقاومت بدن در برابر عفونتها می شود و هم به بازسازی و حفظ بافتهای عضلانی و رگهای خونی کمک می کند.
برای انجام دادن تمرینهای ورزشی طولانی، به منظور سوزاندن میزان مناسبی از کالری و کاهش دایمی وزن، وجود بافتهای قویتر عضلانی لازم است.
لازم نیست کیلو کیلو ویتامین و قرصهای مواد معدنی بخورید تا مطمئن شوید که تمام مواد مغذی لازم به بدنتان رسیده است. خوردن روزانه یک قرص مولتی ویتامین هم کافی است تا به حفظ سطوح انرژی بدنتان کمک کند. بدین ترتیب، شما می توانید به طور مؤثری ورزش کنید. یادتان باشد که قبل از مصرف هر نوع مکملی حتما با پزشک مشورت کنید.
برای جلوگیری از کاهش بافتهای عضلانی هنگام کاهش وزن، باید به مقدار کافی پروتئین با کیفیت بالا (مثل تخم مرغ، لبنیات، انواع گوشت، حبوبات) مصرف کنید. هر چه بافتهای عضلانی کمتری از دست بدهید، میزان سوخت و ساز بدن نیز کمتر کاهش پیدا خواهد کرد.
اگر سوخت و ساز بدن همچنان بالا باشد، سوزاندن چربیهای اضافی بدن و در نتیجه کاهش وزن ادامه خواهد داشت؛ ولی با افت سوخت و ساز، کاهش وزن سخت خواهد شد.
تغذیه مناسب به معنای مصرف کافی و متعادل از تمام مواد مغذی مورد نیاز بدن، اعم از پروتئین و کربوهیدرات و اسیدهای چرب ضروری و ویتامینها و مواد معدنی و الکترولیتهاست.
بدن می تواند مدت طولانی با برنامه غذایی کم کالری دوام بیاورد، اما نیازمند مواد مغذی ضروری است تا بتواند انرژی ذخیره اش یعنی چربیهای اضافی را مصرف کند.
این مقاله برای افراد بزرگسال سالم (یعنی کسانی که بیمار نباشند) تهیه شده است که برنامه غذایی کم کالری دارند. چنانچه شما برنامه غذایی مناسب و متعادل با کالری کافی دارید، نیازی نیست که هیچ گونه مکمل تغذیه ای مصرف کنید؛ ولی در کنار برنامه ای کم کالری می توان از مکمل استفاده کرد.
دوباره توصیه می کنم که چنانچه تصمیم دارید هر گونه مکمل تغذیه ای بخورید، تحت هر شرایطی، قبلا با پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.






نوع مطلب : سلامت تغذیه پزشکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1) همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.

۲) همسر خود را به چشم یک شی مسوول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.

۳) جنبه یا بخش هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می شود مورد توجه و تحسین قرار دهید.

۴) برای این که همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید اگر حرف ها و گفته های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی اعتمادی در زندگی خود می کارید.

۵) وقتی همسرتان با شما درد دل می کند و راز دلش را با شما در میان می گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی رحمانه است.

۶) به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.

۷) او را به درک نکردن، عدم صمیمیت و بی احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می دهد.

۸) نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی افتد مگر اینکه همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سوال کرده و دیدگاه های واقعی وی را نسبت به خود و زندگیتان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان می دهد بدون انتقاد و جبهه گیری بپذیرید.

۹) زمانی که همسرتان با شما صحبت می کند به دقت به حرف های او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته های اوعدم علاقه شما را نشان می دهد.

۱۰) هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می کند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوه خود ابراز محبت می کند.

۱۱) او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج تان، هدیه ای به او می دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیه مورد علاقه اش اطلاعاتی به دست آورید.

۱۲) از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح ها و ایده ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نماید.

۱۳) اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته رازمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید. در بسیاری اوقات حالت روحی اوبرای ابراز محبت به شما مناسب نیست و اصرار زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می شود.

۱۴) برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش تان می شود. بنابراین سعی می کند که ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می گردد.

۱۵) سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را با عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می زند. زیرا این مساله باعث می شود که وی خود را بخشنده تر و دوست داشتنی تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی نهایت خودخواه و ناسپاس است. مردها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند.

۱۶) اگر احساس می کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می کنید. این مساله مشکل شماست شخصا روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک روان شناس کمک بخواهید.

۱۷) زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی تر کرده و از خود دور می کنید. زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می گردد.

۱۸) در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسوول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسوولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می آورد.

۱۹) او را به دوست نداشتن وگریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می کنید که در موردش صدق نمی کند و این مساله موجب کدورت در روابط می شود.

۲۰) وقتی شما در می یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته اید و آن را به همسرتان بگویید عشق و محبت بار دیگر در زندگیتان شکوفا می شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می آید.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1389/10/22 :: نویسنده : بازار صفا

عشق حقیقی بی دلیل است و از قلب سرچشمه می گیرد. هرگز به دنبال تأیید عشق بامعیارهای ذهنی نباش. ذهن فقط به درد زندگی در دنیا می خورد. اگر بخواهی می توانی به توانایی ها و امكانات فردی كه دوستش داری فكر كنی اما در این صورت تو برای زندگی آینده به دنبال شرایط بوده ای. عشق فراتر از اینهاست. فراتر از معیارهای ذهنی است. عشق از جاذبه های بدنی هم فراتر است نزدیكی عشق فاصله های زمانی و مكانی را درهم می شكند چون مرز عشق از زمان و مكان فراتر است.
    تو از طریق قلبت با قلب دیگری ارتباط می گیری... این رابطه كلامی نیست به حرف در نمی آید و با هیچ معیار ذهنی قیاس نمی شود. از قلب عشق و اعتماد زاده می شود. ذهن همیشه تردید دارد در حالی كه عشق كاملاً اعتماد می كند. عشق از بدن چهارم می آید بنابراین با معیارهای بدن های پایین تر قابل سنجش نیست و فقط به وسیلة‌ آنها به نحوی محدود حس می شود.
    شما وقتی كسی را دوست دارید تنها از حضورش شاد می شوید و دیگر نیازی به هیچ چیز دیگری ندارید.
    حالا به عنوان یك شاهد به فردی كه از عشق خود نسبت به او شك دارید فكر كنید. تصور كنید كه مقابل هم قرار گرفته اید و شما به عنوان شاهد هم خود را می بینی و هم او را. چه احساسی دارید؟ آیا ضربان قلبت تان تندتر شده؟ آیا حس می كنید امواج شادی بخش از سوی قلب او به سمت شما می آید؟ آیا حضور او برایتان نشاط آور است؟‌چشمان خود را ببندید و این امواج را با تمام وجود بررسی كنید. تنها عضوی كه می تواند بگوید شما عاشقید یا نه قلبتان است.

یك صخره را در نظر بگیرید شما با چكش و تیشه و قلم به جانش می افتید و او ذره ای تغییر نمی پذیرد و هم چنان سخت و مستحكم پابرجاست. اما همین صخره با دانه علفی كه از درون خودش سعی دارد راهی به بیرون بیابد می شكند. عشق مثل این علف باید از درون صخره از دل انسان راهی به بیرون بیابد والا شما با سعی و كوشش نمی توانید در دل هیچ كس نفوذ كنید مگر خودش اجازة عبور را به شما بدهد.
برخی عرفا می گویند ما هفت بدن داریم. بدن فیزیكی یعنی همین كه قابل مشاهده است اولین بدن ماست. اما بدن دوم به بعد را با چشم ظاهر نمی توانی ببینی بلكه یك حس شهودی لازم است تا آن را باور كنی. در بدن دوم احساسات و عواطف ما شكل می گیرند. اگر تو عاشقی و اگر متنفری از امكان بالقوه بدن دوم استفاده كرده ای. این حالات شرایطی هستند كه از استعداد طبیعی بدن دوم ناشی می شوند. سرچشمة انرژی عشق و تنفر یكی است و این دو با هم هستند. این كه چرا از یك فرد به خصوص خوشتان می آید و از فرد دیگری متنفر می شوید تفاوت آنها در طبیعت ارتعاشات آنهاست. در مرحله از رشد معنوی تو سعی می كنی از جهت های متضاد فراترروید و این را از دیدگاه دیگری هم می توان بررسی كرد.
    برخی ذهن را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم كرده اند و بودا آن را به 360 بخش تقسیم كرده. احساسی كه نسبت به دیگران داریم به هر دو بخش مربوط می شود یعنی گاهی با دیدن رفتارها و یا شنیدن حرف های یك نفر از او بدمان می آید و گاهی بدون داشتن دلیل واضح و مشخصی از كسی بدمان می آید و این حس از ناخودآگاه ما می آید. بخشی ا زذهن كه حد و مرزی ندارد و در مقایسه با بخش آگاه مثل جنگل در برابر باغچه است.
    بخش ناخودآگاه جایی است كه اگر بتوانی به آن دست یابی به كمال خواهی رسید. وقتی از كسی بدت می آید از او فرار نكن تو می توانی به او فكر كنی و به دلایلی كه باعث تنفرت شده بیاندیشی. این حس را سركوب نكن فقط به آن فكر كن حتی تظاهر نكن كه متنفر نیستی با آن مواجه شو و دركش كن.
    
    
    اگر حس تنفر نداشتیم
    اگر حس تنفر نبود شما هر غذایی را می خوردید حتی غذاهای فاسد شده و گندیده. شما حسی نداشتید كه شما را باخبر كند.
    اگر حس تنفر نبود شما هر آبی را می نوشیدید چه آن آب تصفیه بود چه آب یك لجن زار. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی كرد كه كیسة‌ زباله را هر شب بیرون بگذارید،‌ چون حس بدی به شما دست نمی داد. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی كرد حمام بروید یا نه. شما از كثیفی بدتان می آید و برای همین به حمام می روید. شما هرگز لباسهایتان را عوض نمی كردید. سرتان را شانه نمی زدید، اتو نمی كردید چون حسی نداشتید كه به شما بگوید مرز زیبایی و زشتی، عشق و تنفر كجاست؟
    وجود این جفت متضاد باعث می شود كه هر دو را درك كنیم.






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوستی که رنگش سبز هست... اونی که همه چیز رو

از دریچه مثبت نگاه میکنه و خوبی هاتو می بینه..و همیشه بهت

امید میده

 

 

دوستی که رنگش آبی هست ..رنگ دریا و آسمون ..اونی هست

که واسمون صلح و آرامش می یاره

 

 

دوستی که رنگش زرد هست ...رنگ خورشید ..اونی هست که باعث

شادی ما میشه...و وقتی که ما ناراحتیم .مارو می خندونه

 

 

دوستی که رنگش قرمز هست .اونیه که قوانین و مقررات زندگی رو به یاد ما میاره وبا جملات گرم و پر از محبت این امید رو میده که واسه عوض شدن فرصت هست

 

 

حالا!!!دوستی که رنگش نارنجی هست..رو ح ما را سرشار از انرژی مثبت میکنه..با چی؟؟

با ویتامین عشق و محبت که باعث بالندگی ما میشه

 

 

دوستی که رنگش خاکستری هست؟؟؟؟اگه گفتین؟؟

همونی هست که به ما معنی سکوت رو یاد میده..با عکس العملها و تفکرو درون نگری باعث میشنه که خود و

بقیه رو بهتر بشناسیم.

 

 

دوستی که رنگش بنفش هست ..رنگ آدمای خاص و شریف, درستکار.. کمک میکنه تا حقایق رو به درستی و از صمیم قلب درک کنیم

 

 

دوستی که رنگش قهوه ای هست...میتونه کمک کنه به ما که یه کمی واقع بین باشیم و خیلی تو رویا و آسمون سیر نکنیم و فکرای غلط رو به دور بیاندازیم..و به وقایع روزمره و ساده زندگی با دید منطقی نیگاه کنیم.

 

 

دوستی که رنگش سفیده...کسی هست که کمک میکنه واقعیت های پشت پرده و حکمت هارو از لابلای تجربیات و اتفاقاتی که واسمون می افته بهتر درک کنیم..

 

 

ما اگه همه دوستامون رو تو یه مهمونی دور هم جمع کنیم ..دیگه تمام رنگای قوس و قزح رو داریم و ..در واقع یه رنگین کمون از

عشق

درست کرده ایم....





نوع مطلب : فال و طالع بینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 29 )    ...   7   8   9   10   11   12   13   ...   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات